قالب وبلاگ

وب جامع جاذبه های گردشگری و توریستی آمل
Visitor attractions in Amol 
http://pol-e-molaghamol.plogger.ir/upload/p/pol-e-molaghamol/pictures/4059125227020.jpg
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 10:32 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

احساس معنوی انوشیروان در هنگام دیدن زیبایی های آمل از زبان فردوسی

برگه فیسبوک سرای دانای توس


این خاک سپند (مقدس) است. هر جایش یادگار نیاکان خردمند ما است. ما ایران زمین را می پرستیم (پرستاری می کنیم) و تک تک شهر ها، دریاها، کوه ها، رودها و کویر هایش را بزرگ می داریم.

انو شیروان زمانی سفری می کند به آمل. شش هزار سال پیش در دوره فریدون، آمل پایتخت ایران زمین بوده است و انوشیروان این را می دانسته است (افسوس که ماها کمتر می دانیم). زمانی که پایش به آمل می رسد و آن همه زیبایی ها را می بیند این سخن ها را می گوید:


         ز گرگان بسارىّ و آمل شدند ---- بهنگام آواز بلبل شدند
         در و دشت يك سر همه بيشه بود ---- دل شاه ايران پر انديشه بود
         سر كوه و آن بيشه ها بنگريد ---- گل و سنبل و آب و نخچير ديد
         چنين گفت كاى روشنِ كردگار ---- جهاندار و پيروز پروردگار
         تويى آفريننده هور و ماه ---- گشاينده و هم نماينده راه
         جهان آفريدى بدين خرمى ---- كه از آسمان نيست پيدا زمى
         كسى كو جز از تو پرستد همى ---- روان را بدوزخ فرستد همى
         ازيرا فريدون يزدان پرست ---- بدين بيشه بر ساخت جاى نشست

زمی: کوتاه شده زمین

درود بر فردوسی که این بخش را تا اندازه ای زیبنده سروده که تو گویی روان آدمی را از زمان و مکان می گریزاند.
[ چهارشنبه 1391/03/24 ] [ 6:8 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

امیر و گوهر به روایت افسانه ها

نادعلی فلاح
K14_1-45p-1982-Miniature-med-slag2.jpg

 مقاله ی "امیر و گوهر به روایت افسانه ها" کاری است میدانی که نویسنده ی مقاله، افسانه های امیر و گوهر را در روستاهای حاشیه جنگل مانند پولادکلای نور، اسکو محله و ترکلای آمل در سال های 1383و 1386ضبط و ثبت و تحلیل کرد.
 همچنین افسانه ی امیر و گوهر ی که در کنزالاسرار آمده، مورد توجه بود و سعی شده به طور ضمنی با دیگر افسانه ها مقایسه شود. آن گاه چهار روایت از افسانه ی امیر و گوهر را همان گونه که راویان نقل کردند بدون کوچکترین تغییری به نثر محاوره ای آورده شد.
 

 چکیده: امیر و گوهر جزء افسانه های عشقی است و دارای یک سری ویژگی هایی است که آن را با دیگر افسانه ها جدا می سازد. هر کدام از راویان گوشه ای از حالات امیر و گوهر را بیان کردند، در حقیقت با برش کوتاهی از یک داستان بلند یا زندگی نامه، یک نوع داستان مینی مالیستی خلق کردند.
 راویان ضمن بیان سرگذشت- سرگذشتی از مردان دشت و دهقان و کشاورز همراه با زبانی طنزآلود و کنایه وار- شعر را با آواز بیان می دارند. در عین حال که بسیاری از اشعار به جا مانده در این سرگذشت ها را راویان در طول تاریخ ساخته و پرداخته اند، بخش اعظمی از افسانه ی امیر و گوهر هم شامل مرور زمان شد اما همچنان قسمت هایی از آن افسانه ها بین مردم به حیات خود ادامه می دهد و با روح و روان مردم عجین شد.
کلید واژه: امیر و گوهر ، سرگذشت یا افسانه ی عشقی ، شعر آوازی، طنز....
مقدمه: در مکتب افسانه شناسی افسانه های مردمی را به چهار گروه تقسیم کردند: افسانه ی عشقی، افسانه ی مثل ها(افسانه درباره ی حیوانات)، افسانه سحرآمیز و افسانه ی معیشتی.
 هریک از افسانه های داری ویژگی های هستند که آن را از دیگر افسانه ها جدا می کند. افسانه های عشقی- در مازندران به سرگذشت معروف است- بیشتر در مشرق زمین به خصوص بین مردم فارسی تبار رواج دارد و مهمترین ویژگی یا شاخصه ی آن عشق است؛ یعنی عشق نقش اساسی را بازی می کند و بدون عشق افسانه به سرانجام نمی رسد.
 همان گونه که در افسانه های سحرآمیز مشکلات قهرمان با سحر و جادو برطرف می شود... معمولا عشق در چنین افسانه هایی عشق پاک و بی آلایش بین دو دلداده است و هدف قهرمانان هم رسیدن به عشق است و بس.
اصولاً یا دو دلداده به هم نمی رسند و لحظه ی وصال هر دو یک آن جان می سپارند یا با هم ازدواج می کنند و مدت ها در کنار هم زندگی می کنند و باز با هم می میرند. از یک افسانه ی عشقی(سرگذشت) معمولاً روایت های متفاوتی وجود دارد و آغاز و انجام آن ها متفاوت است؛ یعنی راوی به دلخواه خود روایت را تغییر می دهد.
 مثلا افسانه طالب و زهره روایت هر راوی با راوی دیگر فرق می کند. یک راوی می گوید: طالب و زهره با هم ازدواج کردند و طالب به مدت چهل سال پادشاه آمل شد و راوی دیگر می گوید: لحظه ی وصال؛ به محض این که همدیگر را در آغوش کشیدن هر دو جان سپردند.
یا در نجما و رعنا هم به همین صورت. به هر صورت این گونه روایت مردمی و شفاهی قرن ها بین مردم رواج داشت و هنوز هم کاربرد دارد و نمی تواند مربوط به چند دهه یا چند قرن اخیر محدودش کرد. اصولا در چنین افسانه هایی عاشق و معشوق یکی اند؛ یعنی هر دو عاشق اند و هر دو معشوق. در ادبیات نوشتاری عاشق همیشه به دنبال معشوق است و معشوق با ناز و عشوه هایش او را به دنبال خویش می کشاند. اما در بسیاری از افسانه های عشقی مردمی هر دو در پی رسیدن معشوق اند.
 به عبارتی راوی هر دو را عاشق می داند و حرفی از معشوق نیست. در مازندران افسانه های عشقی(سرگذشت) مثل همه جای ایران رونق و شهرت به سزایی دارد به خصوص این که چنین افسانه هایی با آواز عرضه می شود؛ یعنی راوی ضمن شرح و بیان حالات عشق دو دلداده قسمت هایی را با آواز می خواند چرا که هنگام گفتگو زبان آن ها شعر یا موزون است و نکته جالب توجه این است که هنگام انجام کارها تفاوت چندانی بین عاشق و معشوق وجود ندارد و حتی در بعضی قسمت ها جنس مونث رفتار مردانه دارد؛ یعنی قدرت این را دارد که کار مردانه بکند.
 مثلا در طالب و زهره وقتی طالب به هندوستان می رود و تمام مال و اموال به خصوص گاوهایش را رها می کند زهره مثل یک مرد تمام عیار به پا می خیزد و اختیار دار مال و اموالش می شود و به همه جا سر می زند و رسیدگی مال و اموالش را به عهده می گیرد، مختاباد تعیین می کند و...، این در حالی است که برادران و خویشان و بستگان طالب همه جا حضور دارند اما اختیاری ندارند.
در روایت دوم گوهر رفتار مردانه دارد، یشلاق و ییلاق می کند و.... شاید هر یک از این افسانه ها ی عشقی خواستگاه تاریخی داشته باشند که ما از آن ها خبر نداریم و با تحقیق و پژوهش در آیند بعضی چیزها روشن گردد و یا ممکن است برای همیشه در هاله ای از ابهام باقی بماند. باید پژوهش کرد و منتظر نظرات پژوهشگران بود اما افسانه های عشقی در مازندران یا بومی اند؛ یعنی محل وقوع حادثه به باور مردم در خود مازندران است، مثل امیر و گوهر، طالب و زهره.
یا این که سر از استان های دیگر در می آورد، یا حداقل قسمتی از آن در استان دیگر رخ می دهد. مثل نجما و رعنا که تمام وقایع آن در شیراز، لرستان و... اتفاق می افتد یا پری خان قسمت اول آن در مازندران و قسمت پایانی آن در شیراز رخ می دهد و.... اما آن چه حایز اهمیت است و می تواند جالب توجه باشد، موسیقی و آوازی که هر یک از افسانه ای عشقی(سرگذشت) در مازندران دارا هستند؛ یعنی از آواز تبری (1) (=امیری) گرفته تا طالبا و نجما خوانی و ... با آهنگ و سبک مخصوص به خود خوانده می شود و آن هایی که روایتگر افسانه های عشقی اند به ندرت افسانه های غیر عشقی روایت می کنند این در حالی است که در جاهای دیگر ایر ان این گونه نیست.
راوی، افسانه ی عشقی را مثل افسانه های دیگر روایت می کند؛ یعنی بدون موسیقی و آواز. از طرفی دیگر این افسانه ها با اسطوره آمیخته شدند، آن چه که مردم در ذهن خود از رستم و ید و بازوی او متصور بودند و در جای جای زندگی آن ها حضور داشت استحاله یافت و در شخصیت امام علی(ع) ظهور پیدا کرد و در بیشتر افسانه های عشقی بروز یافت و چنین شخصیتی در همه جا یار و حامی قهرمان داستان است.
حال سرچشمه اش از کجاست؟ شاید دلایل گوناگون داشته باشد، از اسطوره سازی ایرانیان گرفته تا غلبه احساسات بر عقلانیت، زندگی کشاورزی و وابستگی به طبیعت و... همه و همه می تواند دخیل باشد که خود آن بحث دیگری را می طلبد. امیر پازواری بین عامه مردم به امیر معروف است به جز آن جا که می گوید«مره گننه کل امیر پازواره) کمتر جایی از پازوار نام برده شد، او شاعر پر آوازه ی مازندرانی است که به جز اشعار سینه به سینه اش هیچ مدرک دیگری دال بر وجود امیر نیست. حتی نمی دانیم چند شاعر به دلایلی نام امیر را برای زندگی شاعری خویش بر گزیدند و شعر سرودند و به نام امیر مشهور گشتند.
بسیاری از پژوهشگران امیرشناس یا با خیال بافی و از سر ذوق زندگی و شعرشان را با افسانه ها یکی دانسته اند و حتی با افسانه ای که در کتاب کنزالاسرار آمده هم داستان شدند و عده ای هم هر شعری که منتسب به امیر بود واقعی پنداشتند و او را دانشمند و عارف زمانه دانستند، این در حالی است که شعر امیر در مکان ها و موقعیت ها رنگ و بوی همان مناطق را دارد هر چند این گونه اشعار با هم فرق داشته باشد، این نشان از آن دارد که امیر شاعر یک نفر نبود، بلکه چندین نفر بودند؛ یعنی باید بگوییم امیری سرایان.
در کنز الاسرار آمده است: امیر پازواری مردی بود دهقانی و عوام و علی الظاهر در نزدیکی از اهل دهقان به عنوان نوکری در قید و لیکن در باطن پای دلش در سلسله ی عشق دختر اربابش در بند بوده به امید بوستان وصالش به بوستان کاری مشغول بوده از آن جایی که دختر را نیز میلی به جانب او بوده چنانچه گفته اند تا که از جانب معشوقه نباشد کشش کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. لهذا دختر به بهانه ی دیدار یار هر روز بر سبیل استمرار خود به جهت یارش نهار می برد بلی خواجه آنست که باشد غم خدمت کارش القصه تا روزی امیر در بیرون بوستان ایستاده بود که سوار نقاب داری با یک پیاده در جلوی در رسیدند.
 امیر چون آن سوار را عظیم الشان دید شرط تکریم به جای آورده سوار فرمودند که ای امیر از بوستان خود خربزه ای به ما برسان در جواب عرض کرد که جالیز من اینک دو برگه است و هنوز گل نکرده باز فرمودند که به بوستان داخل شو خواهی دید که خربزه ای بسیار چیده و جمع کرده است یکی از آن ها را بیار!
امیر اگر چه یقین می دانست که خربزه ای یافت نمی شود و لیکن من باب اطاعت امر آن بزرگوار داخل جالیز شده دید که بوستان خرم تر از گلستان ارم است و خربزه ای بسیار چیده در یکی جمع است با حالت تعجب خربزه بر داشته به خدمت آن بزرگوار آورده آن سوار خربزه را شکسته دو غاش(قاچ) از آن را به امیر بوستان کار و یک غاش به آن پیاده و غاش دیگر به چوپانی داده که در آن جا گوسفند می چرانید و قسمتی نیز خود بر داشته روان شدند اما امیر یکی از آن دو غاش را خورد و دیگر ی را برای معشوقه خود نگاه داشت، اما وقتی که دوباره داخل بوستان شده جالیز را به صورت اول دید.
 دراین حین معشوقه اش برای او چاشت آورده، ناطقه امیر به شعر گویا شده در مقام تکلم در آمده و آن یک غاش خربزه ای که نگاه داشته بود به معشوقه ی خود تسلیم نمود.
 دختر نیز پس از خوردن خربزه شاعر شد و در مقام سوال و جواب بر آمده، کیفیت معلوم نمود. گفت شناختی که آن سوار کی بود و به کی رفته؟ گفت نه!
 گفت آن امام علی ابن ابی طالب(ع) بوده تا به چوپان رسیده جویای سوار گردیده از دور به او نشان دادکه سوار آن شخص است که از دور می رود پس امیر دوید تا نزدیک نمود.
 دید سوار از نهری گذشت که به جای آب آتش روان است و او را منع می کرد که نیا که می سوزی امیر مضمون این شعر را بیان نمود که رخسار یار من چه گل آتشین بود*من می روم به آتش اگر آتش این بود* پس داخل رودخانه آتش گردیده چون از خود گذشته بود لهذا آن بزرگوار عنان کشیده تا به پابوس او مشرف گردیده از برکت وجود آن بزرگوار در معرفت به روی قلبش باز گشته و به اسرارگویی و غیره قصه آغاز نموده چون نام او گوهر بوده لهذا بعد از شرفیابی حضور معشوق حقیقی خود به همین اسم مسمی کشته در اشعارخود یار حقیقی خود را نیز به همین اسم می نامد و اسم چوپان نیز امیر بوده او نیز عاشق گوهر گردیده و این دو امیر به شعر با هم بسیار مکالمه می کنند.( پازواری، 1277: 129- 124،ج اول )
در این افسانه ما سه شاعر پیش رو داریم: دو تا امیر و یکی گوهر و هر سه با خوردن خربزه شاعر شدند منتها دو امیر شاعر مستقیم از دست حضرت امیر خربزه خوردند و شاعر شدند(2) و امیر قسمتی از خریزه ای که آن حضرت داده بود به گوهر داد و او هم شاعر شد.
 دقیقاً شبیه افسانه ی رضا خراط است، آقای یزدان یزدانی راوی سر گذشت رضا خراط می گوید: او مرد ساده و بی سوادی بود همراه مردم به امام رضا رفت و شب در صحن امام رضا خوابید، صبح که بیدار شد متوجه شد لب هایش شیرین است و همان جا شاعر شد و شروع کرد به شعر گفتن.
 باز آقای یزدانی در باره طالب و زهره هم داستان را این گونه تعریف کرد: زهره اناری را توی دستمال گذاشت و به طالب داد و گفت بازش نکن! اما طالب باز کرد و از همان لحظه دیوانه شد و بعد از دیوانگی شاعر شد و مرتب شعر می گفت.
یا بعضی راویان می گویند طالب خواب می بیند و بلند می شود بعد از آن خواب شاعر شد و البته این موارد در ادبیات فارسی تازگی ندارد و در باره بسیاری از شاعران مانند فایز دشتستانی، بابا طاهر و... چنین افسانه هایی ساختند، این بر می گردد به همان اسطوره سازی و افسانه گویی های مردم ایران که خود می تواند در جای دیگر مورد بررسی قرار گیرد و موضوع یک مقاله شود.
 ما اگر بخواهیم این افسانه ها را واقعی پنداریم و درباره امیر نتیجه گیری کنیم که امیر افسانه ها امیر شاعر است سخت به بی راهه می رویم، زیرا ما می توانیم در حد افسانه و ادبیات شفاهی آن را تجزیه و تحلیل کنیم نه در حد یک سند مکتوب و تاریخی و قابل استناد علمی.
 افسانه ها در طول تاریخ با توجه به اوضاع اقتصادی و اجتماعی و دینی و... دستخوش تغییرات می گردند. هر راوی با توجه خلق و خو و باور خود و حال و هوا و موقعیتی که در آن قرار می گیرد، چیزهایی به آن اضافه یا کم می کند، شعر را تغییر می دهد و بومی و منطقه ای می شود و حتی شغل آن راوی در کلام موزون و غیر موزونش تاثیر می گذارد و واژگان را تغییر می دهد.
 البته در بسیاری از اشعار آوازی این چنین است. گاهی وقت راوی با این که یک آواز را تقلیدی می خواند چون مکتوب نیست و از حافظه کمک می گیرد باز در اشعار دست می برد و تغییر اتی ایجاد می کند.
 ویژگی ها عمومی: 1-راویان معمولا اول شروع می کنند به خواندن شعر با آهنگ و آواز. اگر از راوی تقاضا شود که سرگذشت آن ها را هم تعریف کند، تازه متوجه می شود ضمن خواندن اشعار با آواز زندگی یا سرگذشت دو دلداده را هم باید بیان کند؛ یعنی راوی نظرش خواندن با آواز است به همین دلیل می گویند: تبری(= tabriامیر خوانی) نجما خوانی یا طالب خوانی و ... اما نکته ی حایز اهمیت در افسانه ی امیر و گوهر این است که راوی از همان اول شروع می کند افسانه را تعریف کردن و آن گاه اشعار را با آواز یا بدون آواز می خواند.
 2-نکته دیگری که در سرگذشت امیر و گوهر مورد توجه است تا حال با هیچ راوی برخورد نکردم که زندگی عاشقانه امیر و گوهر را از آغاز به انجام برساند یا به عبارتی افسانه آغاز و پایان داشته باشد، بلکه روای برش کوتاهی از زندگی این دو دلداده را بیان می کند.
در افسانه های دیگر ما شاهد هستیم که دو قهرمان افسانه یا اصلا به هم نمی رسند یا با هزار سختی و مشکل به هم می رسند، افسانه هم شرح همین سختی ها و فراق هاست و افسانه از جایی معین شروع می شود و در یک جای که منتج به نتیجه می شود پایان می یابد این در حالی است که افسانه امیر و گوهر شنونده همیشه منتظر است تا راوی ادامه دهد؛ یعنی از وسط شروع می شود و همان جا هم تمام می شود.
 3-در افسانه امیر و گوهر مثل طالب و زهره تمام اشعار به مازندرانی روایت می شود و وزن هجایی در آن کاملا هویداست اما در دیگر افسانه های عشقی شعر به دو صورت فارسی و مازندرانی بیان می شود یا این که واژگان دو زبان با هم ترکیب می شوند و در کل سیاق جمله، فارسی است.
4-سرگذشت امیر و گوهر نه تنها در سراسر خطه ی شمال رونق و رواج دارد بلکه در استان های همجوار مازندران که مردمشان به مازندرانی تکلم می کنند، شعر و سرگذشتش را سینه به سینه بیان می کنند حتی در گیلان به زبان گیلکی بیان و روایت می شود.
5- امیر و گوهر افسانه ی مردمان کشاورز و دشت نشین ها و دهقانان است و شعر و موسیقی آن هم بیشتر به دشت و کار مزرعه و کشاورزی در ارتباط است. اما افسانه ی طالب و زهره و موسیقی طالبا بیشتر بین چوپانان و گالش ها رواج دارد یا به عبارتی موسیقی و افسانه ی کوه نشین ها و حاشیه جنگل است.

ویژگی های اختصاصی: ویژگی های است که در چهار روایت ضبط شده مورد بررسی قرار گرفت:
1- دو روایت اول با تفاوت هایی شبیه یکدیگرند. هر دو راوی بی سواد، اهل روستا هستند، تقریباً روستاهایی در حاشیه جنگل یکی در نور و دیگری در آمل، منتها یکی راوی افسانه های غیر عشقی است و دیگری خوش آواز و خواننده و راوی افسانه های عشقی است، به همین دلیل که راوی اول هنگام ارائه ی افسانه یک بخش کوتاه را روایت می کند چون اصولا راویتگر افسانه ی غیر عشقی است.
اما راوی دوم ماجرا را مفصل تر راویت می کند و شخص دیگری را – غیر از گوهر- در مقابل امیر قرار می دهد. این در حالی است که در دیگر روایت ها گفتگو فقط بین امیر و گوهر است، اگر فرد دیگری باشد در حاشیه است و بود و نبودش در کل ماجرا تاثیری ندارد.
 2- در تمام روایت ها نشان می دهد که امیر عاشق گوهر در دشت ها زندگی می کرده، آدم بی سواد، کشاورز و عاشق بوده و در عشقش یکدنده و سمج، سعی می کرده کاری را انجام بدهد که گوهر خوشش بیاید. گوهر هم از خانواده ی بوده ارباب زاده و دارای تمکن مالی اما عاشق امیر و سعی می کرده کارهایی را انجام بدهد که امیر خوشش بیاید.
 3- نکته جالب توجه طنز ظریفی است که همراه با عشق بازی و ناز و در عین حال با نیش و کنایه همراه است. در عین حال که دو دلداده فقط از دور دستی بر آتش دارند و به هم نمی رسند اما ناز و ادای گوهر برای امیر جالب و فراموش نشدنی است. چرا که زبان امیر زبان موزون است همراه با طنز. «نر نخورده کابی چه ونه وره داره؟»
در عین حال که گوهر را به بره ی دوساله تشبیه می کند که هنوز پاک است و هیچ دستی حتی دست عاشق بهش نرسیده، اما به او می فهماند که من تو را شناختم و نمی توانی از دستم بگریزی. « گوهر اگه زرده امیر ونه قربونه» نکته ای در این مصرع جلب توجه می کند، زردی چهره ی گوهر است که به طور ضمنی می خواهد بفهماند که عاشق چهره ای زرد دارد و از طرف دیگر برای هیچکدام مهم نیست چه شکلی و چه رنگی اند.
4- نکته ای که در زبان هر دو مطرح است، به کار بردن اصطلاحات و واژگان بسیار ساده و ملموس و عادی است و در زبان امروزی بکار بردن چنین مواردی دال بر بی ادبی گوینده محسوب می شود.
 روایت اول گوهر را به گوسفند تشیبه کرده و در روایت دوم به گاو و این حکایت از آن دارد که در گذشته ی فرهنگی جامعه داشتن گاو و گوسفند و به عبارتی مالداری افتخار محسوب می شد و همانند کردن به چنین موجوداتی اشکالی نداشته است.
 هر چند امروزی ها بچه کوچکشان را هنگام ناز دادن و نوازش کردن «وره= بره)» می گویند، کلمه ایست محبت آمیز.
نکته دیگر این که «ملل قدیم به وجود توتم قائل بوده اند و هر ملت یک یا چند نوع حیوانات را مقدس می پنداشته اند. ملل مشرق مخصوصا به گاو و قوچ توجهی داشته اند و سر مجسمه های خود را به شکل سر گاو ساخته اند...» ( اعلام قرآن، 1386: 320 )
5- این افسانه ها نشان می دهند که در گذشته افسانه ی عشقی امیر و گوهر بین مردم سخت رواج داشته و به مرور زمان از بین رفته و فقط قسمت ها و گوشه هایی از این افسانه ها به جا مانده است. به خصوص روایت اول و دوم بیشتر نشان از آن دارد که افسانه ی امیر و گوهر از حافظه ی بعضی راوایان پاک شده و فقط قسمت های کوچکی از آن هنوز در اذهان مانده است. حتی افسانه ای که در کنز الاسرار آمده باز گو کننده ی شاعر شدن امیر است و بس.
 6- اشعار به جا مانده در این افسانه نشان می دهد که بسیاری از این افسانه و شعر ارتباطی با امیر پازواری ندارد تا جایی که بعضی از روایان ضمن خواندن اشعار امیر ناگهان شعر رضا خراط را با همان سبک و سیاق می خوانند یا در منطقه ی چلاو و سنگچال اشعار اصغر را می خوانند و این نشان از آن دارد که بسیاری از دوبیتی های عامیانه از شاعران بی نام و نشانی است که راوایان ندانسته به امیر یا دیگران نسبت می دهند یا گاهی یک دو بیتی را که دو نفر روایت می کنند.
 یک راوی می گوید: امر گته یا گنه یک راوی دیگر می گوید رضا کته یا کنه. (3) و راوی دیگر می گوید: اصغر گته یا گنه و ... این نشان از آن دارد بسیاری از آن ها مثل بسیاری از دو بیتی های مردمی در گوشه و کنار ایران سالیان سال بین مردم بوده و هست و تغییر چندان نخواهد یافت، مگر این که بعضی از واژگان در شعر تغییر کند یا این که شامل مرور زمان بشود، و شعر های ثبت شده در حافظه ی کتاب و کتابخانه ها بماند و آن هایی که کاربرد ندارد و ثبت و ضبط نشده از بین برود.
 7- در اکثر افسانه های عشقی کارهای خارق عادت اتفاق می افتد؛ اسب بادی، اسب آبی یا اسب بادی و آبی و خاکی حضور دارد، عاشق کمر بسته ی حضرت امیر است، پاک و معصوم است. اگر کار خلاف شرع و عرف انجام دهد همه ی آن نیروی خرق عادت را از دست می دهد. به خصوص حمایت حضرت امیر را که انگشت مبارکش بر کمر یا شانه ی عاشق کوبیده و به او نیروی چند لشکر را داده است اما در امیر و گوهر چنین نیست(4). زیرا راوی فقط یک قسمت کوتاهی از زندگی را بیان می کند.
در حقیقت یک برش از زندگی امیر و گوهر و عشق بازی های این دو دلداده است. در ضمن وجود کارهای خرق عادت از ویژگی اصلی افسانه های جادویی است که بعضی از افسانه های غیر جادویی هم با چنین ویژگی هایی ادامه حیات می دهند.
امیر وگوهر(روایت اول) (راوی: قربانعلی فلاح،1383) امیر داشت تیم جار(5) کرت‌ بندی می‌کرد. خانم ها هم داشتند سرزمین نهار می‌بردند. یک خانم بچه بغلش بود، گوهر گفت: بچه‌ات را بده من کول کنم، ببینم امیر متوجه می‌شه؟ گوهر بچه را کول گرفت از جلویش رد شد. امیر این جا یک بن(6) شعرمی‌گوید . مره گننه کل امیر پازواره( به من می‌گویند کل امیر پازوار) mə- rə gənənə kal ?a mire pāzəvare بلو میس هایت مرز گیرمه تیم جاره. (کج بیل در مشتم و تیم جار(خزانه شاله) را کرت‌بندی می‌کنم) balu mis hāit marz girmə timĵǎre. نر نخورده کابی چه ونه وره داره. (کابی(بره دو‌ساله) ای که با گوسفند نرجفت‌گیری نکرد چرا باید دارای بره باشد.) nar naxərdə kǎbi če venə vare dāre. گوهر گل دیم چه ونه وچه داره.(7) (گوهر سرخ گونه چرا باید بچه داشته باشد) guhar gәlә dim če venә vačә dǎre
امیر و گوهر(روایت دوم)، ( راوی: قدرت اسماعیل زاده، 1386) خانم ها داشتند می رفتند بازار، گوهر گفت: سر راهه، امیر منو می بینه. گفتند: کاری می کنیم که تو رو نبینه، نشناسه. گفت: نمی شه، امیر منو می شناسه. مزرعه ی امیر سر راه بود و داشت تیمجار رو کرت بندی می کرد، خانم ها یک بچه به گوهر دادند، بغلش کرد تا امیر او را نشناسد. امیر سرش را بلند کرد و نگاه کرد، دید پنج شیش تا خانم دارند می روند بازار و یک بچه هم بغل گوهر است، از روی راه رفتن گوهر او را شناخت. گفت: مره کل امیر گننه پازواره (به من کل امیر پازوار می گویند) mərə kal ?amir gənnənə pâzəvâre بلو منه میس مرز گیرمه تیمجاره ( کج بیل در مشت و تیمجار را کرت بندی می کنم) balu mənə mis marz girmə timjâre من ندیمه گو نخرده گوگ وره داره ( من ندیدم گاوی که فل نخورده بچه داشته باشد) mən nadimə gu naxərdə gug varə dâre من ندیمه شی نکرده زن وچه کشه هاید داره* (من ندیدم زنی که شوهر نکرده بچه تو بغلش باشد) mən nadimə ši nakərdə zan vačə kašə hâid dâre چون دیده بود که او بچه را بغل کرد. گوهر گفت: من به شما نگفتم امیر دست بردار نیست. پس برگردم! گفتند: نه! یک خانم گفت: من جوابش رو می دم! گفتند: چه جوری جواب می دی؟ گفت: تره کل امیر گننه پازواره ( به تو کل امیر پازوار می گویند) tə rə kal ?amir gənnənə pâzəvâre بلو تنه میس مرز گینی تیمجاره( کج بیل در مشت داری تیمجار را کرت بندی می کنی) balu təne mis marz gini timjâre مردم زن ها دَ شوننه بازاره ( زنان مردم دارند به بازار می روند) mardəme zanhâ da šunnənə bâzâre کل امیر چه کار مردن زنان داره( کل امیر چه کار به زن های مردم دارد) kal ?amir čə kâre mardəne zanân dâre ونه چه انه شه زرد گوهر سر مونه داره( چرا این قدر به گوهر زرد چهره می نازد) vəne če ?anne še zardə guhare sar munə dâre [امیر]گفت: آفتاب که زرده شه ورق آسمونه(آفتاب که زرد است آسمون زیباست) ?âftâb ke zardə ševarqe ?âsəmunə ماه که زرد کارخنه ی حیرونه (ماه که زرد است آفرینش الهی تعجب برانگیز است) mâh ke zardə kârxənəye heyrunə طلا که زرده ونه بها گرونه (طلا که زرد است بهایش گران است) təlâ ke zardə vəne bəhâ gərunə گوهر اگه زرده امیر ونه قربونه ( گوهر اگر زرد چهره است امیر فدایش می شود) guhar ?age zardə ?amir vəne qərbunə گوهر برگشت و گفت: هنوز بیشتر کار رو خراب نکرده برگردم برم خونه! آره من برگردم بهتره. باز بیشتر از این چیز نشه! خوب امیر جواب رو می گفت دیگه. *
توجه به این نکته حایز اهمیت است که معمولاً شعر با آواز خوانده می شود و اشکالات وزنی احساس نمی شود«اشعار امیر پازواری تابع موسیقی است، زیرا با کشش هجاها و یا سرعت هجاها اختلاف کوتاهی و بلندی هجا از بین می رود.»( امیر پازواری از دیدگاه پژوهشگران و منتقدان، عسکری آقاجانیان میری، 1386: 43) .
«شعر تبری بیشتر آوازی(خنیاگری) است...شعر امیر نیز آوازی است؛یعنی مردم مازندران شعر او را و دیگر شاعران تبری گوی را تنها به آواز می خوانند؛ درست مانند ایرانیان پیش از اسلام ، چرا که اینان نیز به گفته ی ملک الشعرای بهار شعر را از موسیقی جدا نمی دانستند.»( همان، اسدالله عمادی،1386 :193-194)
امیر و گوهر (روایت سوم) (راوی: قربانعلی فلاح، 1383) راوی: امیر به گوهر گفت: آهای گوهر! من تو رو درست و حسابی ندیدم. گفت: فردا صبح کوچ سرمه(8) تو می ری زنگره قلد(9) میایستی من میآم. تا چار بیدار اسبو بار کنن، من سوار اسبم میشم، جلو راه میافتم، زودتر میآم، تو منو ببین. هر چه دوست داری نگاهم کن! گفت: باشه! ساعت چند میری؟ گفت: ساعت هفت میرم. امیر ساعت ششونیم رفت زیر درخت ایستاد. هنگام خروسخوان اون ها وسایلشو بار اسب کردن و رفتن. او پشت سر گوهر آمد رفت زیر درخت ایستاد. اون قدر ایستاد که عنکبوت دورسرش را تار بست و کلاغ روسرش لونه درست کرد. کلاغ بچهدار شد و بعد بچهها بزرگ شدن و رفتن.
 پاییز شد گوهر وقتی از کوه داره میآد میبینه یه سیاهی از دور پیداست به چاربیدار گفت: برین نگاه کنین ببینین سیاهی کیه؟ رفتن دیدن امیره. با اسب جلو رفت پیش امیر، گفت: امیر! گفت: چیه؟ گفت: چرا این جا ایستادهای! گفت: تو به من گفتی این جا بایست تا من تو رو ببینم! گفت: من الآن سه ماه کوه بودم، تو سه ماه اینجا ایستادهای! ته در راه خدا نونه!(10) برو! برو! این روایت یادآور زبانزدهای زیر است که در بعضی جاهای مازندران رواج دارد. به عنوان مثال آخرین زبانزد را در کجور روستای فیروزکلا شنیدم: فلانی کل امیر بیه(=fəlâni kal ?amir bayyə فلانی کل امیر شد) کل امیر بئیی kal?amir ba?i=) کل امیر شدی) یا کل امیر بور قرصه بمیر(=kal ?amir bur qərsə bamir کل امیر برو از غصه بمیر) این افسانه یاد آور زبانزد«زیر پای کسی علف سبز شدن است. در این قسمت کلاغ سر امیر لانه درست کرد.
 امیر و گوهر(روایت چهارم)، ( راوی: علی محمد نعمتی، 1386) راوی: آقا امیر دلش می خواست بره چوپانی، داشت مقام خودش رو بالا می برد که ببینه گوهر قبول می کنه یا نه! گفت: ای فردا بهار ما آی کرد شونه لار تا لات( فردا که بهار می آد چوپان همه جا(لار تا لات) می ره.) ?ay farad bәhâr mâ ?ây kәrd ŝunә lâr tâ lât گته: کرد خرد خراک کله قن و نوات ( غذای چوپان کله قند و نبات است) gәtә kәrde xәrdә xәrâk kallә qan nu navât گته کرد لا سرین مدخال جا داج (لحاف و تشک چوپان همه مدخال است) gәtә kәrde lâ sarin mәd xâl jâ dâj گته کرد جل شور شونه و تازه داهماد ای جانا (چوپان که برای سرکشی به خانه می رود مثل نو داماد است) gәtә kәrd jәl ŝur ŝunә ?u tâzә dâhmâdə این ها دروغ بود گوهر عکس آن را گفت. گوهر گفت که: جان نامرد کل امیر ته گفتار همه دروئه ( ای کل امیر جان تمام گفتار تو دروغ است.) jânә nâmardә kal ?amir te gәftâr hamә dәru?ә کرد خرد خراک آرد به سر و پتوئه (غذای چوپان آرد و پتو(11) است) patu?ә kәrd xәrdә xәrâk ?ârd bә sar ?u کرد لا سرین لمه و دس چوئه (لحاف چوپان همه اش نمد و چوبدستی است) kәrde lâ sarin lamә ?u dassә ĉu?ә کرد که جل شور شونه سگ لنوئه(لانه) (چوپان که به مرخصی می رود خانه اش لانه ی سگ است.) kәrd ke jәl ŝur ŝunә sage lanu?ә امیر می خواست مقامش را بالا ببره ببینه قبول می کنه یا نه! او برعکس جواب داد. گفت: گوهر گنه جان! مه گسفن وسه هزار بو (گوهر می گوید جانم گوسفندم باید هزار تا باشد) guhar gәnә jân me gәsfәn vessә hezâr bu نر د کهن وسه مه کهار بو (گوسفند پیرم بز جوان باشد) nare dә kәhәn vessә me kәhâr bu دواون کو مه راغون امبار بو (کوه دماوند انبار روغنم باشد) dәvâvannә ku râqune ?ambâr bu وقت کشیدن امیر مه چاربیدار بو ای جانا!(12) (هنگام حمل و نقل امیر چاربیدارم باشه ای جان من!) vaxte kaŝidan ?amir me ĉârbidâr bu ?ay jânâ

نتیجه: با توجه به روایت های شفاهی و همچنین روایتی که از کنزالاسرار آمده است باید دنبال چند شاعر امیر بگردیم نه امیر پازواری تنها. شاعران بی نام و نشانی بودند که شعرشان را به سبک و سیاقی که به امیر معروف بوده سرودند. همین مورد در باره دیگر شاعران بومی مثل فایز دشستانی و...صادق است. فایز را همه از آن خود می دانند، در حالی که هیچ گونه سند مکتوبی مبنی بر این که فایز نامی در دشتستان بود و زندگی کرده، وجود ندارد.
حتی در بین شاعران معروف ادب فارسی چنین اتفاقاتی نادر نیست، مثل خیام که شعرهای زیادی به سبک و سیاق او سروده شده و به او منسوب است. حتی بسیاری از شعر های عطار با خیام یکی دانسته شد. هر کدام از این موارد می تواند دلیل خاص خودش را داشته باشد یا این که چون این شاعران به هر دلیل معروف بودند دیگران برای این که شعر دچار حوداث زمانه نشود به آن ها منسوب کردند یا این که در برابر انواع اتهام ها و انگ های واهی رهایی یابند چنین کردند.
 ما اگر بر اساس موازین تحقیق و پژوهش ادبیات شفاهی برخورد کنیم می توانیم بهتر به نتیجه برسیم، این در حالی است که عده ای از روی تعصب و عده ای از روی غرض و مرض یا هر دلیل دیگر سعی می کنند امیری خوانی را جایگزین تبری (tabri ( کنند و بر دیگران بقبولانند که امیر عارف بود و شاعر بود و بر رموز هستی آگاهی داشته و چه و چه بود.... در پایان پیشنهاد می گردد تمام افسانه های امیر و گوهر و همچنین اشعار منتسب به امیر را در حوزه های مختلفی که امیر ذی نفوذ است، در یک فراخوانی جمع گردد تا اولا به صورت مجموعه ای چاپ و نشر یابد و ثانیا برای روشن شدن و بهتر شناخت امیر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد شاید گره ای باز شود.
 این کار می تواند فواید دیگری هم داشته باشد، از جمله دوبیتی ها و افسانه های امیر و گوهر دست خوش حوادث نگردد و همچنین ضبط و ثبت آن از نظر جامعه شناختی مازندران حایز اهمییت است، از طرفی حفظ اشعار آواز از سوی روایان بی نام و نشانی که اکثرا پا به سن گذاشته اند و دارند با مرگ دست و پنجه نرم می کنند، می تواند فایده ی دیگر آن باشد.

پی نوشت:
 1-بین عامه مردم امیری خوانی مصطلح نیست، به خصوص آن هایی که آواز می خوانند می گویند: تبری بخونم(tabri baxunnəm = تبری بخوانم) نه این که امیری بخوانم منتها هنگام تبری گفتن بیشتر می گویند: «امیر گته یا امیر گنه» گاهی وقت هم می گویند: «رضا گته یا گنه» بسیاری از جاهای مازندران به خصوص نور و کجور و اطرافش هنگام تبری خوانی اشعار رضا خراط را می خوانند. در منطقه ی چلاو وسنگچال اشعار اصغر را می خوانند.
 2- ضرب المثلی در بعضی جای مازندران رواج دارد، بدین شرح: خرمزه کول بخرده شاعر بیه(=xarməzə kul baxərdə šâer bayyə پوست خربزه خورد و شاعر شد) کاربرد: هر گاه فردی شروع کند به حرف زدن و چانه اش هم گرم شود و افشای سر کند و دست بردار نباشد و هر چه را که نباید بگوید گفته باشد. می گویند. در فرهنگ اشارات آمده است: «خربزه در دهان کردن: ظاهرا عملی بوده است از میگساران برای پوشاندن و ازاله ی بوی شراب می کرده اند زیرا پوست خربزه را قدما برای شستن و پاکیزه کردن و بردن چربی و ازاله ی بوی دهان مفید می شمردند(شمیسا،1387:432)
3– به عنوان نمونه شعر زیر همین گونه است یک راوی می گوید: رضا گنه جان یک راوی دیگر می گوید امیر گنه جان. امیر گته جان دواون کو ملک و میراث نونه آهن آمل تغ الماس نونه
 4- البته منظورم از چهار افسانه ی ضبط شده است والا افسانه ای که در کنز الاسرار در باره امیر و گوهر آمده است، حکایت از آمدن حضرت علی دارد و ...
5- tim ĵǎr خزانه شالی- جایی که در فصل بهار تخم شالی پرورش می‌دهند تا برای نشا آماده شود.
 6- در مازندران به شعر محلی بن می گویند. مثلا اته بن بخونم= یک بند بخوانم
 7- شعر بالا در دیوان امیر پازواری این گونه ثبت شده است: تره کل امیر گننه پازواره بلو میس هاییته مرزّ ونّه تیمه جاره گو ندیمه که هر دم گوگ ورایره شی نکرده کیجا وچه کش هایت داره به تو می گویند کچل امیر پازواری بلو را در مشت گرفتی و تخم زار را کرت بندی می کنی. گاو ندیدم که هر لحظه پستان به دهن گوساله بگذارد. ندیدم که دختر شوهر نکرده بچه به بغل داشته باشد.( دیوان امیر پازواری،1384: 195)
8- kučə sar اصطلاحی است در قدیم زمانی که قشلاق و ییلاق میکردند یعنی از کوه به دشت میآمدند و از دشت به کوه آن چند روزی را که آماده میشدند تا به کوه بروند یا برعکس می گفتند کوچسر
 9- زنگره قلد qald zangarə نام مکانی است در روستای انبارده ی نور
10 - te dar rə xədā navənne اصطلاحی دعایی است یعنی خداوند در خانه ات را نبندد شبیه خداوند اجاقت را کور نکند. کشک خشک نشده
 patu - 11. 12- راوی حدود بیست و دود بیت دیگر در ادامه ی همین راویت خواند که ابتدا گفت: امیر گته جان و بعد از چند بیت گفت: رضا گته جان که از جنبه های مختلف تفاوتی بین این اشعار وجود ندارد. برای جلو گیری از اطاله ی کلام از آوردن آن صرف نظر شد.
منابع شفاهی: یزدان یزدانی، روستای چنگاز آمل، بی سواد، کشاورز، 75 ساله،
قربان علی فلاح، پولادکلای نور، بی سواد، کشاورز و دامدار،75 ساله
قدرت اسماعیل زاده، روستای ترک کلای آمل، بی سواد، بازنشسته (کارگر شرکت)، 70 ساله،
علی محمد نعمتی، روستای اسکو محله ی آمل، بی سواد، گالش، 72 ساله

کتاب نامه:
پازواری امیر(1277) ، کنز الاسرار، برنهارد دارن، میرزا محمد شفیع مازندرانی، چهپ اول،ج یک، پطربورغ.
فرهنگخانه ی مازندران، در شناخت فرهنگ مازندران، به یاد امیر پازواری(اسفند 1377)، تهران، نشر اشاره.
دیوان پازواری امیر (1384)، تصیح و ترجمه به اهتمام دکتر منوچهر ستوده و محمد درزیکلایی، تهران، نشر رسانش.
 امیر پازواری از دیدگاه پژوهشگران و منتقدان(1376)، به کوشش جهانگیر نصر اشرفی و تیساپه اسدی، تهران، انتشارات خانه ی سبز .
 مازرلف، اولریش(1376) ، طبقه بندی قصه های ایرانی، ترجمه ی کیکاوس جهانداری، چاپ دوم، تهران، سروش.
 رحمانی، روشن، (1380)، تاریخ گردآوری، نشر و پژوهش افسانه های مردم فارسی زبان، ایران، تاجیکستان، افغانستان،چاپ اول، شیراز، انتشارات نوید شیراز.
سیروس، شمیسا،(1387 )، فرهنگ اشارات، چاپ نخست از ویرایش دوم، ج 1، تهران، انتشارات میترا.
طاهری شهاب، سید محمد، (خرداد 1381)تاریخ ادبیات مازندران، پژوهش و تصحیح زین العابدین درگاهی، چ اول، تهران، نشر رسانش.
خزائلی، دکتر محمد،(386 1)، اعلام قران، چ هفتم، تهران، امیر کبیر.
[ چهارشنبه 1391/03/24 ] [ 5:43 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

مه و کلبه در جنگل های انبوه فوق العاده وصف نشدنی ارتفاعات آمل

http://up98.org/upload/server1/02/j/tjvh9298qp33zu1deo9.jpg


موضوعات مرتبط: گالری عکس
برچسب‌ها: طبیعت شمال, عکس طبیعت آمل, جاربه های طبیعی, جاذبه های دیدنی آمل, طبیعت وصف نشدنی, طبیعت مازندران, ایرانیان طبیعت
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://shop.mountainzone.ir/products_pictures/lg_9120b_calendar-iran-2012-01.jpg


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 7:39 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
مپراتوری اشکانیان (۲۵۰ پ.م. ۲۲۴ م.) که امپراتوری پارت‌ها نیز شناخته می‌شود، یکی از قدرت‌های سیاسی و فرهنگی ایرانی در ایران‌زمین بود که به نام موسس آن بنیان گذاشته شد. امپراتوری در قرن ۳ پیش از میلاد توسط ارشک رهبر قبیله پرنی پس از فتح ساتراپ پارت در شمال شرقی ایران تاسیس گردید.[۳] وی سپس برعلیه سلوکیان قیام کرد. مهرداد یکم (۱۷۱–۱۳۸ پ.م) با تصرف مناطق ماد و بین‌النهرین قلمرو اشکانی را تا حد زیادی گسترش داد. پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت.

اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی و رسمی اشکانیان بود.

در عهد اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی را در سر می‌پروراند و حفظ تمدن ایران از تهاجمات ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت. جنگهای فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد ناخرسندی‌هایی شد که بین طبقات جامعه حاصل می‌شد.

نظام ملوک الطوایفی (استان مداری) که اسباب فقدان تمرکز در قدرت بود، اختلافات خانوادگی که همین عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر می‌کرد و نفرت و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض دینی (یا به عبارت صحیح تر نفرت و مخالفت مغان به سیاست آزادی دینی اشکانیان که متضاد با انحصار طلبی ایشان بود) اشکانیان را به نظر مخالفت می‌دیدند، از عوامل انحطاط دولت اشکانیان شد.

اشکانیان در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی در مدت پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شدند تا سرانجام به دست اردشیر مغ اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

اشکانیان به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آن‌ها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختند و دولت ایرانی تازه‌ای به میان آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. قدرت نخست از غرب و جنوب‌غربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آن‌جا (شمال‌شرق) صفات ایرانی را پاک‌تر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتا پاک‌تر از دولت هخامنشی بود.


موضوعات مرتبط: موقعیت جغرافیایی، آمل شناسی
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 7:24 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

لیست هتلهای آمل و مازندران

رديف
نام هتل
نوع هتل
ستاره
اتاق
امکانات هتل
تلفن
1 پارسیان خزر هتل 5 0
222001-0191
2 مجتمع نارنجستان هتل 4 0
436001-0196
3 فانوس دريا هتل 2 0
7742955-0122
4 گلدشت هتل 2 0
2622597-0192
5 گلسار هتل 2 0
2227147-0191
6 ملك هتل 2 0
2224108-0191
7 مهرگان هتل آپارتمان 2 0
2422310-0122
8 دنیا هتل 2 0
4622647-0122
9 پرستو هتل 1 0
7744980-0122
10 نگین هتل آپارتمان 1 0
3362170-0122
11 نوین هتل 1 0
23864-0191
12 نشتارود هتل 1 0
4662452-0192
13 مجتمع مروارید دریا مهمان پذير 1 0
7573538-0122
14 اركید هتل 1 0
2463006-0192
15 اردوگاه چالوس مهمان پذير 1 0
2226537-0191
16 تهرانی هتل 1 0
3362135-0122
17 جم هتل 1 0
2622570-0192
 
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 6:55 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

آمل و لاریجان

نام واحد اقامتی:متل تهرانی
کد واحد اقامتی:2.65173
نوع واحد:
متل
ستاره واحد:1گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
لاریجان
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
3362135-0122
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:مهرگان
کد واحد اقامتی:2.65125
نوع واحد:
هتل
ستاره واحد:2گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
آب اسک
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
2310-0122242
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:لوتوس
کد واحد اقامتی:2.65213
نوع واحد:
هتل
ستاره واحد:1گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
جاده هراز آبگرم لاریجان
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
2525-0122332
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:مهرگان
کد واحد اقامتی:2.6518
نوع واحد:
هتل آپارتمان
ستاره واحد:2گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
آب اسک
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
2310-0122242
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:نگين
کد واحد اقامتی:2.65188
نوع واحد:
هتل آپارتمان
ستاره واحد:1گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
لاریجان
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
3362170-0122
دورنویس:
3362012
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:واشقان
کد واحد اقامتی:2.65232
نوع واحد:
هتل آپارتمان
ستاره واحد:1گروه:
C
نشانی کامل واحد اقامتی:
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:تهرا
کد واحد اقامتی:2.65071
نوع واحد:
مهمانپذير
ستاره واحد:1گروه:نشانی کامل واحد اقامتی:
خیابان شهید بهشتی جنب پل معلق
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
2224534-121
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:سرچشمه
کد واحد اقامتی:2.65194
نوع واحد:
مهمانپذير
ستاره واحد:1گروه:نشانی کامل واحد اقامتی:
لاریجان
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
0122/3362123
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:
 
نام واحد اقامتی:فرهنگ
کد واحد اقامتی:2.65072
نوع واحد:
مهمانپذير
ستاره واحد:2گروه:Bنشانی کامل واحد اقامتی:
خیابان 17 شهریور
کد پستی:
شماره تلفن ثابت:
2223528-0121
دورنویس:
آدرس الکترونیکی:
نشانی اینترنتی:

هتل نیلوفر در جاده دریا (آمل-محمودآباد)و هتل شهرداری جنب کاخ شهرداری و رستوران پل روبروی پل معلق در حال افتتاح می باشد.
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 6:44 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
كـه مـــازندران شــهرمــا ياد باد هــميشه بـر و بــومش آبـاد بــاد
كه در بوستانش هميشه گل است بكـوه اندرون لالـه و سنبــل است
هـوا خـوش‌گـوار و زمين پرنگار نه سرد و نه گـرم و هميشه بهــار

رود هراز از دورانهاي بسيار دور ، راهنماي مسافران زيادي به منطقه‌اي كه امروز مازندران ناميده مي‌شود، بوده است. هراز از كلمه «آب هرمز» كه خود در اصل «آب اهورمزدا» بوده است ، گرفته شده. اين رود از دهي كه حالا پلور نام دارد ،‌ همانند همسفري در راهي كه بين دو شهر باستاني «آمل» و «ري» قرار داشت ، مسافران را ياري مي‌كرد.

مهمترين سرچشمه رود هراز ، از قله 4375 متري پالان گردن در 66 كيلومتري جنوب شرقي چالوس ، با نام لار جاري مي‌شود و پس از دريافت آبهاي مهم ديگري (مثل : آب سفيد ، الرم ، آب چهل بره ، آب سياه پلاس ، آب امام پهنك ، سه سنگ ، ديو آسياب ، ورارود ، دلي چاي و چشمه ملك) و عبور از ده پلور با نام هراز ، به سمت درياي مازندران جاري مي‌گردد. البته در راه باز رودها و چشمه‌هايي به آن مي‌پيوندند كه مهمترين آنها لاسم ، تلخ رود ، آب رزان ، آب مشك انبار ، پنجاب(نمارساق) ، هراز ، آب پردمه ، شيركلارود ، چلورود و هلي‌چال) هستند. طول رود هراز 185 كيلومتر مي باشد و از كنار بلندترين قله ايران ، دماوند مي‌گذرد . قسمت زيادي از اين مسير لاريجان نام دارد ، كه نام خود را از روي سرچشمه اصلي هراز ، لار گرفته است.
در فرهنگ معين براي كلمه لاريجان چنين توضيح داده شده :
لاريجان از لار به اضافه يج (پسوندي در زبان طبري و پهلوي) به اضافه ان (پسوند مكان) تشكيل شده است و يكي از بخشهاي شهرستان آمل ؛ واقع در جنوب شهرستان و در طول دره‌هاي كوه دماوند ، در بلندي بيش از دوهزار متر و هوايي سردسير دارد. قله دماوند بلندترين قله ايران در اين بخش است. رودخانه هراز از دره‌هاي اين قله سرچشمه مي‌گيرد. آبهاي معدني بسيار مانند آب گرم ، آب اسك ، آب فرنگي در نقاط مختلف لاريجان وجود دارد. اين بخش 4 دهستان و 45 آبادي دارد و مركز آن قصبه «رينه» است.

قبل از هر چيز بهتر است در اينجا كمي درباره ريشه‌هاي اسامي ذكر شده ، صحبت كنيم.

مازندران (طبرستان) :
استان مازنداران فعلي در قديم «طبرستان» ناميده مي‌شد. ظاهراً از قرن هشتم و هفتم ، تقريباً مصادف با فتنه مغول ، اسم طبرستان از زبانها افتاد و كلمه مازندران جاي آنرا گرفت و تاكنون هم نام «مازندران» بر اين ايالت اطلاق شده است . البته قبل از قرن هفتم نيز نام مازندران بكار مي‌رفته ولي عموميت نداشته است.
جغرافيانويسان قديم ، حد غربي طبرستان را سالوس (چالوس فعلي) و حد شرقي آن را «تميشه» نوشته‌اند. بسياري اوقات اسم مازندران عموميتي پيدا كرده ، بر ايالت مجاور يعني گرگان (هيركانيه) نيز اطلاق شده است. در فرهنگ معين آمده :
طبرستان در اصل تپورستان بوده و تپورستان از تپور (نام قومي) به اضافه ستان (پسوند مكان) تشكيل شده است. تپورها قومي بودند كه در عهد ماقبل آريايي در ناحيه شمال ايران و جنوب درياي خزر سكونت داشتند و قسمتي از اين قوم نام خود را به سرزميني كه اكنون مازندران ناميده مي‌شود داده‌اند.
ظهرالدين مرعشي مؤلف «تاريخ طبرستان» مي گويد : به زبان طبري «طبر» كوه را گويند.
بنابر اين طبرستان به معني ناحيه كوهستاني است.
محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در كتاب «تاريخ طبرستان- التدوين في احوال جبال شروين» در مورد نام طبرستان چنين گفته است :
... آنچه در افواه مشهور است و نويسنده‌هاي اسلامي هم بدان تصريح كرده‌اند آن است كه چون حربه و سلاح اين مملكت به واسطه اشتمال بر جنگل كه بايد درختها را همي انداخت و جاها همي ساخت و به واسطه كثرت اختلاف و مشاجرات ملكي كه هيچ‌گاه اين ناحيه عظيم خالي از آن نبوده و اهالي را حمل اسلحه وادوات مدافعه ضرورت داشته ، هميشه تبر بوده و هست و غالباً مردم آنجا به اين آلت مسلح مي‌باشند و هيچ وقت بدون اين حربه بيرون نمي‌آيند ؛ لهذا آن مملكت به نام طبرستان مشهور شده است ...
غلامحسين افضل الملك در كتاب «سفر مازندران و وقايع مشروطه» چنين توضيح مي‌دهد :
... طابور ، اسم طايفه است و طبرستان ، محل سكونت ايشان است. طابورستان اسم يكي از شش مملكت ايران است كه مشتمل بر گيلان و مازندران و استرآباد و گرگان است كه در كنار بحر خزر واقع شده است. وجه تسميه اين دريا به خزر اين است كه طايفه‌اي از طوايف تركستاني موسوم به خزر در كنار اين دريا سكنا گرفته ، زندگاني مي‌كرده‌اند ، بنابراين ، دريا را به اسم اين طايفه خزر گفته‌اند و طوايف ديگر كه اغلب آنها ترك بوده در سواحل اين دريا توطن نموده‌اند. چنان كه از عهد كيخسرو - كه دوهزار و چارصد سال قبل و اندي باشد - اسامي طايفه‌هاي ساكن كناره بحر خزر را كه از بادكوبه و قفقاز تا مازندران كشيده شده است چنين ضبط كرده‌اند.
طايفه (ماساژد) كه همان ماگوگ مزبور در تورات و مأجوج معرب در قرآن باشد. طايفه (فينوا ) ، (آلباني) ، (كادوزي) ، (آماردي) ، (آلُن) ، (غز) ، (تركمان) ، (اوز) ، (پُولُوست) ، (اوزبك) ، (قبچاق) ، (داغستاني) ، (چچن) ، (لگزي) ، (قالموق) و غيره.
اما طوايفي كه حدود درياي مازندران - و جزء درياي خزر است - در اراضي خاك ايران ساكن بوده ، چهار طايفه به شمار آمده ، اول (مارد) كه (مازد) «با زاء نقطه دار» گفته‌اند كه از ساحل غربي رودخانه (اراز) - كه حالا (هراز) گويند - ، از بالاي آمل به طرف مغرب سكنا داشته و اشتقاق اسم مازندران از نام همين طايفه است. كه (اندران) در فارسي به معني مظرّوفيت و مكان است . پس ، مازندران ، يعني مملكتي كه طايفه مازد يا مارد اندر آن ساكن مي‌باشند و مازدااندران را محض رفع ثقالت مازاندران گفته‌اند. و بعضي گفته‌اند كه ماز به معني ابر است. چون در مازندران به واسطه دريا ابر زياد برمي‌خيزد و لهذا آن را مازاندران گفته‌اند. اين نظريه غلط است. مازندران به اسم طايفه مازد ناميده شده است. دوم ، طايفه طاپوري كه در ناحيه شمال شرقي ، يعني از كنار رودخانه اترك تا ساحل رودخانه «آراسپي » را براي اقامت و يورت اختيار كرده بودند و طبرستان از اسم اين طايفه مشتق شده و ابتدا طاپورستان بوده است و در مسكوكات سلاطين مستقل مازندران كه تا خلافت خلفاي اوليه بني عباس به هيچ سلطنتي تمكين نكرده و خود سكه مي‌زدند كه (پادشاه طاپورستان) خوانده مي‌شود...

در كنار مطالب ذكر شده درباره نام مازندران موارد زير نيز قابل اهميت است :
1 - نام مازندران از ديوان «مازن» يا ديوان «مزني» كه در حقيقت بوميان اصلي مازندران قبل از آرياييها بودند ، گرفته شده است.
2 - «ماز» ، نام ديواري بود منسوب به «مازياربن قارن» كه وقتي مازيار با خلفاي عباسي در حال جنگ بود ، به دستور او ساخته شده و اين منطقه را «مازاندرون» مي‌گفتند.
3 - مازندران در ابتدا «مازدااندرون» بوده و نام خود را از روي رود هراز كه قبلاً «آب اهورمزدا» بوده گرفته است. يا منظور سرزمين مزديسنا بوده است. مازدا = مزدا = اهورمزدا
به هر حال اين نكته درباره سرزمين مازندران «طبرستان» و مردمش مي‌باشد؛ طايفه‌هايي كه اين بوم را سراي خود قرار دادند در ادوار مختلف با پادشاه مستقل و مقتدر خود ، از هيچ يك از سلاطين (چه قبل و چه بعد از اسلام) فرمانبرداري نكردند ، مگر گاهگاهي در زمان اندك تا عهد صفويه ، كه راه اطاعت اين سلسله پيمودند، و همچنين در دوران شاهنشاهي عظيم هخامنشي كه فرمان بردار بودند.

آمل :
آمل از شهرهاي بسيار قديمی و  از شهرهای باستانی ايران است. بعضی از مورخان و جغرافيانويسان سابقه آن را به دوره قبل از پيشداديان و كيانيان مي‌رسانند. مي‌دانيم هنگاميكه آريايی ‌ها به ايران آمدند ، در گوشه و كنار اين كشور ، اقوام مختلفي زندگي مي‌كردند كه منجمله «آماردها» يا «ماردها» يا «آماردان» يا «مردا» بودند. اين قوم در مازندران زندگي مي‌كردند و برخي عقيده دارند كه ، كلمه آمل از همان آمارد گرفته شده است . به اين ترتيب : آمارد = آمالد = آملد = آمل
عده‌اي ديگر مي‌گويند :
آمل از اسم «آمُلِه» گرفته شده است و آمله همسر پادشاهي به نام «فيروز» بود كه در شهر «بلخ» زندگي مي‌كرد. آمله اهل مازندران بود و از شوهرش خواست تا در زادگاه او شهري بسازد. پس از ساختن شهر ، اسم آمل به مناسبت نام آن زن روي شهر گذاشته شد.
حمدالله مستوفي مورخ و جغرافيانويس قرن هشتم هجري درباره آمل چنين نوشته است :
طهمورث ساخت ، شهري بزرگ است و هوايش به گرمي مايل است و مجموع ميوه‌هاي سردسيري از لوز و جوز و انگور و خرما و نارنج و ترنج و ليمو و مركبات و غيره آنجا فراوان باشد ، و مشمومات به غايت خوب ، چنانچه اگر شهر بند شود ، هيچ چيز از بيرون احتياج نباشد.

آمل چنانكه مقدسي گويد از قزوين و اصفهان بزرگتر است و در حول و حوش جائي از آن آبادتر نيست. مقدسي درباره آمل مي‌گويد :
يك بيمارستان و دو مسجد جامع دارد. مسجد نو نزديك باروي شهر و مسجد كهنه در كنار بازار و بين درختان واقع شده است و هريك از آن دو رواقي بزرگ دارد. دادوستد آمل بسيار و برنج آن فراوان است و نهر بزرگي از ميان شهر ميگذرد و كشتزارهاي آنرا آب مي‌دهد.

رابينو در سال 1326 هـ .ق درباره آمل چنين نوشته است :
دو هزار خانه ، نُه برزن و چهارصد باب دكان دارد و  آبادترين شهر مازندران است. هنوز شهر چهار دروازه دارد : لاريجان ، بارفروش ، تليك‌سر ، نُور
بندرگاه آمل در مصب رودخانه هراز به درياي خزر قرار داشت و در آنجا شهر كوچكي بود موسوم به «عين الهم» كه ياقوت آنرا به صورت «اهلم» ضبط كرده و مي‌گويد محل بزرگي نيست. آمل در پايان قرن هشتم به دست امير تيمور خراب شد و به فرمان وي سه قلعه آن موسوم به «ماهانه سر» كه در نزديكي ساحل دريا و چهارفرسخي آمل بود با خاك يكسان گرديد.

غلامحسين افضل الملك رودهراز و شهر آمل را چنين وصف كرده :
عرض رودهراز از صد ذرع متجاوز است. از دوازده دهنه زيرپل آمل آب مي‌آيد. از بيست هزار سنگ بيشتر است. ممكن نيست اين اوقات (ارديبهشت ماه) سوار از آب بگذرد. تراكم امواج آب بسيار است. خيلي رودخانه باشكوهي است.
منبع اين رودخانه بدواً از لار است كه پشت كوههاي طهران واقع شده. از يورت سياه‌پلاس و يورت خانلرخان و چهل‌چشمه و مَلَك چشمه لار آبها به پلور مي‌ريزد كه رودخانه موسوم به هرازپي مي‌شود. از آنجا به «رينه» و «اسك» عبور كرده ، آب رودخانه‌ها و چشمه‌هاي بلوك لاريجان كه چند منزل است ضميمه رود هراز شده و به آمل مي‌رسد. از آمل رودي جدا شده به مشهدسر مي‌رود. فاضلاب اين رود به درياي مازندران سرازير مي‌گردد. رود هراز يكي از چهار رودخانه بزرگ مازندران است كه به دريا مي‌ريزد. در تابستان كه آب كم مي‌شود اين رودخانه بيشتر از هزارسنگ آب دارد كه نصف آن را اهالي بلوك لاريجان مي‌برند به زراعت خود مي‌دهند و نصف آن حق اهالي آمل است.
آمل از شهرهاي قديم مازندران است. غريب در اين است رودخانه به اين بزرگي از آمل مي‌گذرد با اين حالت در آمل تا پنجاه ذرع كه چاه مي‌كنند آب در نمي‌آيد! اراضي سنگستان است.
آب رودخانه نفوذ به اراضي آمل ندارد. اهالي تا سي ذرع كه حفر مي‌كنند ديوارهاي آجري و بناهاي گبري بيرون مي‌آيد كه آن آجرها را بيرون آورده خانه مي‌سازند. آمل سه هزار خانه دارد و هواي اينجا بسيار گرم است كه اهالي تا يك ماه ديگر ابداً به آمل نمي‌مانند. در دهات لاريجان كه ييلاق است و هواي سرد دارد مي‌روند ، جز زارعين كسي در شهر نيست. مركبات خوب و فراوان در آمل به عمل مي‌آيد كه به تهران مي‌آورند و ....

آمل در سه دوره پایتخت ایران بوده است و از شهرهای مهمفرهنگی جهان بوده است که در هشت شهر بزرگ جهان مدرسه نظامیه ساخته شد که یکی از آن شهرها آمل بوده است.همچنین آمل را شهر افسانه ای ایران قلم داد می کنند و آن را بعد از یزد دومین شهر کهن ایران می دانند.

حكيم بزرگ ، فردوسي ، در شاهنامه مي‌فرمايند :
زآمل ببايد به گــرگان كشيــد همــه درد و رنج بزرگان كشيد
به آمل همه بندگـــــان تواند بـه ســــاري پرستنـدگان تواند

یا حکیم راوی میفرماید :
رسیدم بـه آمل شهــــر هفت رنگ
همه شاعــر و عارف و مـــرد جنگ

ري :
در فصل اول كتاب «ونديداد» كه از كتب شش‌گانه اوستا است ، از شانزده سرزمين ياد شده ؛ يكي از اين شانزده سرزمين «رگا» نام دارد. رگا همين سرزمين ري است.
زادگاه «زردشت» را بعضي ري مي‌دانند و حتي روايتي وجود دارد كه خود زردشت (ويا جانشين او) فرمانرواي ري بوده است.
همچنين نام ري در قرن ششم قبل از ميلاد در كتيبه داريوش هخامنشي در بيستون به صورت «رگا» آمده است. چنانكه داريوش كبير مي‌گويد ، در ري «فرورتيش» را شكست داد و او را اسير كرد و در اكباتان (همدان امروزي) كُشت.
در دوران حكومت ماد ، منطقه «مادرگيانا» را ري و حوالي آن تشكيل مي‌دادند. در كتاب «تاريخ طبرستان - التدوين في احوال جبال شروين» ري ، حد فرشوادگر گفته شده است. از مطالعه تاريخ ري در زمانهاي گوناگون چنين مي‌توان نتيجه گرفت ، ري زماني زير نظر پادشاهان طبرستان و روزگاري فرمانبردار پادشاهان پارس و ماد بوده است.
ابن حوقل گويد :
بعد از بغداد آبادتر از ري شهري در شرق نيست ، جز آنكه نيشابور به وسعت از آن بيشتر و بزرگتر است ، و مساحت شهر ري يك فرسخ و نيم است.
در زمان خلفاي عباسي نام رسمي (دولتي) ري ، محمديه بود . خانه‌هاي ري عموماً از خشت ساخته شده بود ولي آجر هم به مقدار زياد در بناي خانه‌ها استعمال مي‌شده. شهر باروئي مستحكم داشت و ابن حوقل پنج دروازه آن را نام برده است :
اول دروازه باطلاق (در جنوب غربي) كه جاده بغداد از آنجا خارج مي‌شد ، دوم دروازه بليسان (در شمال غربي) بطرف قزوين ، سوم دروازه كوهك (در شمال شرقي) به طرف طبرستان ، چهارم دروازه هشام (در سمت شرق) كه جاده خراسان از آن خارج مي‌شد و پنجم دروازه سين (درجنوب) كه از آن به قم مي‌رفتند.
در سال 617 مغول‌ها ري را گرفتند و غارت كردند و شهر را آتش زدند. اين شهر بعد از اين ضربت ديگر نتوانست جان بگيرد و ياقت كه در آن دوره از آنجا عبور كرده ، گويد : فقط باروي شهر از خرابي نجات يافته ولي غالب خانه‌ها با خاك يكسان شده است. بيشتر ساختمانهاي اين شهر با آجرهاي براق و زيبايي شبيه كاسه‌هاي لعابي ساخته شده بود.
ناصر خسرو در نيمه اول قرن پنجم هجري درباره قله دماوند مي‌گويد :
... و ميان ري و آمل كوه دماوند است ، مانند گنبدي كه آن را لواسان گويند و گويند بر سر آن چاهي است كه نوشادر از آنجا حاصل مي‌شود و گويند كه كبريت نيز، مردم پوست گاو برند و پرنشادر كنند و از سر كوه بغلطانند كه به راه نتوان فرود آوردن ...

تا حال هرچه گفتم مقدمه‌اي بيش نبود . اكنون به بيان مطالب اصلي مي‌پردازم. شايد بتوان اين دفتر را به نوعي سفرنامه و يا دفتري خلاصه از جغرافياي تاريخي ، طبيعي و فرهنگي مسيري كه رود هراز از مبداء تا مقصد ، يعني از آنجايئكه نام هراز به خود مي‌گيرد تا درياي خزر دانست.

پلور :
همانطور كه گفته شد ، رود لار پس از دريافت رودها و چشمه‌هاي مهمي در محل كنوني سد خاكي لار كه در دامنه كوه سر به فلك كشيده دماوند (دنباوند) است و عبور از ده پُلور به نام هراز ناميده مي‌شود و اين همان مبداء ‌حركت ما مي‌باشد. پلور از دو كلمه «پُر» و «لور» تشكيل شده است. لور به معني ماست چكيده ، پنير تازه و كلاً لبنيات گفته مي‌شود و پُرلور به معني جائي كه لبنيات فراوان است. چون كلمه پُرلور ستيزآوايي دارد به «پُلور» تبديل گشته است. نام پلور را نخستين بار ابواسحق‌ابراهيم‌اصطخري (متوفي 346 هـ . ش) مؤلف كتاب «مسالك و ممالك» در هزار سال پيش ثبت كرده است.
مسافت از ري به طبرستان
از ري تا مامهن مرحله - نه فرسنگ ، از مامهن تا پلور مرحله ، و از پلور تا كلازك مرحله - شش فرسنگ ، و از كلازك تا قلعه لارز مرحله ، و از آنجا تا فرست مرحله - شش فرسنگ ، و از فرست تا آمل مرحله.
مراتعي كه اطراف پلور و بيشتر در اطراف سد لار واقع شده در فصلهاي بهار و تابستان چراگاه هزاران گوسفند و بز است. منطقه حفاظت شده لار با طبيعت زيبايش كه در نزديكي پلور قرار دارد ، محل زندگي عقاب طلايي است كه فقط در ايران و فقط در لار يافت مي‌شود و آب لار و هراز محل زندگي ماهي‌ قزل‌آلاي خال قرمز است كه در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد ؛ اگر در اوايل ارديبهشت ماه به اين منطقه بياييد مي‌توانيد با پيدا كردن قارچ كوهي غذايي لذت بخش بخوريد و از مناظر دل‌انگيز لار بهره‌مند شويد.

رينه :
براي رفتن به رينه كه مركز لاريجان مي‌باشد دو راه داريم يكي از پلور و ديگري از نزديكي گزنك. رينه در كنار رودخانه هراز واقع نشده بلكه در ارتفاعي بالاتر قرار دارد. براي رفتن به آب گرم لاريجان از رينه مي‌گذريم. در تقاطع جاده هراز با راه خاكي كه به رينه مي‌رود در سينه كوه سوراخهايي نمايان است. بنظر مي‌رسد پناهگاهي بوده كه در گذشته‌هاي بسيار دور از آن استفاده مي‌كردند. به گفته بعضي تاريخ ساخت و استفاده از اين پناهگاهها به عهد پارتها (اشكانيان) مربوط است.

گزنك :
بعد از پلور آباديهاي (عباس آباد، آب اسك ، نياك و ...) را پشت سر مي‌گذاريم و به گزنك مي‌رسيم. گزنك به معني گنجينه مي‌باشد و شايد هم نام آن از روي گياه گزنه گرفته شده باشد (البته اين گياه در اينجا زياد است).
مردم اين منطقه از طريق كشاورزي و باغداري زندگي را مي‌گذراند. ميوه‌هاي سيب و گلابي و هلو و انگور و گردو و بادام در اينجا فراوان است.

شنگلده ، شاهاندشت ، وانه ، دينان ، كل‌پاشا ، آخا ، شمس‌آباد ، ترا ، هاره و لارين :
اين آباديها بسيار به هم نزديك مي‌باشند ، بنابر اين از نظر اقتصادي وضعيت يكساني دارند و بيشترشان باغداري مي‌نمايند. در طبيعت زيباي منطقه چندين چشمه و آبشار زيبا وجود دارد . كه آبشار ترا ، پِلالَس و شاهاندشت زيباترين آنها هستند.
در بين درختها ، درختي كه جلب نظر مي‌كند و تعداد آن نيز بسيار است ، گردو مي‌باشد ، كه هم از ميوه آن استفاده مي‌كنند و هم چوپش بسيار ارزشمند است.

سه طاق :
در چند خط بالاتر به اسم سه طاق برخورد كرديد شايد مايل باشيد اطلاعاتي نيز درباره اين بنا به دست آوريد . سه‌طاق ، همانطور كه از اسمش هم پديدار است ، همانند سه طاقچه در روبروي قلعه و آتشگاه آن و بر كوه اميري ديده مي‌شود .
اين سه طاقچه در ديواره خاكي سنگي و در ارتفاعي بسيار بالاتر نسبت به قلعه و آتشگاه بيرون آن نمايان است . براي رفتن به سه طاق ابتدا بايد به ده وانا و سپس به آخا رفت و از آنجا با راهنمايي مردم محلي به سمت مقصد حركت كرد .
(‌از آخا تا سه طاق تقريباً 5 ساعت راه مي باشد) ‌ (از قلعه ملك بهمن تا سه طاق تقريباً 8 ساعت راه است)
هر كدام از اين طاقچه‌ها 7 متر ارتفاع و 5 متر عرض و 1 تا 2 متر عمق دارند . وقتي در اين ارتفاع و در داخل اين طاقها مي‌ايستيم ، قلعه و آتشگاه آن در كف دستمان قرار دارد . حقيقت اين است كه اين سه طاق به دست انسان ساخته شده است و مطمئناً هدفي را دنبال مي‌كرده ولي واقعاً آن هدف چيست؟
اينجا بگذاريد حكايتي را از يكي از ريش سفيدان ده «آخا» درباره سه‌طاق نقل كنم :
در زمانهاي دور يكي از اهالي اين ده به هندوستان سفر مي‌كند ، در آنجا با شخصي دوست مي‌‌شود كه داراي قدرت غيب گويي بوده است ، روزي كه مي‌خواست برگردد ، دوستش به او مي گويد : در دهي كه تو زندگي مي‌كني چنين بنايي با اين مشخصات وجود دارد ، در يكي از اين طاقچه ها دالاني وجود دارد كه به اطاقكي متصل است ، در اين اطاقك گنجي نهفته است ، تو برو و آنرا بردار . او بر مي گردد ولي دالاني پيدا نمي‌كند . به نظر مي‌رسد كه در اثر اتفاقي اين دالان فرو ريخته و بسته شده است و تا كنون گنج آن بدست نيامده است .
البته به عقيده من هيچ افسانه اي دور از واقعيت نيست و اين مثل هم در اينجا مي‌توان ذكر كرد كه تا نباشد چيزي مردم نگويند چيزها .
به نظر من اين بنا به واسطه موقعيت و ديد جالبي كه دارد مي‌توانسته به عنوان يك مركز ديدباني و يا پناهگاهي در مواقع خطر استفاده گردد .

شكل شاه :
بعد از عبور از پل وانه و چند پيچ و خم به پلي مي‌رسيم كه به تونلي وصل است . در گردنه‌اي كه اين تونل ساخته شده و در كنار رودخانه هراز ، نقش حجاري شده‌اي وجود دارد . براي ديدن اين نقش كه در بين ساكنين محلي به شَكْلِ‌شاه معروف است ، قبل از پل پياده مي‌شويم و از كنار رودخانه و از راهي كه از دورانهاي بسيار دور پابرجا مانده است به كنار نقش حجاري شده ناصرالدين شاه قاجار و همراهانش مي‌رويم .
من در بازديدي كه از آن داشتم ، ‌فراموش كردم طول و عرض آن را اندازه بگيرم ولي حدوداً طول آن 5/2 متر و عرض آن 5/1 متر مي‌باشد .
غلامحسين افضل الملك در كتاب سفر مازندران و وقايع مشروطه توضيح مي‌دهد كه ناصرالدين شاه چندين بار بلوك «نمارستاق» و «تته‌رستاق» و «لوارستاق» را محل ييلاقي خود قرار داده ، در يكي از اين سفرها امر كرد كه اين محل را بتراشند .
البته اين نقش نسبت به نقشهاي فتحعلي شاه در چشمه علي ري و تنگه واشي فيروزكوه خوب نقاري نشده است و اين مطلب را غلامحسين افضل الملك نيز تصديق مي‌كند .

بايجان ، محمد آباد ، كهرود ، علي آباد ، هردورود :
در ادامه مسير به آباديهاي بالا مي‌رسيم . بيشتر اين آباديها داراي تاريخچه بسيار اندك هستند. آنها در ابتدا به صورت مزرعه و باغي بودند كه دو يا چند خانواده در آن زندگي مي‌كردند و حالا به صورت ده درآمده‌اند . از نظر محصولات كشاورزي و دامداري همانند آباديهايي هستند كه قبلاً توضيح دادم.
از هر دو رود راهي جدا مي گرددكه به سمت بلده و يوش مي‌رود .
علي اسفندياري ، كه بعدها نام خود را به نيمايوشيج تبديل كرد ، 21 آبان 1276 شمسي در دهكده يوش واقع در ايالت نور مازندران به دنيا آمد. پدرش ميزا ابراهيم خان اعظام السلطنه يكي ازافراد دودمانهاي قديمي مازندران بود كه در اين منطقه به كشاورزي اشتغال داشت.
نيما مبتكر شعر نو است ، و با وجود ارائه سبك و شيوه جديدش ،‌ از مدافعان جدي ادب وهنر اصيل ايران بود و تا آخر عمر علاوه بر شعرهاي نو ، شعرهايي به شيوه سنتي نيز مي‌سرود.

من ندانم با كه گويم شرح درد :
قصه ي رنگ پريده ،خون سرد؟
هر كه بامن همره وپيمانه شد،
عاقبت شيدا دل و ديوانه شد
قصه ام عشاق را دلخون كند ،
عاقبت خواننده رامجنون كند.....

آمل :
حالا ديگر كم كم وارد منطقه‌اي با جنگلهاي انبوه و هوايي مرطوب مي‌شويم . از دههاي زربند ، سياه‌بيشه ، منگل و محمد آباد عبور مي‌كنيم و به شهر باستاني آمل مي رسيم . قبل از رسيدن به آمل رودخانه هراز با جاده فاصله مي‌گيرد و قابل ديدن نيست .
در ابتدا كمي درباره تاريخ شهر آمل بحث كرديم . آمل داراي ارزش تاريخي بسيار است ولي كمتر به آن اهميت داده شده است. در حال حاضر آثار باستاني بسيار جالبي در شهر و اطراف آن قرار دارد . اين آثار رامجموعه‌هاي قبل از اسلام و بعد از اسلام تشكيل مي‌دهند .
يكي از جالبترين و قابل بحث‌ترين آثار پيش از اسلام شهر آمل ، دو آتشكده آن مي‌باشند . اين دو آتشكده به احتمال براي اوايل دوران ساساني (300 م) مي‌باشند و داراي معماري بسيار زيبا و منحصر به‌فردي هستند . آتشكده‌ها از آجر ساخته شده و روي آن گچ بكار برده شده است . اين دو آتشكده به فاصله 500 متر از هم و در محل سر سبزي قرار گرفته‌اند. آتشكده‌ها داراي سقف هستند. بدين وسيله از تابيدن نور خورشيد به آتش پاك و مقدس جلوگيري مي‌كردند و اين ويژگي در آتشكدههاي دوران ساساني بيشتر به چشم مي‌خورد.
البته اماكني هستندكه نياز به حفاري دارند. اما آثار دوران اسلامي فراوان است. پل دوازده دهنه آمل كه برروي رود هراز بسته شده است را مي توان از آثار دوران قبل اسلام نام برد و.......
در چند سال اخير شهر آمل گسترش زيادي پيدا كرده است و جزء شهر هاي بزرگ استان مازندران مي‌باشد. بندرگاه آمل در سالهاي دور گذشته (700 سال پيش و قديمتر) ، دهي بود با نام اهلم ، ولي اكنون شهرستان محمودآباد مي‌باشد . ده اهلم هنوز به صورت آبادي كوچكي پابرجا مانده است .
و بالاخره ، رود هراز پس از طي مسير دراز و پر پيچ وخم به دريا مي ريزد و كار نوشتن را برمن تمام مي‌نمايد.

25/2/1374


فهرست منابع
ـــــــــــــــ
1) سفر مازندران و وقايع مشروطه ، غلامحسين‌افضل الملك ، به كوشش : حسين صمدي ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائمشهر - چاپ اول : 1373
2) تاريخ طبرستان (التدوين في احوال جبال شروين) - تالف : محمد‌حسن‌خان‌اعتماد‌السلطنه - مقدمه ، تحشيه و تعليقات : ميترا مهرآبادي - انتشارات دنياي كتاب - چاپ اول : 1373
3) تاريخ طبرستان ، تأليف : بهاء‌الدين محمدبن‌حسن‌بن‌اسفندياركاتب - تصحيح : عباس اقبال - انتشارات كلاله‌خاور - چاپ دوم 1366
4) جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي - تأليف : لسترنج - ترجمه : محمود عرفان - شركت انتشارات علمي و فرهنگي - چاپ چهارم : 1373
5) جغـرافياي تاريخي شهـــرها - مؤلـف : عبدالحسين نهچيري - انتشارات مــــدرسه - چاپ اول : 1370
6) مسالك و ممالك ، تأليف : ابواسحق ابراهيم اصطخري - به اهتمام : ايرج افشار - شركت انتشارات علمي و فرهنگي - چاپ سوم : 1368
7) فرهنگ معين - شش جلدي - انتشارات اميركبير

موضوعات مرتبط: آمل شناسی
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 2:21 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

موضوع تحقیق:

بررسی کانسار رسوبی ذغال سنگ کرسنگ آمل
(قسمت اول)


چکیده:

در این مقاله سعی شده است که ابتدا روش استخراج بیان شود با توجه به شیب و ضخامت لایه زغالی روشن متداول در معدن زغال سنگ کرسنگ از ابتدا استخراج جبهه کاری قطری بالا و پرشونده بوده است.

سیکل بعدی استخراج با حفر چال و آتشباری انجام می گردد چال زنی معمولاً در یک ردیف به طور نامنظم دریایی زغال انجام می گیرد.

اولین بهره برداری از معدن زغالسنگ کرسنگ آمل برای مدت 10 سال با حداقل استخراج سالیانه 200 تن انجام شده است. جنس لایه زغالی از نوع حرارتی بوده موقعیتی معدنی در فاصله 20 کیلومتری جذب شهرستان آمل و کناره جاده اصلی هزار می باشد بعد از پارک جنگلی آمل و اردوگاه پیشاهنگی کرسنگ در غرب جاده اصلی هزار و کنار آن ساختمانهای کارگری انبار و دفتر معدن دیده می شود. میزان ذخیره قابل بهره برداری ازمعدن 5550800  تن است.

محدوده معدن بین طولهای جغرافیایی پنجاه و دو درجه و بیست و دو دقیقه ، پنجاه و دو درجه و نوزده دقیقه و عرضهای سی و شش درجه و پانزده دقیقه ، سی و شش درجه و هجده دقیقه  و  درجه که نقشه 1:50000 آمل قرار دارد.

راههای دسترسی به معدن جاده اصلی هزار در جنوب آمل می باشد. محدوده معدن در زون شمالی کوههای البرز و نزدیک دریایی خزر بوده که این امر شرایط آن و هوایی خزر یعنی معتدل و مرطوب را بوجود آورده لذا به علت رطوبت بالا و بارندگی زیاد در طول سال تغییرات دما زیاد نبوده و کار در معدن در تمام فصول قابل انجام می باشد. کمترین مقدار ارتفاع 360 متر و بیشترین ارتفاع 1427 متر است چینه شناسی منطقه شامل سازند الیکا سازند شمشک و سازند تار بور ،سازند دلیچای، سازندلار، واحد گچ و ملافید، سمازند تیزکوه می باشد.

وضعیت تکتونیکی منطقه حضور انواع گسل های قائم، نرمال، رانده و یا مورب در سرتاسر منطقه مروبطه به یک زمان خاص نبوده است روند ساختمانها عموماً غربی-شرقی است. فعالیت زمین ساختی منحصر به حرکات خشکی زایی بوده است و مطیالعه 4 زون قابل تفکیک است زون کاملاً شمالی، زون شمالی، زون جنوبی، زون ترشیاری مرکزی. برای نگهداری حفریات زیرزمینی نظیر تونلها، دویل و کارگاه استخراج به علت فشارهای وارده در معدن کرسنگ در کل از چوب استفاده می شود. میزان هوای لازم برای هر نفر 6 متر مکعب در دقیقه می باشد. تهویه در معدن کرسنگ به صورت طبیعی انجام می گیرد و سرعت هوای عبور کننده از داخل تونل حدود 1 متر درثانیه است. برای پیشروی کار در تونل و همچنین در کارگاه استخراج به علت سختی زیاد زغالسنگ کرسنگ الزاماً باید از مواد ناریه استفاده می شود.

یکی از معضلات و مشکلات اصلی در معادن زیرزمینی خصوصاً در نقاط جنگلی و پرباران شمال کشور، نفوذ آبهای سطحی و زیرزمینی به داخل حفریات عمومی معدن نظیر دویل و تونل میباشد.


آپلودسنتر آپ98

تصویر1- زغال سنگ جهت عکس رو به جنوب

ادامه مطلب مقاله را در ادامه مطلب بخوانید...


موضوعات مرتبط: مقالات
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 5:38 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

بررسی باستان شناختی قلعه "درِّه شیر" منطقه نَمارستاقِ آمل؛ قلعه ای کوهستانی در دامنه شمالی البرز (مازندران)

ميثم فلاح
Sans titre.JPG

آغاز خانه سازی بشر همواره با اندیشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده و قلعه ها مظاهر بارز این اندیشه دفاعی انسان بوده است. به طور کلی قلعه ها به دو گروه عمده تقسیم می شود: قلاع کوهستانی و قلاع دشت و جلگه. با توجه به تقسیم بندی قلعه های ایران به دو نوع جلگه ای و کوهستانی، مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است . این قلاع با توجه به موقیت استراتژیکی و جغرافیایی که احداث می شد، نقش مهمی را در نظر سازندگان آن ایفا می نمود. از برخی از آن ها بعنوان پادگان های نظامی، از برخی دیگر بعنوان برج های مراقبت و دیدبانی، از برخی دیگر بعنوان مکان سکونتگاهی و ..... استفاده می گردیده است.
 

برای مطالعه این مقاله در زیر کلیک کنید:

Share this


موضوعات مرتبط: مقالات، فایل
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 5:33 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
عنوان (انگلیسی): A Determination of the Best Model for Calculation of Pan Coefficient in Amol as based on Sensitivity Analysis
نشریه: تحقيقات آب و خاک ايران
شماره: تحقيقات آب و خاک ايران (دوره: ۴۲، شماره: ۱)
نویسنده: وحيد يزداني ، عبدالمجيد لياقت ، حديثه نوري ، حميده نوري ، حميد زارع ابيانه
کلیدواژه‌ها : آمل ، ضريب تشت ، تحليل حساسيت ، تبخير و تعرق ، پنمن مانتيث فائو
کلیدواژه‌ها (انگلیسی): Penman Monteith FAO , Amol , Sensitivity analysis , Pan coefficient , Evapotranspiration
چکیده:

تبخير و تعرق گياه مرجع (ET0) به‌عنوان يكي از پارامترهاي مهم در طراحي سيستم‌هاي آبياري توسط اندازه‌گيري مستقيم (لايسي‌متري) و يا به طور غير مستقيم (معادلات تجربي) برآورد مي‌شود. در شرايط عدم دسترسي به داده‌هاي دقيق لايسي‌متري مي‌توان از روش پنمن مانتيث فائو(PMF)‎ به عنوان روش استاندارد،‏ براي ارزيابي نتايج ساير روش‌هاي تجربي استفاده كرد. در تحقيق حاضر با ضرب داده‌هاي چهارده ساله (1994-2007) تشت تبخير ايستگاه هواشناسي آمل در مقادير محاسبه شده ضريب تشت از طريق معادلات گوناگون نظير كوئنكا (Cuenca)‎،‏ آلن پروت (Allen and Pruitt)‎،‏ اشنايدر(Snyder)‎،‏ اشنايدر اصلاح شده (Modified Snyder)‎،‏ اورنگ (Orang)‎و فائو (FAO)‎ مقادير ET0 محاسبه شد،‏ و نتايج آن با مقادير محاسبه شده از روش پنمن مانتيث فائو مقايسه گرديد. سپس حساسيت مدل‌هاي فوق با ايجاد 10±،‏ 20± و 30± درصد تغيير در پارامترهاي ورودي سرعت باد و رطوبت نسبي مورد بررسي قرار گرفت. بررسي‌هاي نشان داد كه براي محاسبه ET0 روزانه از داده‌هاي تبخير از تشت به‌ترتيب روش‌هاي كوئنكا،‏ اشنايدر،‏ آلن پروت و اورنگ پيشنهاد مي‌گردد. براي محاسبه ضريب تشت در دوره‌هاي 10 روزه مي‌توان به‌ترتيب از روش‌هاي كوئنكا،‏ اشنايدر و آلن پروت استفاده نمود. بررسي‌ها نشان داد كه براي تعيين ET0 ماهانه از داده‌هاي تبخير از تشت به‌ترتيب روش‌هاي اشنايدر،‏ كوئنكا و آلن پروت مناسب‌تر مي‌باشند. نتايج تحليل حساسيت نشان مي‌دهد كه حساسيت روش‌هاي اورنگ،‏ آلن پروت و اشنايدر اصلاح شده نسبت به تغييرات پارامترهاي ورودي كمتر از ساير روش‌ها است. با استناد به نتايج آماري و تحليل حساسيت از بين روش‌هاي فوق مدل‌هاي آلن پروت و اشنايدر اصلاح شده براي برآورد ضريب تشت در منطقه آمل و ساير مناطق داراي اقليم يكسان با آن منطقه مناسب مي‌باشند

چکیده (انگلیسی):

Reference evapotranspiration is an important parameter in irrigation systems' design that is evaluated through either direct (Lysimeter) or calculated method (Empirical equations). When there is a lack of lysimeters' data, Penman Monteith FAO method could be employed as a standard method for evaluating the other empirical methods' results. In this research, 13 year evaporation pan data of Amol Station are multiplied by the calculated pan coefficient from such different equations as Cuenca, Allen Pruitt, Snyder, modified Snyder, Orang and FAO and then the results compared with Penman Monteith FAO Methods' results. The sensitivity of models with variations of ±10, ±20, and ±30 percent in such input parameters as wind velocity and relative humidity is then analyzed. Regression and statistical analysis showed Cuenca, Snyder, Allen Pruitt, Orang methods as recommended for estimation of daily ET0 from pan evaporation data. Cuenca, Snyder, Allen Pruitt methods are suitable for 10 day duration period ET0, while Snyder, Cuenca, Allen Pruitt for monthly ET0. The results of sensitivity analysis show that the sensitivity of the methods Orang, Allen Pruitt and modified Snyder in relation with input parameters is less than that of other methods. Statistical and sensitivity analyses show that Allen Pruitt and modified Snyder methods are the suitable ones for an estimation of pan coefficient in Amol and in areas that are of similar climatic condition.

فایل مقاله : [دریافت (394.0 kB)] ‏338 دریافت تاكنون

موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 5:28 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
عوارض طبيعی :

شهرستان آمل از نظر پستي و بلندي و توپوگرافي از سيماي متفاوتي برخوردار است و از نظر شکل و وضعيت توپوگرافي به سه ناحيه تقسيم مي شود:

1- ناحيه جلگه اي: با شيب پنج درصد از نوار ساحلي شروع و تا ارتفاع 100 متر را شامل مي شود که رأس آن در داخل هراز واقع شده است.

2- ناحيه کوهپايه اي: از ارتفاع 100 تا 500 متر گسترده شده داراي شيب نسبتاً زيادي است.

3- ناحيه کوهستاني: از ارتفاع 500 متر آغاز و در جهت جنوبي شهرستان از کوه سنگ تا کتل امام زاده هاشم ادامه مي يابد.


موضوعات مرتبط: موقعیت جغرافیایی
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://chelav.com/Images/IGBase/518/IMAG0071.JPGhttp://gotoiran.ir/BeinABein/Chelaav/M.Gaeini_Chelaav27.jpghttp://gotoiran.ir/BeinABein/Chelaav/M.Gaeini_Chelaav19.jpg

دهستان چِلاو جزء بخش مرکزی شهرستان آمل در منطقه میانکوهی مرطوب و جنگلی قرار دارد. این دهستان از نظر روایتﻫـای مردمی دارای هفت آبادی به نامهای: پارَیمِه، پاشاکُلا، نَجّارکُلا، تیار، گَنگَرَج کُلا، چَم بُن و زَرخونی است. روستاهای فیلبَند، سَنگِچال، گَت کُلا، دایو، کُردِنِشین، لِهاش و اَلیمِستان، اگر چه در جوار روستاهای یاد شده قرار دارند اما جزء منطقه بالا چلاو محسوب می گردند.کل محدوده دهستان چلاو از سمت شمال به دهستان دشت سر، از جنوب به دهستان بهرستاق، از شرق به روستای فیلبند و بخش بندپی غربی شهرستان بابل و از غرب به رودخانه هراز و دهستان لیتکوه محدود می گردد. اما موقعیت جغرافیایی هفت محل یاد شدۀ نخست- که منطقه اصلی و مدنظر ماست- با برآورد تخمینی از روی نقشه توپوگرافی( 50000/1شاه زید) حدوداً بین عرض شمالی 9/36 الی 14/36 و طول شمالی 22/52 الی 29/52 بوده و نزدیک به 95 کیلومتر مربع وسعت دارد.

از نظر حوزه آبریز، کل مساحت چلاو 13303 هکتار است که از این میزان 85 هکتار محدودۀ روستایی، 8264 هکتار جنگل، 3898 هکتار مرتع و 1056 هکتار اراضی زراعی ﻣﻰباشند. (روحی مقدم، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس)

جمعیت ثابت (هفت آبادی) چلاو در سال 1375 برابر 477 نفر در 110 خانوار و هفت آبادی سرشماری شد که این تعداد در فصل تابستان به واسطۀ کوچ از شهر و روستاها به ییلاق افزایش چشمگیری ﻣﻰیابد. چلاو در تقسیمات جدیدکشوری با مرکزیت روستای«رزکه» مساحتی بالغ بر7/721 کیلومتر مربع دارد که در سال 1375جمعیتش 3765 نفر سرشماری شده است. (سازمان برنامه و بودجه مازندران)

نحوه اداره روستاهای چلاو در گذشته براساس شیوه سنتی کدخدا منشی بود که پس از برافتادن آن، به صورت هیئت امنایی اداره می شد. اما امروزه پس از اجرای قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا، کارهای روستا برای مدت معلوم- با حضور اهالی محل در انتخابات شوراها- در اختیار افراد منتخب و مورد وثوق قرار می گیرد.

از نظر تقسیمات جغرافیایی دهستان چلاو در زمانهای مختلف دارای آبادیهای گوناگونی بود. در کتاب «مازندران و استراباد» نوشتۀ رابینو، چلاو یکی از هشت بلوک آمل و شامل 19 آبادی کوچک و بزرگ بوده است. از این تعداد تنها نام روستاهای: «پارادیمه، تیاف، پاشاکلا، چمه بن و گنگرج محله» با موقعیت پنج آبادی از هفت آبادی کنونی چلاو قابل تطبیق است و روستاهای «میلِه و شَهنِه کُلا» به خاطر کوچ قشلاقی چلاویان مدنظر رابینو قرار گرفته است. در کتاب «فرهنگ جغرافیایی آبادیهای ایران» و به نقل از آن در «لغت نامۀ دهخدا» برای چلاو 19 آبادی ذکر شده که «گنگرج کلا، تیار و پاشاکلا» قراء مهم آن هستند.

به دلیل حکومت چلاویان در نواحی سوادکوه و فیروزکوه و مناطقی از سمنان و گستردگی بیشتر و احتمالی محدوده جغرافیایی آن در گذشته، میرظهیرالدین مرعشی در کتاب «طبرستان و رویان و مازندران» چلاو را به صورت «شلاب» در محدودۀ سوادکوه و ملاشیخ علی گیلانی در کتاب «تاریخ مازندران» آن را قریب سمنان ﻣﻰدانستند. اعتماد السلطنه وزیر دوره ناصری در «مرآت البلدان» چلاو را جزء بلوک طبرستان و مازندران ﻣﻰداند که تیول منشی الممالک است و دارای قلعهﺍﻯ بسیار قدیمی است (نقل از: آستارا تا استارباد؛ منوچهر ستوده) همو در کتاب «التدوین فی احوال جبال شروین» چلاو را به گونه «تیلاب» در محدوده سوادکوه متذکر ﻣﻰگردد. ناصرالدین شاه قاجار در کتاب «روزنامۀ سفر مازندران 1292قمری» محدوده جغرافیایی چلاو را بین بندپی و لیتکوه ذکر ﻣﻰکند. او بر اساس پرس و جو از بزرگان منطقه چلاو، رودخانۀ هراز را سر حد چلاو و لیتکوه، به انضمام مرتع آسا و سیاه بیشه برای چلاو، و پل لهاش را برای لیتکوه نوشته است. ستوده در کتاب «آستارا تا استارباد» آبادیهای چلاو را این گونه معرفی ﻣﻰنماید.«پریمه، پاشاکلا، نجارکلا، تیار، گنگرج کلا، چم بن، زرخونی و سنگ چال. مورد اخیر در تقسیمات جزء بالا چلاو و باقی دهکدﻩﻫـا جزء پایین چلاوند. دهکدﻩهای لهاش و الیمستان...نیز جزء چلاب به حساب ﻣﻰآیند.»

منطقه چلاو از جمله مناطق کهن و قدیمی مازندران است که بسیاری از اتفاقات تاریخی و مهم مازندران بنابر شواهد کتب مهم تاریخی در آن به وقوع پیوست. وجود قلعهﻫـای «دارا و سامان(سام) و قلاپشت و قلاوش و قلاگردن و تیمورقلعه» که امروزه جز نامی از آنها باقی نمانده است و کشف بسیاری از آثار قدیمی از جمله مفرغها و سفالهای دوره تاریخی از زیر خاک و روایتﻫـای مکتوب و مردمی و وجود جای نامهای کهن ایرانی در این گستره، گواه کهن بوم و بر بودن آن است.

چلاو مرکز کیا افراسیاب و اسکندر شیخی چلاوی بود که در مازندران حکومت ﻣﻰکردند و سلسلۀ باوندیه سوم- کینخواریه - را منقرض کردند. از اعقاب آنها کیاحسن چلاوی در فیروزکوه و حوالی سمنان، لهراسب چلاوی در طالقان و سهراب بیک چلاوی در ساوجبلاغ به حکومت پرداختند. میرمراد پاشای چلاوی نیز از سرداران سپاه شاه عباس صفوی بود.

از این منطقه عالمان و بزرگان و شاعرانی همچون «ملاصالح و ملاهادی مازندرانی، علیقلی اقبال مازندرانی، میرزا علی محمد چلاوی، میرزا محمد بیدل چلاوی(کرمانشاهی)، حیدرعلی و محمدعلی خاکی، شیخ حسن، شیخ اسماعیل، ملا آقاجان و آخوند ملامحمدحسن چلاوی» و... برخواستند و برههﺍی از زمان و تاریخ منطقه را با نام خود در آن ثبت کردند که شرح تذکرۀ آنها تلاش و کوششی جدا و جدی ﻣﻰطلبد.

در ذکر وجه تسمیۀ دهستان چلاو میان مردمان این ناحیه روایتﻫـای مختلفی رواج دارد. از آن جمله وجود «چهل آبادی» و «چهل چشمه و آب» در گذشته است که اشتقاقی مردمی ﻣﻰباشد. ظاهرا قدیمیﺗﺮین سند موجود که از چلاو صحبت به میان ﻣﻰآورد، تاریخ طبرستان نوشتۀ ابن اسفندیار به سال 613هـ.ق است که آن را به صورت «شلاب» ثبت کرده است. حد نهایی این تلفظ را برای منطقه تا یک قرن پس از این تاریخ– یعنی دوران حکومت ایلخانان مغول در ایران- ﻣﻰﺗوان مد نظر داشت چرا که در کتب تاریخی پس از آن «شلاب» به صورت «چلاب و چلاو» تغییر ﻣﻰیابد. لذا چنانچه «شلاب» را به عنوان گونۀ کهنﺗﺮ«چلاو» در نظر بگیریم این کلمه– به معنی باران تند- باشرایط جوی این سرزمین تطابق کامل دارد. (وبلاگ هم اندیشان و گفتار وجه تسمیه چلاو)

هفت آبادی چلاو متشکل از تیرهﻫـا و خاندانﻫـایی است که برای همان روستا حکم شاخص و مبنا را دارند. در روستای پاریمه: لَطیف ؛ روستای پاشاکلا: بَغدادی و پاشا ؛ روستای نجارکلا: پیچ ؛ روستای تیار: بُندار(بنّار) و کَنِِّج ؛ روستای گنگرج کلا: خانَکدار(خنینگار) ؛ روستای چَم بُن: رَوارَج و سالار (سِلار) و روستای زَرخونی: باتِلفه به همراه دیگر تیرهﻫـا و خاندانﻫـا زندگی ﻣﻰکنند. (تیره های معروف دو روستای مجاور یعنی سَنگِچال و فیلبند، عُمران (عِمرون) و مَلِکشاه (مِلشا) نامیده می شوند.)

به دلیل شرایط جوی مناسب و وفور نعمتهای خدادادی و میهمان نواز بودن مردمان آن، مهاجرتﻫـایی در قالب نام بندار، نوایی، عامی(آمی)، پاشا، پیچ،... از دیگر نقاط به ویژه لاریجان آمل به چلاو صورت گرفته که اکنون به عنوان بومیان منطقه محسوب ﻣﻰگردند. در حال حاضر نیز این عمل کاملاً با دلایلی متفاوت از گذشته، که آن به خاطر معیشت و اجبار پادشاهان وقت در مهاجرت قبیلهﻫـا و این به دلیل تفریح و تفرج انجام ﻣﻰشود که مورد اخیر در صورت ادامۀ افراطی به محیط اصلی منطقه صدمۀ جبران ناپذیری وارد ﻣﻰسازد.

 

زندگی مردمان این منطقه در گذشته بر پایۀ دامداری، چارواداری، باج و خراج از مراتع و گاوهای نر (وَرزا) و پرورش اسب، صنایع دستی، زغال گیری، کشاورزی، لبنیات، زنبور عسل استوار بود. در این خصوص ابن اسفندیار (تاریخ طبرستان، ص57) چنین ﻣﻰنویسد:«...چون فریدون از مشیه کن فیکون بیرون آمد بحکم آنکه جبال غیرذی زرع و ضرع بود با حدود شلاب ]چلاب = چلاو[ نقل کردند که در آن– صقع چراخورها باشد و مقیمان او را تعیش از منافع نتاج و باج گاوان بود.» اما در حال حاضر به دلیل اجبار دولت در خروج دام از مراتع و صیانت از جنگلﻫـا و منابع طبیعی و در نهایت زندگی نوین این حالت به هم خورده و مشاغل بر اساس نیازهای روز و تحصیلات، تعریف شده اند و عموم نیازمندیها از شهر برآورده ﻣﻰگردد، ولی هنوز ﻣﻰتوان بافت و زندگی گذشته را در آن مشاهده نمود.

امکانات و شرایطی که امروزه در آبادی های مختلف منطقه وجود دارد می توان به برق، تلفن، راه ارتباطی آسفالته، آب لوله کشی بهداشتی، حمام عمومی، نانوایی، شرکت پخش فراورده های نفتی، خانه بهداشت و مدرسه شبانه روزی اشاره کرد. در این میان بخش خصوصی نیز به فعالیت هایی همچون ایجاد مراکز صنعتی با توانمندی منطقه مانند تولید جوجه یک روزه و مرغ مادر، دامداری پرواری و شیری، پرورش ماهی سردآبی و بهره برداری از معادن شن و ماسه دست زده است.

اهالی چلاو در فصل گرما و سرما ییلاق و قشلاق ﻣﻰکنند که کوچ آنها از نوع عمودی است.(وبلاگ هم اندیشان) اما به واسطۀ آب و هوای مساعد، خانوارهایی نیز به طور ثابت در این منطقه ساکن هستند. ییلاق چلاویها آبادیهای مختلف دهستان چلاو و قشلاقشان روستاهای «بلیران،شهنه کلا،میله،خَرمون کلا،تش بندان» در آمل است. محل سکونت چلاویان در شهر آمل حوالی سالهای 1300شمسی و قبل از آن بین شاهاندشتی محله و پایین بازار به نام «چلاوی محله» بود که در گذشتهﻫـا «چلابه سر» نام داشت. از حدود سال 1325شمسی چلاویان به خصوص در قسمت جنوب شرقی آمل که در آن زمان بیرون شهر بود مقیم گشتند که امروزه «چلاوی راسته» نامیده ﻣﻰشود و جمعیتشان بدلیل مهاجرت از آبادﻯهایشان بنا به ضرورت زندگی جدید چندین برابر شده است. همچنین گروهی از چلاویان از گذشته در شمال غربی آمل به نام«رحمت آباد»ساکن شدند که امروزه جزئی از شهر آمل محسوب ﻣﻰگردد. از این طایفه گروهی نیز منشعب گشته و جزء طایفه آملی محسوب شدهﺍند به طوری که یکی از تیرهﻫـای طایفۀ آملی«چلاوی»نامیده ﻣﻰشوند.(یادگار فرهنگ آمل،صمصمام الدین علامه)ضمن اینکه خانوادهﻫـایی از طایفه چلاو در شهرستان سوادکوه هم زندگی ﻣﻰکنند که احتمالا ریشه تاریخی دارد.

روستاهای مختلف چلاو با راه ارتباطی آسفالته که در محل مدرسه شبانه روزی فعلی     (کُرد بَمِرد دَشت) به دو شاخه تقسیم ﻣﻰشود با شهر آمل ارتباط دارند. علاوه بر راه مذکور، راه مال رویی از بلیران به چلاو در گذشته دایر بود که کماکان مورد استفاده دامداران قرار ﻣﻰگیرد. بعضی از راهﻫـای گذشته این سرزمین هم به تاریخ پیوستند. برای نمونه راه روستای المیستان به شیرگاه از این منازل ﻣﻰگذشت: الیمستان، چلاو، سنگچال، آب کل منار، شیاده ، پادشامیر، لفور، شیرگاه؛ یا راه سیاه بیشه در جادۀ هراز آمل به فیروزکوه این گونه طی ﻣﻰشد: سیاه بیشه، لهاش، الیمستان، امام زاده قاسم، مراتع کَنگِلو، اِسپرِز، سیوجی، ترکلی (ساختمان قدیمی دارد که روسها در جنگ جهانی دوم تعمیر کردند)، سیاه کوه، رُنان، چرات، فیروزکوه (نقل از: آستارا تا استرآباد)

به دلیل نبود ایستگاه خاص هواشناسی در منطقه، آماری از وضعیت جوّی چلاو وجود ندارد. اما بر اساس موارد ثبتی ایستگاهﻫـای مناطق مجاور، متوسط بارندگی سالیانه آن حدود 595 میلی متر و میانگین درجه حرارت سالانه آن 6/8 درجه سانتی گراد گزارش شده است که این ارقام به واسطه رطوبت و مه آلود بودن منطقه قابل تغییر هستند.(روحی مقدم، همان)

آب شرب چلاو با استفاده از منبع آب و لوله کشی بهداشتی روستایی از چشمه سارها تأمین ﻣﻰگردد که در چندین سال اخیر به واسطۀ افزایش جمعیت و خشکسالی و کم آب شدن چشمهﻫـا با مشکلات عدیدهﺍی به خصوص در فصل تابستان و زمان افزایش جمعیت مواجه است. هر چند در سالهای اخیر تلاش مجدّانهﺍﻯ جهت رفع این مشکل در روستاهای مختلف صورت گرفت، اما کماکان این مشکل به قوت خود باقی است.

رودخانۀ مهم این گستره «چلورود» نام دارد و شاخهﻫـای اصلی آن « رودبار تیار و گنگرج کلا » نامیده ﻣﻰشوند که کاملا در محیطی جنگلی و از نظر زمین شناسی در منطقه بیکربناته کلسیک و بیکربناته سولفاته جریان دارند. این دو رودبار در ارتفاع 860 متری در منطقه دوآب(دِئو) به هم پیوسته و با طی مسیر 11 کیلومتری به عنوان آخرین شاخه شرقی رودخانه هراز در «مَنگل» به آن ﻣﻰرسند. در کتب و نقشهﻫـای جغرافیایی امروزی«چلورود»از سرچشمۀ رودبار تیار در ارتفاع 2800 متری «نَرو» آغاز ﻣﻰگردد و در ارتفاع 1400 متری شاخهﺍﻯ دیگر با نام «کاشم رود» به طول 6 کیلومتر از ارتفاع 2600متری «حِصین بَن» را دریافت ﻣﻰدارد. این دو رود پس از اتصال با طی مسیر 19 کیلومتری و شیب متوسط 12درصد به رودخانۀ هراز ﻣﻰپیوندد.(حوزه آبریز در یای خزر، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ایران)

تشکیلات زمین شناسی این منطقه به دورانهای اول تا سوم زمین شناسی تعلق دارد که گسل مهم و معروف شمال البرز از قسمت شمالی آن عبور ﻣﻰکند. سازندهای موجود در منطقه از دوره پرمین تا کواترنری رسوب گذاری شدهﺍند اما تنها مورد استثناء رسوبات پالئوژن در البرز شمالی نیز در آن دیده ﻣﻰشود. ( نقشه زمین شناسی «شیت آمل»، سازمان زمین شناسی ایران)

چلاو از نظر منابع گیاهی و جانوری تابع مناطق میانکوهی مازندران است. جنگلهای این منطقه در محدودۀ آبادی هایش در گسترۀ ارتفاعی 850 تا 1900 متر از سطح دریا قرار دارند و دارای دو جهت عمومی شمالی و جنوبی هستند. جنگلهای شیب شمالی از ارتفاع 850 متری آغاز و تا ارتفاع 1900 متری ادامه ﻣﻰیابند و ارتفاع بالاتر از آن را مراتع تشکیل ﻣﻰدهند. PH خاک در این قسمت اسیدی با درجه نفوذپذیری متوسط تا خوب برای آب و ریشه دوانی است. شیب جنوبی ابتدا چمنزار بوده و از ارتفاع 1050 متری تا 1440 متری در محدودۀ جنگلی قرار ﻣﻰگیرد. PH خاک نیز در این محدوده خنثی و قلیایی بوده و دارای درجه نفوذپذیری متوسط تا ضعیف برای آب و متوسط برای ریشه دوانی گیاهان ﻣﻰباشد.

از 130 گونه گیاهی (فلور) گزارش شدۀ آن (روحی مقدم، همان) ﻣﻰتوان به: افرا، راش، سرو، توسکا، آزاد، ملج، بید، اوجا، ممرز، چلرگ، گل صدتومانی، بارانک، انجیلی، شمشاد، بلوط، گردو، اَل، لیلکی، کچف، ون، گیلاس وحشی، سرخدار، نمدار، زرشک، ازملک، جگن، ولیک، کندس، سیب و گلابی و آلوی جنگلی، کهلو، خاس، شن، همیشک، بارهنگ، آقطی (پَلِم)، گزنه، ترتیزک، استاک، پنیرک، شبدر، گلپر، تمشک، سیسنبر، پونه، قارچ خوراکی و سَمّی، نعناع، ماش، ترشک، پامچال، آلاله، گون، بنفشه، سرخس، پیاز وحشی و... اشاره کرد. از نظر جانوری هم ﻣﻰتوان نمونهﻫـای زیر را نام برد: گرگ، شغال، روباه، گربه وحشی، کفتار، خرس، گراز، پلنگ، شوکا، گوزن، مرال، کل، مش، سمور، سنجاب، قرقاول، توکا، دارتلا، کبک، گنجشک، ابیا، باشه، جغد، خرگوش، فاخته، دمجنبانک، دارکوب، خفاش، مار، کریب، مارمولک، سینه سرخ، خرچنگ، رطیل، عقرب و...

زبان مردم چلاو با گویش خاص و کهن منطقه، زبان مازندرانی از دستۀ شمال غربی زبان های ایرانی، زیر گروه زبانهای کرانۀ جنوبی دریای مازندران است. وجود شمار فراوان واژهﻫـای برابر و همانند با فارسی میانه و تفاوتﻫـا و تشابهات دستوری با زبانهای مرکزی و شرقی ایرانی نشان از دیرینگی و پایداری و پویایی زبان مردمان این منطقه دارد.( دکترقریب، مجله گویش شناسی)

دین مردمان این قلمرو پیش از پذیرش اسلام به طور کلی و عام همانند دیگر نقاط ایران (اما با تعصبات و اعتقادات فراتر) بوده است که وجود واژهﻫـا و مناطقی مانند مِهر، گورستان گبرها، امام زاده قاسم، رستم زِنی مال، بیستون و آئین های نو شدن ماه و سال (مارمه)، بیست و ششم نورزِماه طبری، تیرماه سیزده شو(تیرگان)، نخل گردانی، سوواشن، علامت چلیپا بر روی قبور درگذشتگان و... گواه این مطلب است. وجود پارهﺍﻯ اعتقادها و احترامها به درختان و گیاهان، نشان از پرستش مظاهر طبیعت و جان پنداری و اعتقاد به نوعی معاد و زندگی بعد از مرگ در گذشتۀ آنها دارد، اما اکنون مذهبشان شیعه دوازده امامی است و ابراز علاقه به اسلام و آئین های اسلامی و اهل بیت و شوق زیارت مسجد الحرام و بارگاه امام حسین(ع) و امام رضا(ع) و دیگر عتبات عالیات و برگزاری مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی، بیست هشتم صفر(چهل و هشتم)، شهادت امام علی(ع) و شب های قدر و... نشانۀ پایبندی آنها به دین اسلام و مذهب تشیع ﻣﻰباشد.

چلاو علاوه بر منابع طبیعی و خدادادی دارای اماکن زیارتی و مذهبی مختلفی در آبادیهای خود است. در تیار، مکانی که مقبرۀ امام زادهﺍﻯ باشد وجود ندارد اما در ارتفاعات جنوبی آن(2500 متری) امام زاده قاسم با بنایی از سنگ و گچ و آهک بر روی قلهﺍﻯ که به نام آن منسوب شده قرار دارد. در گنگرج کلا، امام زاده سیف الدین و امام زاده یحیی که مکان اخیر در زیر روستای چم بن در اراضی«اِرِشتِه سَر» گنگرج کلا قرار دارد. در پاریمه، امام زادگان صالح و شجاع الدین و در نجارکلا، امام زاده جعفر وجود دارند. این اماکن جدا از تکایا و سقاخانه ها و دیگر مکان های مذهبی موجود در دهستان چلاو هستند.

چلاو در زمان سلجوقیان

(چلاو پیش از کیا افراسیاب چلاوی)

چلاو سرزمین کهن سالی است که شرح آن در کتب تاریخی مازندران (طبرستان) مسطور است اما آنچه در بین مردم رواج عام دارد سرگذشت کیاافراسیاب چلاوی و تا حدودی نوادگان اوست و وقایع قبل و بعد از او با آنکه در همان کتب تاریخی آمده است کمتر مورد استفاده و استناد مردم قرار گرفته است.

مجال حاضر مختصری از تاریخ چلاو پیش از کیاافراسیاب (اواسط قرن هشتم هجری) در زمان حکومت سلجوقیان(قرن ششم هجری) است. مطالب زیر از کتاب ارزشمند « آستارا تا استارباد » نوشته ی دانشمند مازندرانی منوچهر ستوده به نقل از تاریخ طبرستان اثر ابن اسفندیار آملی است.

حسن بن اسفندیار در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری در فصل خصایص و عجایب طبرستان می نویسد: که چون « اسکندر مقدونی » برزمین پارس مستولی شد، « دارا » ( آخرین پادشاه هخامنشی) از او بگریخت و به طبرستان پناه برد و نزد او پیام فرستاد که گیرم هفت کشور را بر من تنگ کنی، خاک « فرشوادجر (طبرستان) » و « دژ دارا » را چه کنی؟

از صفحات دیگر همین تاریخ متوجه می شویم که قلعه دارا در « رودبارهج » قرار داشت و حداقل تا تاریخ 611 ه.ق آباد بوده است. « رکن الدوله قارن » در زمان پدرش « اسپهبد رستم (568-602) »، برادرش « شمس الملوک رستم دوم » را که در قلعه ی « دارا » محبوس بود « از رودبارهج به منگول (منگل امروز) و آمل آورد».

رودبارهج همان دره ی چلاو است که از ارتفاعات لفور شروع و به منگل ختم می شود.

قیام امیر شهریار در چلاو: در دوران اسپهبد شاه غازی رستم(533-558 ه.ق)،[ از سلسله ی دوم باوندیان معروف به اسپهبدیه] امیر شهریار در چلاو قیام کرد. صاحب تاریخ طبرستان درباره ی دفع آن قیام چنین نوشته است: اسپهبد شاه غازی رستم، عم زاده خویش « شهردار » را به محاصره ی قلعه ی دارا پدید کرد و بعد از آن او به « شلاب (=چلاو) » شد. چون مردم « شلاب » بدانستند که اسپهبد آنجا رسید، زن و مرد و خرد و بزرگ همه به زینهار آمدند و روی بر خاک نهادند که ما همه بندگان و بنده زادگان توییم ما را عفو کن. اسپهبد جمله را بنواخت و تشریف داد و فرمود که بعد از این در خانه ها باشید که ما طلب قلعه می کنیم. و گرد بر گرد قلعه کمین فرمود کرد هر گس به زینهار بیامدی بیاویختندی. کار بر شهریار صعب و دشوار شد و گفت کار دریابید و قاصد پیش اسپهبد فرستاد و امان طلبید. اسپهبد از او آزرده بود که بر او حق ها داشت و گفت اول روز ادب کند اما چون بزرگان طبرستان شفیع شدند از سر اکراه برخاست و گفت تشریف و اقطاع فرمایند و عهد ارزانی دارم که باقی خطا نکنم و اگر فرموده باشم باطل گردانم...اسپهبد، سهراب بن رستم را که عم زاده بود به کوتوال فرستاد با خاصگان خویش و امیر شهریار با قلعه برد ایشان را و او به زیر آمد.

سپاه سلطان سنجر سلجوقی در قلعه ی دارای چلاو: پس از مرگ « اسپهبد علاالدوله » در سال 533 هجری پسرش « اسپهبد شاه غازی رستم »(533- 558) به حکومت طبرستان رسید. از آنجا که وی مردی شجاع، با شهامت، با تدبیر و سختگیر بود امرا و حکام طبرستان از او خوف کرده پنهانی قاصدی نزد برادرش شمس الملوک مرداویج که در شهر « مرو » نزد « سلطان سَنجر » بود، فرستادند و او را به حکومت طبرستان دعوت کردند. مرداویج با سپاه کمکی سلطان سنجر به فرماندهی امیرامیران « قشتمر» به استرآباد آمد. شاه غازی رستم برای دفع حمله آماده ی کارزار شد اما چون موافقت مردم طبرستان را با سپاه سلطان سنجر و برادرش دید از ساری به قلعه ی دارا پناه برد.

« مرداویج » و « قشتمر » در تعقیب او به پای قلعه آمدند و قلعه را محاصره کردند. کار بر قلعه نشینان سخت شد ولی در این هنگام امیر « تاج الدین شهریار » که در قلعه بیمار بود به فصل دروی گندم درگذشت و او را به آمل دفن کردند. همزمان با مرگ امیر تا پانزده روز پیاپی هوا بارانی شد. لشکر قشتمر از طوفان و باران بترسیند و از آنجا به سمت قلعه ی « توجی( نزدیک بابل کنونی) » عقب نشستند. شاه غازی رستم که بخت را با خود موافق دید از قلعه ی دارا بیرون آمد و امیری قلعه را به خواهرزاده اش « اسفندیار بن شهریار » واگذار کرد.

(در این زمینه وقایع دیگری نیز در تاریخ طبرستان ثبت شده است که علاقه مندان می توانند به آن مراجعه کنند.)

منابع: آستارا تا استارباد، دکتر منوچهرستوده، ج4، تهران: انتشارات آگه، 1375

تاریخ طبرستان، این اسفندیار، تصحیح: عباس اقبال، تهران: انتشارات کلاله خاور، 13

موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 5:22 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://www.larijan.ir/images/gallery/1312027787.jpg

          

                                        تاریخچه روستای آب اسک

در خصوص پیدایش روستای اسک در قدیم به نام (اشک) بوده است و اشک اول پادشاه اشکانیان این آبادانی را به نام خود نام نهاده است که به مرور زمان به اسک تغییر نام یافته است و بنا بر روایتی دیگر هم در خصوص اسک آورده شده است که به خاطر وجود آبهای گرم و رسوبی که قطره قطره بر زمین می‌چکید و بر روی وسایل و سنگها رسوب‌گذاری میشده است که اشک یکم در آساک در شمال کوه‌های البرز تاجگذاری کرده است و گریا اسک متأثر از آساک هم می‌باشد .

ابوالقاسم محمدبن حوقل بغدادی سیاح معروف و جغرافیدان عرب در سال 331 ه-ق برابر با 941 میلادی به عزم مطالعه درباره کشورها و ملتهای مختلف و نیز به منظور تجارت از بغداد بیرون رفت و کشورهای اسلامی را از شرق تا غرب پیمود.

نامبرده در سفرنامه خویش به ایران چنین عنوان می‌کند که : راه ری به طبرستان چنین است : از ری به برزیان یک منزل سبک، و از آنجا به نامهند یک منزل و از آنجا به اشک یک منزل و از آنجا تا پلور یک منزل و از آنجا  تا آمل یک منزل است . و نامبرده پس از پایان سفر خویش کتابی تحت عنوان صوره‌الارض در سال 357 ه-ق به عربی تألیف نموده است. تا چه اندازه‌ای این نامگذاریها صحت و سقم دارد خدا می‌داند. اما به هر حال هر دو روایت بر سر زبانهاست. دیگر اینکه طبق گفته بعضی از ریش سفیدان به نقل قول از نیاکان خود محل سکونت فعلی، قبلاً نیزار بوده است و محل اولیه یا اصلی در منطقه اسک کلا بوده است که به علت قرار گرفتن در بین سه کوه و تابش کم نور آفتاب در روز و احتمال رانش زمین و سرمای سخت زمستان از نقطه جنوبی به نقطه شمالی مهاجرت کرده‌اند تا از نعمت روشنایی و گرمای خورشید و بکر بودن زمین مورد نظر برخوردار گردند. در خصوص نیزار بودن محل سکونت فعلی (نقطه شمالی ) نمی‌توان از نظر عقلی و برهانی باور کرد. زیرا محله فعلی از بنیان بر روی صخره‌ها و زمینه بکر و مستحکم بنا شده است، در صورتی که مناطقی دارای خاکهای نرم و شنزار و لجنزار بوده باشد گیاهانی مانند نی و امثال آنها در آنجا رشد و نمو می‌کنند. و دیگر اینکه به خاطر وجود صخره‌ها از حفر چاه‌ها در بعضی از مناطق به اندازه 2 متر هم نمی‌توان پایین رفت ولی آنچه را باید پذیرفت بیشتر موقعیت روشنایی و بکر بودن زمین‌های محل سکونت حاضر را باید قبول کرد که در مواقع خطرات احتمالی مانند زلزله کمتر می‌توان شدت و قدرت درجه ریشتر را احساس کرد و بنابراین روایتی سابقه آبادی اسک را با احتساب محل سکونت قبلی در حدود 1200 سال قدمت می‌دانند ولی آنچه که مکتوب (در تاریخ طبرستان آمده است چنین بیان می‌شود که از عجایب طبرستان یکی کوه دماوند است که علی ابن‌الکاتب در کتاب فردوس‌الحکمه آورده است که از دیه اسک تا قله دماوند به دو روز شوند و او همچون گنبد مخروطی است و بر همه جوانب او ابداً برف باشد ، الا بر سر او، مساحت سی گری زمین، هیچ جای برف نایستد به زمستان و تابستان و آنجا ریگ بود. چنانکه چون پای بر وی نهاده خرد شده و چون بر سر کوه ایستی بر آن ریک همه کوهها چون پشته نماید و دریای خزر در مقابل او راست است. سی سوراخ در سر این کوه باشد که دود کبریت از آن بیرون می‌جهد و آوازهای عظیم با سهم از این سوراخها شنوند. از لهیب آتشی که حقیقت نشود که در جوف و میان  کوه آتش است. ) تاریخ طبرستان بهاالدین محمدبن حسن بن اسفندیار در سال 613 هجری تألیف شده است که اگر این تاریخ را مصداق مکنوب از نام بردن اسک بدانیم هم اکنون که سال 1385 هجری شمسی و مطابق با 1428 هجری قمری می‌باشد قدمت تاریخی اسک را می‌توان چنین بیان کرد.

 

سال قدمت 815= 613- 1428 هجری

و این نکته را حتماً باید قبول کرد که قبل از نام بردن ابن اسفندیار آملی از اسک روستا به نام اشک مشهور بوده است و اگر نظر ابن حوقل که در سال 350 هجری در صوره‌الارض از اشک نامبرده است اکتفا کنیم سابقه آبادی اسک به 1071 سال می‌رسد. و اگر سابقه آبادی را بر مبنای حکومت  اشکانیان محاسبه کنیم. زمان حکومت اشکانیان از سال 396 قبل از هجرت آغاز و تا سال 1870 ادامه داشته است. و هم اکنون که سال 1428 هجری قمری می‌باشد و به سال 396 قبل از آن اضافه گردد قدمت آبادی و تاریخی روستای اسک به 1824 سال می‌رسد. ناگفته نماند که سه روستا به نام اسک در ایران واقع هستند . یکی اسک لاریجان آمل ، دیگری اسک رودسر گیلان و سومی اسک ایرانشهر سیستان و بلوچستان می‌باشند که اسک لاریجان مورد تحقیق و تألیف این حقیر می‌باشد . در ادامه با توضیحات مختصری که در خصوص پیدایش روستای اسک لاریجان آمل داده شده است سخنان ، نظرات ، و یادداشتهای پژوهشگران ، جهانگردان، مسؤلین وقت و ریش سفیدان که هر کدام نظر خویش را بطور جداگانه مطرح نموده‌اند جهت اطلاع و آگاهی به رشته تحریر در می‌آورم که منظور همین روستا اشک آمل است.

                                                      ***

                               موقعیت جغرافیایی روستای اسک

اسک به طول جغرافیایی 1َ0-52  دقیقه و درجه و عرض جغرافیایی 35 دقیقه و 58 درجه و ارتفاع از سطح دریا 1800 متر واقع است. این روستا در جوار رود خروشان و زلال هراز قرار دارد که به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود، که قسمت شمالی اسک و قسمت جنوبی آب اسک نام دارد و به وسیله پل ارتباطی به جاده بین‌المللی هراز که به طور رسمی در سال 1342 ه-ش به بهره‌برداری رسید به نقطه جنوبی که آب اسک محل کسب و کار اهالی و محل سکونت خوش‌نشینان در ایام تابستان می‌باشد متصل است و دارای زمستانی سرد و یخبندان می‌باشد. بخاطر (واقع شدن در کنار رود هراز و کوه‌های بلند و تابش کم نور آفتاب به طور کلی در زمستان) و روستا از نظر سرما و گرما سردترین ماه سال در دی ماه حدود 14 درجه زیر صفر و گرمترین ماه سال مرداد ماه با درجه حرارت 25 درجه بالای صفر می‌باشد و میزان بارندگی سالانه اسک در 10 سال گذشته 356 میلیمتر به طور میانگین و بیشترین 650 و کمترین 250 میلیمتر بوده است و از نظر وسعت جغرافیایی دارای مساحت زیادی نمی‌باشد و جهت آن از سمت غرب به شرق امتداد دارد و خانه‌ها به طور متراکم و فشرده در کنار هم بنا شده‌اند و از روستاهای پرجمعیت قدیم و جدید محسوب می‌شود و فاصله روستا از طرف غرب به تهران حدود 85 کیلومتر و از طرف شرق به شهرستان آمل به فاصله 80 کیلومتر می‌باشد و حدود اربعه اسک از نظر آبادی جنوباً به روستاهای ایرا و زیار، از طرف شمال دامنه کوه لزیر و امتداد بام ایران یعنی قله سفید دماوند . از طرف شرق به شهر رینه لاریجان و از طرف جنوب شرقی به روستای نیاک لاریجان و از طرف غرب به شهرک ییلاقی پلور که آن هم جزء موطن لاینفک اهالی اسک می‌باشد که قدماً و حتی امروزی اسکی‌ها به صورت دامدار و کشاورز در پلور به عنوان موطن دوم خود کوچ می‌کنند و پس از کشت و زرع و جمع‌آوری حبوبات و غلات و فرآورده‌های دامی در مراتع قاضی مزرعه و دیگر مناطق پلور و داشتن واحدهای کسبی و اداری و امرار معاش از این طریق در فصل پاییز به اسک مراجعت می‌کنند . و حتی بزرگانی از طایفه محترم از شهرهای آمل و همجوار و تهران و دیگر مناطق ایران از پلور به عنوان بهترین خوش آب و هوا استفاده می‌کنند . ناگفته نماند که حوزه استحفاظی اسک از نظر مالکیت و تصرف طبق اسناد و مدارک در ادارات و نهادهای قانونی موجود می‌باشد و این نوشته‌ها نمی‌تواند ملاک عمل قرار گیرند.       

                                                                  ***

                                      تاریخچه‌ تکیه اسک آمل

همانطوری که قبلاً در خصوص مهاجرت طایفه اسک به شهر آمل و اطراف آن توضیحاتی داده شد، اسکی‌های مقیم کلا در صدد این بودند که مکانی مناسب را برای برگزاری عزاداری سالار شهیدان حضرت اما حسین (ع) و محلی را به عنوان مسجد جهت اقامه نماز و دیگر مراسمات مذهبی انتخاب نمایند که با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر و زمان متغیر ماه محرم بتوان از آن مکان استفاده بهینه را به عمل آورد. از این رو مرحوم محمود خان سرهنگ(یکی از بزرگان زمینی را به مساحت تقریبی چهار هزار مترمربع را برای ساخت مسجد، تکیه و ابوالفضلی اسک آمل اختصاص دادند و سنگ بنای تکیه فوق به سال 1318 هجری قمری می‌رسد. که از آن زمان تاکنون حدود یکصد و ده سال از زمان احداث آن می‌گذرد. و هم اکنون این محیط و فضای معنوی با پیشرفت علم و تکنولوژی بیشتر و بهتر فضاسازی شده است که برنامه ها و مناسبتهای خاص خود را در این مکان اجراء می‌کنند. همانند : برگزاری شبیه خوانی یا تعزیه – روضه خوانی – اهداء جوائز به دانش آموزان – و دانشجویان ممتاز به همراه اولیاء و مسئولین – برگزاری انتخابات متعدد – و زمانی محل برگزاری امتحانات نهایی سال چهارم متوسطه نیز بوده است. (ناگفته نماند که اولین بار مراسم نماز جمعه شهرستان آمل پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در سال 1358 ه. ش به امامت حضرت علامه حسن زاده آملی به خاطر فضای باز و گسترده و مرکزیت در شهر آمل از این تکیه استفاده گردید ضمن اینکه اولین راهپیمایی انقلابی در مسیر مسجد ابوالفضل اسپه کلا شروع گردید و شهیده فروغ راعی در این تظاهرات به شهادت رسید . و سپس مرحوم آیت ا... علی اصغر یوسفیان به امامت جمعه دائم شهرستان آمل منصوب شدند.(یادآوری می‌شود که حکم انتصاب آیت ا... یوسفیان را آقای حاج مسلم کاظمیان از دست مبارک حضرت امام خمینی (ره) برای امامت جمعه شهرستان آمل دریافت کردند و به ایشان ابلاغ نمودند.) و تا احداث مصلی جدید در سال 1365 ه. ش نماز جمعه دشمن شکن و وحدت آفرین نمازگزاران آملی در این مکان اقامه می‌گردید و حتی اعزام نیروهای مردمی به عنوان بسیجی و کمکهای اهدایی مردم شریف آمل و لاریجان و حومه از این مکان مقدس به جبهه‌های حق علیه باطل ارسال می‌گردید. مرکز تجمع راهپیمایی‌ها – تشییع جنازه شهدا به سوی گلزار شهدا – پذیرایی از نیروهای مردمی سپاه محمد(ص) اعزامی از استان مازندران برای حضور در مناطق عملیاتی در این تکیه اتراق می‌کردند و مورد استقبال و پذیرایی طایفه اسک و مسؤلین شهرستان آمل قرار می‌گرفتند) و در حال حاضر صندوق همیاری طایفه اسک نیز در این محل مستقر هستند و با داشتن چهار نفر نیروی زن به عنوان کارمند نسبت به سرویس دهی مراجعه کنندگان در طول سال به صورت اداری و غیر اداری مشغول انجام وظیفه هستند و نوع کمکهای این صندوق : وام ازدواج – وام دانشجویی – اهداء جوائز به دانش آموزان ممتاز و نمونه مقاطع مختلف تحصیلی – کمک به خانواده های بی بضاعت – کمک به حوادث غیر مترقبه و ناگوار- که منجر به خسارات مالی و جانی افراد طایفه اسکی گردد. 
موضوعات مرتبط: مقالات
برچسب‌ها: اشکانیان, اسک, به جا مانده
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 4:56 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

آمل یکی از شهرهای استان مازندران ایران است.آمل شهری باستانی و یادگار قوم آمارد است نسبت آمل را به دوره اساطیری پیشدادیان داده اند و از این رو آمل از شهرهای بزرگ قدیمی جهان بوده است. قوم آمارد از مردمان آسیایی‌نژاد بودند که پیش از کوچ آریایی‌ها به سرزمین ایران در آمل زندگی می‌کردند. نام شهر آمل دگرگون‌شده همان نام آمارد است.شهر آمل با حدود 360 هزار نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و 21 دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری، مرکز استان،هجده کیلومتری جنوب دریای مازندران،و شش کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.آمل یکی از شهرهای قدیمی ایران است که پیشینه تاریخی آن به دوران پیش از اسلام می‌رسد. آمل در طی سده‌های پیاپی، مرکز حکومت فرمانروایان محلی مازندران بوده‌است آمل در سه دوره حکومت های بزرگ ایران مانند اشکانیان و علویان و ساسانی پایتخت رسمی ایران بوده است. اهمیت مرکز ارتباطی هراز، وجود بناهای متعدد تاریخی و مذهبی و باستانی و طبیعی، این شهر را به یکی از کانون‌های مهم گردشگری ایران مبدل ساخته‌است.

و صاحب حدودالعالم گوید: آمل شهری است عظیم [ از دیلمان بناحیت طبرستان ] و قصبه ٔ طبرستان است و او را شهرستانیست با خندق بی باره و از گِرد وی ربض است و مستقر ملوک طبرستان و حکم رانی ایران است و جای بازرگانان است و خواسته بسیار است و اندر وی علمای بسیارند بهر علمی و آبهای روان است سخت بسیار و از وی جامه ٔ کتان و دستار خیش و فرش طبری و حصیر طبری وچوب شمشاد خیزد که بهمه ٔ جهان جائی دیگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید کومس و گلیم دیلمی زربافت و دستارچه ٔ زربافت گوناگون و کیمخته خیزد و از وی آلاتهای چوبین خیزد چون کفچه و شانه و شانه نیام و ترازوخانه و کاسه و طبق و طینوری و آنچ بدین ماند- انتهی . و صاحب معجم البلدان گوید: آمل ... نام بزرگترین ِ شهرهای طبرستان بزمین هامون و دشت و جزء اقلیم چهارم ، طول آن 77 درجه و ثلث و عرض 37 درجه و سه ربعاست . بین آمل و ساریه هشت و میان آمل و رویان دوازده و فاصله ٔ آن تا شالوس (چالوس ) دوازده فرسنگ است . از مصنوعات آمل سجاده های نیکوست - انتهی . و حمداﷲ مستوفی گوید: آمل از اقلیم چهارم باشد طولش از جزایر خالدات نزک و عرض آن از خط استوا لز. طهمورث ساخت شهری بزرگ است و هوایش بگرمی مایل و مجموع میوه های سردسیری و گرمسیری از لوز و جوز و انگور و خرما و نارنج وترنج و لیمو و مرکب و غیره فراوان باشد و مشمومات بغایت خوب و فراوان چنانچه اگر شهربند شود هیچ چیز ازبیرون احتیاج نباشد - انتهی . رود هراز از این شهر گذرد و معادن ذغال سنگ و آهن در ناحیت آمل بسیار است وآهن آن را در قدیم نیز استخراج می کرده اند. و شهر کنونی آمل بر خرابه های شهر قدیم بنا شده است و ظاهراً این شهر یک یا چند بار از طغیان رود هراز یا علل دیگرویران گردیده است . عده ٔ سکنه ٔ فعلی آن ده هزار است . و حدود فعلی این ناحیت از شمال دریای خزر و از مشرق سوادکوه و بارفروش و از جنوب لاریجان و از مغرب نمارستاق است :
بر فلک برداشته خورشید جام آملی

بر سها بنواخته ناهید چنگ رامتین

بررسی بافت آمل

 

 محدوده بافت قدیم توسط عناصر و فضاهای شالوده ای ، عملکردی و کالبدی زیر تعریف میگردد :

    عناصر و فضاهای شالوده ای و ساختاری بافت کهن :

     راسته اصلی بازار با عناصر عملکردی و کالبدی به عنوان ستون فقرات بافت کهن با جهت جنوب شرقی-شمال غربی .

    پیوستگی و انسجام فضایی بین مراکز اصلی و گذرها و معابر اصلی و فرعی محلات پانزده گانه بافت قدیم .

2  عناصر و فضاهای شالوده ای و عملکردی استخوان بندی شهر :

·  حفاظت بافت کهن توسط کنترل ساخت وسازهای نوساز در جوار شبکه های اصلی شهر و اتصال و ارتباط ستون فقرات بافت قدیم به خیابانها و لبه های شریانی شهر اعم از :

   خیابانهای انقلاب ، مهدیه ، 17 شهریور ، مصطفی خمینی ، شهید رجایی و باهنر ، واقع در حاشیه جنوبی بافت .

×   خیابان طالب آملی در غرب .

×   خیابان شهید بهشتی واقع در شرق .

  پلهای دروازه چشمه و معلق واقع در بخش مرکزی شهر .

     میدان 17 شهریور به عنوان مهمترین گره شهری واقع در جنوب غربی بافت .

×      شهید فیاض بخش واقع در شمال بافت و غرب مسجد امام حسن عسگری .

·   همجواری کاربری ها و عملکردهای شهری  ، اداری ، آموزشی ، تجاری ، خدماتی و ... واقع در حاشیه جنوب و شرق بافت قدیم .

  عناصر و فضاهای تاریخی :

· عناصر و محوطه های تاریخی شهر قدیم آمل واقع در شمال بافت کهن مشتمل بر :

  بقاع متبرکه : بقعه میر حیدر آملی ، بقعه ناصرالحق یا گنبد کبود ، بقعه شمس آل رسول و آتشکده ، آرامگاه میرزا شاه.

    اراضی باغداری

   فضاهای عملکردی : دبیرستان محمد طبری ، خانه جوان ، میدانچه مسجد امام حسن عسگری و ... .

·   فضاها و مبادی ورودی گذشته بافت قدیم شامل :

  دروازه شمالی ( بحر خزر ) منطبق بر خیابان علیزاده .

   دروازه شرقی یا بار فروش ( بابل فعلی) منطبق بر کوچه برزگر .

× دروازه جنوبی یا تهران ( لاریجان ) در شرق بیمارستان 17 شهریور ( مصلی قدیم آمل ) منطبق بر خیابان رسالت .

× دروازه غربی یا نور واقع در شمال قبرستان امازاده ابراهیم و منطبق بر کوچه طاهری و کوچه چهارده معصوم .

عناصر کالبدی و عملکردی با ارزش دارای سبک پهلوی اول و دوم شامل :

ادارات اقتصاد ودارایی ( ثبت ملی ) ، ثبت اسناد ، ثبت احوال ، شهربانی و ژاندارمری سابق واقع در شرق پل دروازه چشمه .

    شهرداری آمل ، دبیرستان امام خمینی ، هتل شهرداری ، دفتر فروش شهرک نارنجستان ، کارگاه نوسازی و تجهیز مدارس و ... واقع در جنوب بافت کهن .مطب ها کاخ شهرداری و ساختمان های خیابان مهدیه.

×    ساختمانها و بدنه های شکل گرفته در جوار خیابان شهید بهشتی .

4.  عناصر و فضاهای شهری :

·  تکیه اسک به عنوان عمده ترین فضای باز شهری محصور شده توسط کاربری های مذهبی-اجتماعی واقع در میان خیابان شهید رجایی و کوچه قدس به مثابه یک فضای واسط بین بافت کهن و بافت میانی ( پهلوی اول ) و دیگر کاربری های شهری .     نهر شهرود با معابر ، گذرهای پیاده و بناهای شکل گرفته در پیرامون آن و عبور از این نهر از نزدیکی تکیه اسک و فضاهای ورودی گذشته شهر ( دروازه تهران ) .   رودخانه هراز و شکل گیری فضاهای باز عمومی و تفرجگاهی در جوار آن با ارزش ویژه دیداری .

  محدوده بافت قدیم آمل که هسته قدیمی شهر را تشکیل میدهد ، از گذشته های دور به علت نزدیکی رودخانه هراز و جاری شدن آب آن بر این اراضی ، مورد استقبال اهالی برای سکونت و تمرکز قرار گرفته است و احتمالا کهندژ اصلی شارستان را در دوران ساسانی همین محدوده تشکیل میداده است و بازمانده آتتشکده آن دوران در این محدوده نیز این گمان را تایید میکند .

     از نظر کالبدی شهر آمل و بافت کهن آن در طول تاریخ با تحولات گوناگونی مواجه بوده که در این میان  تهاجم و تخریب شهر ( مانند کشتار امیر تیمور در سال 1378 قمری و یا آتش سوزی بزرگ شهر در سال 1335 هجری قمری ) شهر را در دوره های انتقالی حساسی قرار داده است که بیشتر از همه چیز با تحرکهای مهاجرتی همراه گردیده است .

بر اساس سرشماری سال 1375 در محدوده بافت قدیم آمل تعداد 3026 خانوار شامل 11790 نفر ساکن هستند که در مقایسه با آمار جمعیت شهر آمل ، فقط 4/7 درصد جمعیت کل شهر را شامل میشود ؛ ولی این میزان عملکرد واقعی این محدوده را نمایش نمیدهد . این محدوده در حقیقت تاریخی ترین هسته مرکزی و سکونتی شهر آمل شناخته میشود و مجموعه ای از چند محله قدیمی و تاریخی شهر آمل است اغلب با اسامی اقوام و طوایف نخستین و مهاجران به شهر آمل که توسعه و رونق این شهر را ایجاد کرده اند همراه است .عمارت صفوی و ساسانی که دارالعماره عظیم ایران بوده اند ببین رود هراز وجود داشت و آمل یکی از شهرهای مهم سیاسی زمان خود بود که در بحث ها وجنگ ها موقعیت به سزایی داشت.

بطور کلی مقر ابتدایی شهر آمل از حوالی سبزه میدان و مصلای قدیم ( موقعیت فعلی بیمارستان 17 شهریور ) تا منطقه پایین بازار و کمی پایین تر از محله پایین بازار یعنی اراضی  « گنبد بن » که در گذشته به آنجا « عوامه کوی » میگفتند ، بوده است . بر اساس شواهد تاریخی و مستندات محلی وجود بنایی موسوم به آتشکده ( گنبد شمس آل رسول ) واقع در اراضی شهر قدیم ، اینگونه به نظر میرسد که محدوده و باغهای اطراف  آتشکده در اصل « کهندژ » شهر ساسانی بوده  و بعد از ورود اسلام و احداث مسجد و اردوگاه اعراب در بخش « ربض » شهر ساسانی ( محدوده جنوب کهندژ ) ، عملا نطفه شهری به موقعیت جدید ( گلباغ محله یا محدوده اطراف مسجد جامع ) منتقل گردید .

تنها عامل طبیعی در گذشته که موجب اشکال در توسعه شهر بوده است ، رودخانه هراز میباشد . این رودخانه آمل را به دو قسمت غربی-شرقی تقسیم کرده است .

ظاهرا به دلیل افزایش جمعیت  وتازه واردین از دیگر نقاط ، شهر آمل به دور هسته اولیه شروع به گسترش میکند . مقر ابتدایی شهر به دور خود قشری میبندد که به دلیل عدم وجود منابع مستند ، نمیتوان مدعی شد که گسترش شهر به کدام جهت جغرافیایی سریعتر بوده است ولی حدسی که میتوان زد این است که گسترش شهر به طرف جنوب و جنوب غربی بوده است . در دوره های بعد از ایجاد هسته اولیه مخصوصا در دوره صفویه علاوه بر رشد طبیعی  جمعیت شهر به دلیل مهاجرتهای دسته جمعی افراد ساکن در قریه های کوهستانی لاریجان ، شهر را به طرف جنوب ، جنوب شرقی و جنوب غربی به دلیل نزدیکی نسبی به مبدا حرکت مهاجرین و در دوره متاخر به جبهه شرقی گسترش داده است . لذا مناطق مسکونی جدید بعد از دوران صفویه به سرعت در بافت کهن آمل به صورت محلات طایفه ای ایجاد گردید .

چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپایی دوران پهلوی مصون مانده است ، لذا پیوستگی فضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت میگردد.

موضوعات مرتبط: آمل شناسی
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 4:45 بعد از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://up.vatandownload.com/images/6qrkyso8qzex8jmeuhz.jpghttp://up.vatandownload.com/images/wj4xbozg78hu4kx41tt2.jpghttp://up.vatandownload.com/images/aqsrfyiptf482ics1j6c.jpghttp://up.vatandownload.com/images/zojqaclx3yhn4vgnjf8u.jpghttp://up.vatandownload.com/images/ku2lc73yba9r3dl2xwb3.jpg


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
تاریخچه اساطیری
می توان گفت آمل پایتخت اساطیری است چون نبردهای فریدون آرش ضحاک کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است.شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ي سترگ فردوسي ياد شده است.فريدون، پادشاه اسطوره اي كه اژدهاك ماردوش را درون چاهي در دماوندكوه آويخت، خود پرورش يافته ي دامان البرز بود و پژوهشگران، پايتخت او را حوالي آمل مي دانند و امروز نيز باشندگان لاريجان، دشت خرمي در پاي دماوند را تخت فريدون مي خوانند.سال ها بعد، در عصر پادشاهي نواده ي وي، منوچهرشاه، سپاه توران از جيحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقي ايران را تصرف كرد، ولي به واسطه ي مقاومت دلاورانه ي ايرانيان، پشت دروازه هاي آمل زمين گير شد و به موجب پيمان صلحي، آرش كمانگير تيري از دماوندكوه در اطراف آمل تا فرارود در آسياي ميانه رها كرد و جان داد و مرزهاي ايران را باز تا آن سوي جيحون كران داد.


موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 10:44 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
آمل{{Amol-Amul-Amel}} یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران است که در شمال ایران،استان مازندران قراردارد که مرکز شهرستان آمل است.آمل از شهرهای قدیمی و فلاتی ایران است که پیشینه آن به دوره قبل از اسلام می رسد.این شهر به بام ایران،و شهر عرفا و فیلسوفان،و شهر هزار سنگر و اولین شهرعلویان معروف است.واژه آمل، حرف « آ » در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد » داشته و « مُل » به معنی مرگ و « آمل » ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است . آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

جمعیت و موقعیت

آمل با ۱۹۷٬۴۷۰ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.

مردم

مردم آمل از نژاد اصیل آریایی ها هستند که در اولین ورود خود به آمل آمده اند، مردم آمل به طور عمده فارسی و مازندرانی از ساکنان استان مازندران و استانهای همجوار می باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی وعلویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی میکنند.

زبان

بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده است.زبان طبرستانی کمتر از زبان های دیگر تحت تاثیر زبانهای بیگانه قرار گرفته است.زبان مردم آمل فارسی و طبری و به لهجه آملی می باشد.

گاهشمار
آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است.علاوه بر ماههای رسمی از ماه تبری استفاده می کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده است.

دین

اسلام دین نخست شهر محسوب می شود و این شهر اولین مرکز حکومت دین شیعه دوازده امامی بوده است،آمل تنها شهری در ایران بوده است که در وصیت نامه خصوصی سید روح الله خمینی آمده است.

آب و هوا

آب و هوای آمل بسیار مطبوع و سبک و هوای شمالی است و در کنار هراز رود ،رودخانهٔ هراز قرار گرفته، و از مراکزگردشگری فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود؛ و آب هوای آمل در تابستان‌ها گرم و مرطوب و در زمستانها ملايم. حداکثر ريزش باران در ماه آذر و حداقل آن نيز در ماه تير است.

وجه تسمیه

از روزگاران کهن تا به امروز این نام ها بر روی آمل نهاده شده است:اکیان،آماردها،همرو،آم� �ردیان،آمردها،علویان،آمرد� �ایالت طبرستان،هفت شهر،آمله، آمل(به ترتیب نیست).آمل در دو دوره در زمان اشکانیان و علویان پایتخت ایران بوده است.و در زمانمرعشیان و هشت دوره حکومت های ایرانی پایتخت طبرستان بوده است.بنابر تحقيقات باستان‌شناسان و مورخان در سده‌هاي پيش از ميلاد، اقوام گوناگوني در ساحل جنوبي درياي خزر از جمله قوم مارد يا آمارْد است.در کاتب آمده آمل به لغت آهوش است و هوش قباله های کهن (مل و مرگ) و بدین کنایت است از انکه ((ترا مرگ هرگز مباد))

در مورد وجه تسمیه شهر قدیمی آمل نظریات زیادی گفته شده که بیشتر آن ها بر این اعتقاد هستن که نام اولین گروه از قوم آریای ها که اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند.و بعضی ها بر این اعتقاد هستند که آمل از کلمه اسک گرفته شد است که در آن زمان اشکانیان روستای فعلی اسک را پایتخت اقلیمی خود کرده اند.
واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ)مردها یا (آ)ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی mardui یا آمردی
Amardoi آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد.از نمونه هاي ديگر جنک آوري آماردان ، مبارزه سه ساله اين قوم با فرهاد اول اشک پنجم است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعيد آنان گرديد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیانگزارش "آمله" نیز می‌تواند باشد، چنانکه در تاریخ طبرستان و تاریخ کهن آمده است این است که اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می آید و پادشاه بلخ دستور می دهد تا این دختر جوان را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا میکند و با شکوه مقام والا به بلخ می برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ ها و قصر ها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ '''آمله''' گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد.شهر آمل دارای چهار دروازه به نام های دروازه گیل ،دروازه گرگان،دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.و نظریه دیگر این است که اردشیر بزرگ می گوید هزاران سال ، پيش از آمدن آرياهای ايرانی به فلات ايران چندين گروه مردمان بومي که چهار گروه آن مشهورترند در اين فلات جاي داشتند که چگونگي دوره هاي پيشين آن چندان روشن نيست . نام يکي از اين چهار گروه مردم بومي فلات ايران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » يا « آمارد » آمده که به زبان ايران و بومي مرد و آيمرد است و واژه هاي آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردي ، آي مردي ، جوانمرد ، جوانمردي ، گله و گيله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گيلان گويا است از نام باستاني اين گروه سرچشمه مي گيرد . رابينو معتقد است در ميان اقوام تاريخي مازندران يکي تيپرها بودند که در کوههاي شمالي سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل مي باشد به اسم آنها ناميده شد.

در گفتارها
پیرنیا می نویسد : « وقتی آریایی ها به فلات ایران آمدند ، مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آریایی ها مردم بومی از « دیو » یا « تور » نامیدند. علاوه بر این در مازندران آثاری بدست آمده که خیلی قدیمی است ودلالت بر صحت این استنباط می نماید . رفتار آریایی ها با این مردم بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود ، بخصوص که آریانها آنها را از خود پست تر می دانستند ، بنابراین در ابتدا هیچ حقی برای آنها قائل نبودند . » منطقه جبل امل و اموی از نام آمل گرفته شده است.
اردشیر برزگر می نویسد : « هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی ، جوانمرد ، جوانمردی ، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل ( آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد ) به اسم آنها نامیده شد. »
یحیی ذکاء در « کاروند کسروی » آورده است :
آما ، آماردان یا ماردان ، در زمان لشکر کشی اسکندر ماکدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند ، ولی سپس چنانکه از گفته های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند .
آمل ، شهر شناخته و کهن مازندران که اکنون نیز هست ، گذشته از آنکه تاریخ بودن ماردان را در مازندران نشان می دهد؛ از راه زبان شناسی هم این واژه جزء دیگر شده آمارد نیست زیرا یکی از قاعده ها زبان شناسی عوض شدن «ر » و « د » به « ل » ، دیگری عوض شدن « ا » به «و » و دیگری افتادن « و» و بازماندن پیش در جای آن می باشد ، چنانکه از روی این قاعده واژه های « پارد » و
« وارد » و « سارد » کهن « پل » و « گل » و « سال » گردیده ، آمار نیز از روی آنها آمل شده ....
اردشیر برزگر می نویسد : « پاره ای از ایران شناسان را گمان این است که این دسته « آمرد » از لاهیجان کنونی تا حوالی بابل امروزه جای داشتند و همین دانشمندان را اندیشه بر این است که شهر آمل پایتخت باستانی آنان ، نخست به نام این گروه « آمرد » بود . رفته رفته آملد و آمل برگردانیده شده است و امروزه نام آمل هم در میان توده مازندران AML است نه AMOL » .
وی مرزهای سکونت این قوم را چنین توضیح می دهد : « مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود ، از خاور به مرز ورگانا ، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین ( کاسپین ، کاسو ، کازاک یا قزاق ) و از باخترن تا آن دست لنکران ( قفقاز ) و از جنوب خاوری به کومیسین ( قومس یا دامغان ) و از جنوب رکا ( رک یا ری ) و جنوب باختری به کسپین
( قوزوین ) و سرزمین مدی چسبندگی داشت . »
وی در جای دیگر می نویسد :
« در حدود سه هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا « گرگان » گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند ، منطقه را سبز و خرم یافته ، رحل اقامت افکندند ؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند . » در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست . عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر ، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
پورداود نوشته است : « آمیانوس Ammianus در حدود سال 360 میلادی کتاب خود را نوشت
] وی [ و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می کنند که در سواحل دریای خزر می زیستند و تیره ای از همین مردم در آسیای مرکزی ، نزدیکی مرو رود جیحون ( آمویه ) بسر می بردند .»
او در ادامه می نویسد : « نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین داده اند . »
اردشیر برزگر معتقد است « در دوره اشکانیان ، مردها با اشک پنجم ( فرهاد یکم ) جنگیدند و پس از سه سال مبارزه شکست خوردند و بسیار به قتل رسیدند . وی آنها را به آنسوی خراسان کوچانیده و اینها به یادگار آمل در آنجا شهری ساختند به نام آمل که ابن خردابه در المسالک و مقدسی در احسن التقاسیم و ابن العبری در مختصر الدول وجود شهری به نام آمل را در بخش غربی جیحون تائید کرده اند. »
نصراله هومند در جزوه آشنای مختصری با شهر آمل با این نظر مخالف است و می نویسد : « تز میان همین اقوام مهاجر آریائی ( آزادگان ) شاخه ای دیگر با نام آموهائی برای بدست آوردن سرزمینی بزرگ و آباد از سرزمین اصلی خود مهاجرت نموده و در کناره رود هراز ( هرهز ) آرام یافتند. چنانکه این قوم توانستند در کنار ( ه ) غربی همین رود شهری را بنا کنند و نام قبیله و قوم هود را بر آن شهر بنهند . با گذشت زمان به گونه های : آموری ، آمو ، آمل بدل شد.»
و سرانجام نتیجه می گیرد :« منظور از این همه اشارات و یادآوری ها این بود که « آموئی ها » مردمان اولیه سرزمین آمل و اطراف از سمت غرب به شرق مهاجرت نکردند بلکه از شرق دریای خزر به مازندران ( تبرستان ) مهاجرت نموده ساکن شدند و... واژه هایی مانند آمارد ، آملد ، امرته را نمی توان ریشه لغوی شهر آمل به حساب آورد در صورتی که با اندکی دقت و توجه می توان
( ریشه واژه آمل را به اینگونه بدست آورد : آمل – آمو – آموی- آمویه . » )
پور داود نوشت : « از آنچه گذشت پیداست در پارینه نام مردمی که در آن ساما می زیستند امرد Amarda خوانده می شد و نام آمل در مازندران یادگاریست از آن دوران . »
هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ ، از اقوام تیبارینها ، ماکروینها ، موزیکانها و مارد ( آمرد ) ها نام برده است .
پیرنیا معتقد است پس از آمدن آریانها به فلات ایران ( قسمت شمالی فلات ) و زندگی در این منطقه و پی بردن به مشکلت و خطرات یک زندگی طبیعی و ضرورت همزیستی ، اختلاط نژادی آنها با بومی ( آماردان ) آغاز شد . چنانچه از ظواهر و مستندات و مدارک موجود برمی آید آماردها اقوامی مبارزه و جنگجو بودند ، از بارزترین شواهد این مدعا نبرد این قوم با سپاه اسکندر مقدونی است . آورده اند پس از ورود اسکندر به قسمت شرقی مازندران فعلی تنها قومی که نماینده ای در جهت تقدیم تحف و پیشکش و پذیرفتن استیلای اسکندر به نزد وی نفرستاد آماردها بودند .
برزگر در این باره می نویسد : « ماردها ( مردها ) به اسکندر سرفرود نیاورده و نمیانده نزدش نفرستادند . اسکندر گفت « خیلی غریب است که یک مشت مردها نمی خواهند مرا فاتح خوانند » سپس ورزیده ترین سپاه خود را به سوی آمل راند و فرهاد ( ساتراپ) را نیز با خود برد »
از بررسی اسناد و مدارک باقیمانده چنین بر می آید که جنگ با اقوام جنگجوی آماردها در جنگلهای ابنوه برای اسکندر و سپاهیانش بسیار مشکل و طاقت فرسا بود ، آشنایی این قوم با شیوه های جنگ و گریز در جنگل و زندگی در آن و خو گرفتن آنان با شرایط خاص زندگی و نیز جنگ در جنگلهای انبوه ، کار فتح را مشکل کرد و پیشروی سپاه فاتح اسکندر در جنگلهای محل سکونت آماردان متوقف گردید.
ربودن اسب محبوب اسکندر بنام « بوسیفال » یا « بوسیفالوس» کارایی این قوم را در جنگ ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی ، نشان می دهد ، سرانجام اسکندر در مقابل پس گرفتن اسب محبوب خود در قبال متارکه جنگ و پذیرفتن ضمنی صلح بدون فتح منطقه مجبور به بازگشت شد.
از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول « اشک پنجم » است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید.
اکرم بهرامی نوشته است : « فرهاد اول پادشاه آماردها را در منطقه آمل شکست داد و آنها را به حوالی خوار ، مشرق ورامین ، کوچانید و تپوریها جای آنها را گرفتند . »
مرحوم مهجوری به نقل از پیرنیا می نویسد :
« جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید . از اینجا معلوم می شود جنگ با این مردم سخت بوده ، از طرف دیگر دیده می شود که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالتی نمی کنند ، حال آنکه اسما سرزمین ماردها یکی از ایالات تابعه آنهاست . از اینجا چند نکته را می توان استنباط کرد . اولاً دولت سلوکیها در این زمان رو به ضعف نهاده بود و ماردها مردمی نبودند که به آسانی تحت تابعیت بمانند . بنابراین اعتنا به سلوکیها نداشتند ، حتی ظن قوی این است که بعد از اسکندر مستقل شده بودند. »
و درجای دیگر نوشته است :
« درباره خوی و احوال آماردها گواهیهایی از مورخان باختری برای ما مانده است . مثلاً ژوستن Justin آنان را نیرومند و شجاع خوانده است. آریان می گوید که آماردها مردمی بودند بی بضاعت ، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر . »
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ مازندران به نقل از یک دایره المعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ 1882 میلادی آمده است :
« قسطنطین چهارم در 686 میلادی ] سده هفتم [ دوازده هزار از مردی ها را ، که قبیله ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخش های شمالی دریای خزر می زیستند ، برای سد و جلوگیری تاختن های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید . »
در مرز گوگمل در قلب قشون ، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری ، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی « آمارد » گرداگردش صف بسته بودند .
شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل ، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است .
ب – دومین نظر درباره پیدایش شهر آمل متکی به نوشته های ابن اسفندیار ، کاتب آملی ، در کتاب « تاریخ تبرستان » می باشد. ابن اسفندیار در صفحه 82 کتاب فوق تصریح می کند که در سال 613 هجری قمری مشغول نوشتن این کتاب بوده است . اساس و بنیان کتاب یاد شده بنابر نوشته ابن اسفندیار از کتاب عقد سحر و قلائد در تالیف ابوالحسن بن محمد الیزدادی است . ابن اسفندیار زاده و ساکن آمل بوده و بنابر نوشته اش به خوارزم نیز رفت . روایت وی در ارتباط با پیدایش آمل افسانه گونه است . وی معتقد است آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمده ، یزدان آباد ( که معروف و معمور است ) و روستای استادرستاق (که آنهم در دوره ابن اسفندیار ظاهرا آباد بود ) را بنا نهادند . وی در تاریخ تبرستان می نویسد : « بنای آمل به فرمان آمله دختر یکی از روستای اهلمستاق و همسر فیروز ، شاه بلخ ، ساخته شد . »
ج – نظر سوم در باب پیدایش آمل ، که بر دلایل و مدارک متقن و مستدل استوار نبوده و یا نگارنده با آن برخوردی ننموده است . بنیاد شهر آمل را به طهمورث ، جمشید ، کیومرث و ..... از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهد.
ملگونف سیاح روس در سال 1280 هجری قمروی بدون ذکر ماخذ نظر می دهد: « در بنای آن اختلاف است به ضحاک ( و کیومرث و جمشید و هوشنگ ) و فریدون و طهمورث نسبت دهند. »
دولتشاه سمرقندی در « تذکره الشعرا » آورده است:
« اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته ، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست . فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهران گور تختگاه ربع مسکون آمل بود . »
قاضی احمد قزوینی در « تاریخ جهان آرا » را نوشته است :
« طهمورث بن هوشنگ لقبش نجیب و بعضی دنباوند یعنی تمام سلاح گفته اند اما مشهور به دیوبند است . آمل مازندران و اصفهان و بابل از آثار او اشتهار دارد . »
حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب » آورده است :
« آمل از اقالیم چهارم باشد طولش از جزیره خالدات فزک 107 و عرض از خط استوالول 66 طهمورث ساخت اثری بزرگست .. »
میشل ورنوف می نویسد: آمل آماردها قوم نخستین بوده اند پس به این گونه آمل پایتخت باستان ایران بوده و آبادترین بلاد قومی ایران بوده است.،در کنارش همه نهر و جوی طلا و مس و روی و قلعه ها و بزرگترین رود ایران هزهز در این منقه عطیم است و قله ای کبیر در آمل است که به ان ماوند می گویند.


ابن‌ فریغون این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پر آب ترین و پر علم ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است: آمل شهریست عظیم و زیبا و پر آب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق های فراوان و مقر ملوک آریایی ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفا و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی الات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و ..و از طلاهایش داغگین...


مرکز جغرافیا شناسی

آمل در قدیم مرکز گیتی شناسی و جغرافیا ایران بوده است.و از این رو آمل را جزو شهر اولین ها می دانند.

تاریخچه
بعضی ها معتقدند تاریخ آمل با افسانه ها پیوند خرده است.گرچه آمل قدمت آن به اول آریایی ها و قبل از اسلام بر می گردد ولی به خاطر اینکه در زمان آماردها آمل رونق خاصی گرفته و از آن دوره تمام اراضی آمل رونق ویژه ای در تمامی زمینه ها گرفت و از آن جا آمل جدیدی در کنار رود هراز روی کار آمد.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می شده است.

در اشعار
در ادبیات فارسی قدیمی اشعار بسیار زیادی وجود دارد که آمل در آنها ایفای نقش نماید،از اشعار اساطیری گرفته تا اشعار در وصف ایران و آمل،این شهر نقش بسزایی در تاریخ کهن فارسی در جهان داشته است.از جمله این اشعار:

فردوسی
بیاراست گیتی بسان بهشت... به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد ... نشست اندر آن نامور بیشه کرد
-
بپردازم آمل نیایم به جنگ سرم را ز نام اندرآرم به ننگ
-
بزرگان ایران ز گفتار اوی ، بروی زمین برنهادند روی
-
چو اغریرث آمد ز آمل به ری

وزان کارها آگهی یافت کی

بدو گفت کاین چیست کانگیختی

که با شهد حنظل برآمیختی
-
منوچهر با سلم و تور سترگ

بیاورد ز آمل سپاهی بزرگ
به چین رفت و کین نیا بازخواست

مرا همچنان داستانست راست

مسعود غزنوی
هند بگشاده و آمل همه بگشاده بود .. لشکر صعب سوی ترک فرستاده بود

فخرالدین اسعد گرگانی
از آن خوانند آرش را کمانگیر .. که از آمل بمرو انداخت یک تیر

طالب آملی
چو من فرزانه ای برخاست از آن بوم ...... طواف خاک آمل بایست کرد.

راوی
رسیدم به آمل شهر هفت رنگ .. همه عارف و شاعر و مرد جنگ ،بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر .. ز میر حیدر و فخر رازی و ابن جریر ، چو باشد نگینی بروی رود هراز .. در آنجا شدم با خدا راز و نیاز.

فحرالدین
ز بس بى خوردن و خوشى در آمل
تو گفتى بودش آب رودها مل

قاآنی
یا فکند آرش‌ کمانی تیری از آمل به مرو
کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند
یا نه امطار مطر شد بعد چندین سال قحط
جشن شایانی به روز مهرگان آراستند

نیا
دماوندا که سر بر آسمانی تو فخر کشور و مازندرانی
بلندا سایه ات بر شهر آمل شهـیر و نامدار و جاودانی

صائب تبریزی
هر كه چون صائب به طرز تازه ديرين آشناست
دم بذو عندليب باغ آمل ميزند

در عصرهای متفاوت
آمل از جمله شهرهای پر تحول و پر حادثه در تاریخ کهن جهان بوده از آغاز تاریخ باستان تا معاصر،می توان در مجموع به این گفتار رسید که:آمل در زمان سلسله های صفوی،علوی،و به معدود مواقع قاجار و سلسله های فریدون و رستم و حکومت مرعشی و دوره زندیه دوران خوب و یا دوران طلایی اسلام و تاریخ کهن را پشت سر گذاشته و در دوره ایخانی و سلجوقیان و غزنویان و افشار دوران بدی را پشت سر گذاشته است.

تاریخچه اساطیری
می توان گفت آمل پایتخت اساطیری است چون نبردهای فریدون آرش ضحاک کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است.شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ي سترگ فردوسي ياد شده است.فريدون، پادشاه اسطوره اي كه اژدهاك ماردوش را درون چاهي در دماوندكوه آويخت، خود پرورش يافته ي دامان البرز بود و پژوهشگران، پايتخت او را حوالي آمل مي دانند و امروز نيز باشندگان لاريجان، دشت خرمي در پاي دماوند را تخت فريدون مي خوانند.سال ها بعد، در عصر پادشاهي نواده ي وي، منوچهرشاه، سپاه توران از جيحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقي ايران را تصرف كرد، ولي به واسطه ي مقاومت دلاورانه ي ايرانيان، پشت دروازه هاي آمل زمين گير شد و به موجب پيمان صلحي، آرش كمانگير تيري از دماوندكوه در اطراف آمل تا فرارود در آسياي ميانه رها كرد و جان داد و مرزهاي ايران را باز تا آن سوي جيحون كران داد.

نگاه به شهر و آثار پیش از اسلام
آمل یکی از کهنسالترین شهرها است که و در دوره پیشدادیان و ساسانیان هم سکه های متعددی پیدا شده که مشخص شده که آمل مرکز آن زمان بوده است،جنسف شاهیان که بعدر اشکانیان و اسکندر حکونت را به دست گرفته بود،تازمان قباد ساسانی انوشیروان بر این مرکز حاکم بود،در دوره شاهپور هم آمل مرکز بود و ماردها برای جنگ با روم ها در رکاب شاهپور جنگیدند،و تا زمان وستیهم دائی خسرو پرویز او به سر طغیان برداشت،ونواحی آمل و طبرستان را از او تبعیت کرد،خسرو پرویز اورا شکست داد و آمل را بسیار توسعه داد،و پایتخت و اقامتگاه خود کرد،و بعدها ساسانیان به دست اعراب شکست خورده و سلسله حکومتی آن ها از هم پاشید.از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای شهر قدیم آمل نمانده است.بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است.

وقایع تلخ تاریخی
شهر آمل از تند بادهای حوادث روزگار بی بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده است در باره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار می نویسند،آمل از جمله آسیب پذیزترین شهرها بوده که دو بار به کلی به زیر آب رفت و چندین بار بر اثر تهاجمات و زلزله به ویران تبدیل شد و دوباره آملی جدید بر روی آن نهاده شد.چندین بار در سال های 1329 و 1208 بر اثر آتش سوزی آمل به کلی خراب شد و بعد ار پیگیری های حکام و خان های محلی و هم دردی حاکمان جهان آمل دوباره مرمت شد.
محیط طبیعی
آمل از نظر ناهمواری به سه قسمت جلگه ای و کوهستانی و قسمتی هم آبی تقسیم می شود،جلگه آمل در دوره کواترنی به وجود آمده است.و کوهستانی امل باید گفت رشته کوه البرز به صورت دیواره ای جلگه ای کنار دریا مازندران را از قسمت داخلی ایران جدا نموده و در نتیجه حرکت کوهزایی عظیم آلپی می باشد.از عوامل موثر آب و هوای منطقه آمل می توان به وجود کوه های البرز و کوه دماوند در آمل و ارتفاع مکان پوشش گیاهی،نزدیکی به دریاچه بزرگ جهان(خزر)و تاثیر پذیری آن از بادهای مرطوب غربی و سری شمال و هچنین بادهای محلی،عرض طبیعی،پیش امدن توده های شمالی و غربی که در بین عوامل فوق نقش کوه ها و دریای خزر و بادها و جنگل ها بیش از سایر عوامل ارزیابی می باشد.

خیابان‌های مهم و اصلی آمل

آمل از جمله شهرها اصلی و مرکزی است و به عنوان قلب شمال یاد می شود.همچنین مراکز مهم و اصلی آمل در کنار رود هراز است ولی با توجه به گسترش شهری به مناطق مختلف هم کشانده شده و معماری شهری امل بازتر شده است و همچنین معماری برون شهری توسط بزرگراه ها و کمربندی ها به داخل شهر و پنج خیابان اصلی مرکز شهر ختم می شود.

معماری و گردشگری
شهر آمل با زیبایی وصف ناپذیر در مرکزاستان مازندران در دامنه جنگلی و زیبای البرز و کوه دماوند با وجود بیشترین جاذبه‌های گردشگری مازندران و امکانات پذیرایی وتفریحی است که لقب نگین جهانی در قلب شمال کشور را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از تاریخی ترین شهرها و شهر قدیم آمل و جاذبه های زیبا و سرسبزی با وجود جاده پر تردد کشور یعنی جاده هراز توریست های زیادی از سراسر ایران وجهان به این شهر زیبا سفر کرده و یا از آن گذر میکنند.آمل از شهرهای باستانی با معماری ایرانی محسوب می شود که بیشترین معماری را در زمان صفویان،اسلام،قاجار به خود دیده است.

معماری محلات

بازارچه راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته)نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا می‌کنند. راسته اصلی دقیقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه (جنوب شرقی بافت) آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکیهای مرکز اصلی کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ادامه می‌یابد. بازار به بافت ویژگی طولی و خطی بودن آن (گذر و محور اصلی بافت) تلفیق بعضی از مراکز محله با آن مشائی محله و شاهاندشتی محله، برخورداری از کاربری اجتماعی – اقتصادی و همجواری با دیگر عناصر شهری عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و قسمت اعظمی از بافت مسکونی اطراف را تحت نفوذ مستقیم خود دارد. در واقع برش و عبور قطری بازار از بافت سبب می‌شود که تا عمق واحدی از دو طرف بافت مسکونی پیرامون بازار خود را تحت پوشش قرار دهد. مراکز مراکز و گذرهای اصلی محلات، به غیر از سه مرکز اصلی میدانچه مشائی محله (محله چهار سوق)، بازارچه شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) و کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) بقیه مراکز اصلی با فاصله از راسته اصلی بازار و تقریباً در در مرکز ثقل هندسی محلات مستقر هستند. چون راسته اصلی بازار به صورت قطری بافت را قطع نموده‌است از این نظر این مراکز اصلی با گذرهای اصلی بین خود، عملاً یک حلقه ثانویه پنهانی (تار نامرئی) را به دور بازار به وجود می‌آورند. علاوه بر این هر یک از این مراکز اصلی، خود دارای یک شعاع نفوذی هستند. لذا مجموعه این شعاعهای نفوذ مراکز اصلی با حلقه درونی بر گرد بازار، محدوده و منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد که می‌تواند به عنوان یک محدوده بافت کهن و تاریخی به آن استناد کرد. چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپائی رضاخانی مصون مانده‌است. لذا پیوستگی قضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت می‌گردد.

محلات تاریخی
هر یک از محله‌های مسکونی فوق دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شد، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.این شهر به عنوان یکی از شهرهای سنتی ایران دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید آمل چنین نام دارند. ۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی) 12:دلارستاقی محله.

روز آمل
سالروز تشکیل حکومت علویان که همزمان با روز مازندران با حضور مسئولین ، اساتید دانشگاهها، نویسندگان و بزرگان ، و محققان خارجی هر ساله در مازندران بر گزار می شود.

آمل پایتخت تشیع

با ورود علویان ، زیدیه آمل اولین پایگاه تشیع شد و همچنین مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان گذاری شد.

فرهنگ و مراسم ها
شهر آمل به شهر علم و فلسفه و هزار سنگر و دیار علویان و مرعشیان و اشکانیان در ایران معروف است.از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاسته‌اند. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

گسترش شهری

آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هرمنطقه را تأمین نمایند و از مراجعهٔ مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند.همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می شد و بعد ها بعد خرابی خندق ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت.

صنعت و معادن و تولیدات
آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران می باشد که 70% صنعت مازندران را در خود جای داده است،از صنایع بزرگ آن می توان به صنعت کارخانه ای، تولید برنج،تنباکو،چای،لبنیات،گن دم،دام پروری،صنایع دستی،پرتغال،نارنج،سبزیجات ،زغال و طلا نام برد که بعضی از ارقام های صادراتی ایران هستند.آمل صنعتی ترین شهر مازندران و شمال کشور است.

اقتصاد
در طول تاریخ این شهر،آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصلخیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود،صاحب کتاب العالم نقل می کند که وقتی داخل شهر آمل شدم صدها تاجر بغدادی و یونانی دیده ام که برای خرید طلا و نمد طبری آمده بودند،آمل در مرکز راه تاریخی و کهن ایرانی قرار داشته و دارای مبادر خانه های عظیم بین راهی در قرن های سوم تا سیزدهم بوده است.همچنین بعدها و در عصر معاصر هم چندین درضد بزرگ از صنعت منطقه ای به نام آمل ثبت شد.

بازارها

آمل از شهرهای قدیمی در بازارها است بازارچه و چارسوق قدیمی آمل و به همراه بازارچه های متعدد هفتگی از جمله بازارهایی دیدنی هستند.بازار قدیم آمل یک بازار باستانی است که به چهارسوق مشهور است و جزو شهر قدیم آمل محسوب می شود.

حمل و نقل

جاده
راه باستانی بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است همچنین قطار راه اصلی ایران که شمال را به مناطق دیگر در جنگ جهانی وصل می کرد از این شهر بوده و بعدها به زودی از بین رفت و به جای آن راه ورسک ساخته شد.راه شهری آمل که دارای بیشترین بلوار و بزرگراه های مازندران است. جاده جاده بین المللی هراز یکی از مهمترین جاده های ایران بیشترین وسعتش را آمل دارا است که شهرهای دیگر را به شمال ایران پیوندمی دهد.همچنین جاده های کناری مانند آمل-بابل، آمل-محمود آباد(جاده ساحلی)، آمل-فریدونکنار و آمل-نور می توان اشاره کرد.
فرودگاه
فرودگاه امداد‎ فرودگاه امداد آمل، نام فرودگاهی در آمل است.[۲۳] این فرودگاه به عنوان اولین پایگاه امداد نجات ایران با یک فروند هلیکوپتر آغاز به کار کرد و در حال به دو فروند هلیکوپتر افزایش یافته است.
راه آهن
قطار سریع یا منو ریل شمال (تهران-آمل) که در سال ۹۰ به تصویب ملی رسید در حال ساخت است و تا سال ۹۹ به اتمام می رسد.
اتوبوس
نه ایستگاه اتوبوس بین شهری آمل در نظر گرفته شده‌است که نقاط مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌نماید.
تاکسی
سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی آمل یکی از سازمان ها فعال است که در تمامیه خیابان های آمل دو ایستگاه ویژه در نظر گرفته است.

سوغات
فرش.سفر معرق، منبت، سفال، گليم، انواع ترشي، برنج و زيتون و گردو و گیلاس و مرباجات و شيرنجات محلی و گل و غذاهای محلی از جمله مهمترین سوغاتهای آمل هستند.همچنین غذاهای محلی که بین المللی شده و همچنین عسل طبیعی از قله دماوند آمل،سیب ،پرتغال،کیوی،گردو،گیلاس صادراتی و نان کوهی ،شیرینی ها مانند آب دندان،اغوز کناک،ساقه عروس و غذاهای سنتی ساری شامل سیر انار، ناز خاتون، اکبر جوجه، چاشنی.. از جمله سوغات های آمل هستند.

علم و مشاهیر
اگر آمل را در یک کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگوییم آمل پایتخت علما جهان است و در قدیم هم بر همین امر پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده است آمل از دیرباز زادگاه فیلسوفان،علما،ریاضیدانان، منجمان،محدثان،مفسران و پزشکان مشهور در سطح جهان بوده است. برخی از افراد بزرگ آمل در فهرست زیر : علامه استاد حسن زاده آملی،علامه استاد جوادی آملی،پدر تاریخ جهان امام محمد بن جریر طبری؛حاج ملا علی کنی؛آیت الله حاج میرزا هاشم آملی؛علامه شیخ محمد تقی آملی،حکیم امام فخر رازی،محمد بن جریر رستم طبری،علامه عماد الدین طبری،ابو سهل کوهی،چراغ علی فطرت،سرعت مازندرانی،زمانی آملی،حکیم ابن قاص طبری،ابراهیم سعید العلماء،پروفسور جواد فاضل،ملا رفیعا،شیخ علی بن محمد آملی،غلامحسین بنان،حکیم ابوصالح خیام،جلال الدین اعتضادی،دیواره وز،لالکائی،ابن عطا آدمی،شیخ بالو زاهد،موئد بالله،ابولحسن ابن منجم،عبدالطیف لاریجانی،بدرالدین و لیث طبری،عبدالله ناتلی آملی،یحیی بن ابی منصور،ابن هندو،ملا محمد صالح مازندرانی،مولانا حسن کاشی آملی،مولانا ملک الشعرا طالب آملی،مولانا صوفی مازندرانی،مولانا سراج قمری،قاضی هجیم آملی،علامه محمد بن محمود آملی،استاد محمد تقی دانش پژوه،شیخ ابوالعباس قصاب آملی،علامه شیخ الصوفی میر حیدر آملی،آیت الله شمس آبادی،استاد فرهنگ شریف،عبداالله احمدیه،امام شیخ خلیفه مازندرانی،سید رضی لاریجانی،علامه شریف العلما،کاتب ابن اسفندیارضهیر الدین مرعشی،امام کبیر میر بزگ مرعشی،احمد مشیرالسلطنه،عباس میرزا،حماد طبری، خلیل بن بکر،ابن فورک،فخر الاسلام،خلیل آملی،حکیم ابن ربن طبری،حکیم ابن فرخان طبری،بیدل کرمانشاهی،غلامحسین بنان،نجم الدین آملی،عزل الدین آملی،ابراهیم مازندرانی،سرعت مازندرانی،بلال آملی،موید باالله،زجاجی بصری،خلیفه سطان،ابراهیم خواص،علامه خواجوی،مشیر السلطنه،ایوب طبری،حاسب طبری،ترنجی طبری،عماد طبرسی،علی بن یزدادی،شیخ خلیفه سلطانی،کمال الدین بنا،عبدالقادر گیلانی،شمس قیس رازی،ابولحسن طبری،شمس الادبا،علی لاریجانی و شیخ صادق آملی لاریجانی و صد ها بزرگان دیگر......

نظامیه
نِظامیه نام مدارسی بود که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ جهان آن دوره؛ بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان ، بلخ و هرات تأسیس شد.

گورستان‌ها
گورستان‌‎ بهشت امامزاده عبدالله و گورستان امامزاده ابراهیم گورستان های فعلی و فعال آمل هستند که گورستان امامزاده ابراهیم و گلزار شهدا یکی از بزرگترین گورستان های فعلی ایران است که مردمان عادی و شهیدان در آن دفن می شوند.

بیمارستان ها
آمل از جمله شهرهای مهم پزشکی است که در مازندران در دو دهه اخیر پیشرفت چشمگیر داشته است.آمل در زمان قدیم قرای طبرستان بوده است و ابن فاتح و جیمز کارتن از دو بزرگان تاریخ نویس می گویند:آمل دارای سه مسجد جامع که برتری خاصی به مساجد منطقه دارد و دارای طبیب خانه های عظیمی است که در کنار قصر و در کنار دارالحکومه آمل ساخته شده است و هر کس به دردی دچار شود به این طبیب خانه ها رجوع می کند.در حال حاضر آمل دارای چندین بیمارستان مجهز و کلینیکهای معتدد و موسسات خصوصی است و در حال حاضر چندین بیمارستان پزشکی بزرگ و یکی از بزرگترین مجموعه پزشکی خاورمیانه در امل در حال احداث است.

گردشگری
جاذبه ها
:  قله دماوند - نماد ایران، سد لار و پارک ملی لار آمل،پل دوازده چشمه و پل معلق، آرامگاه مقبره سه سید سه تن و علامه شیخ العارفین سید میر حیدر آملی،برج آرامگاهی ناصرالحق الطروش بن زید -موسس اولین مرکز شیعه دوازده امامی در جهان،آتشکده آمل و مقبره شمس آل رسول،بازار قدیم آمل،چارسوق و بازارچه آمل،قلعه ماهانه سر،مسجد حاج علی کوچک،تنگ بند بریده،قلعه کهرود،تخته فریدون،عمارت و مقبره میر بزرگ مرعشی -بزرگ سلسله مرعشیان ایران،آبشار شاهاندشت،قلعه ملک بهمن،آبشار و دشت دریوک،نقش برجسته و کتیبه شکل شاه،حرم امامزاده ابراهیم و امامزاده عبدالله علیه السلام،برج امامزاده قاسم،دریاچه ساهون،
امامزاده هاشم هراز،جاده بین المللی و دیدنی تاریخی هراز،کاروانسرای کمبوج،دخمه های سنگی و غار های مون و کافر کلی،آبگرم دیدنی و معدنی لاریجان،حمام شاه عباسی،حمام اشرف السلطان،حمام میر صفی، برج هشتل،کاروانسرا و تپه تنگ سفید آب لار آمل،غار گل زرد،مسجد جامع آمل،مسجد و خانقاه آقا عباس،مسجد شیخ میرزا، مسجد و مناره امام حسن عسگری-قدیمیترین خانقاه ایران،دریاچه دو خواهران،قله و کوه دو برار لاسم آمل،قدمگاه خضر نبی،امامزاده عباس-به قولی مقبره شیخ ابوالعباس قصاب آملی،آرامگاه درویش اسماعیل،آبشار کلرد،زغال سنگ معدنی در هراز،پارک نمونه گردشگری هلومسر،پارک جنگلی میرزا کوچک خان و هزار پله هراز،جنگل دیدنی الیمستان و جنگل دیدنی و تاریخی بلیران،جنگل زیارو بام آمل  و مازندران،آب معدنی آملو،کاخ شهرداری،پل سنگی پلور،پلمون،آبشار سرآسیاب،آبشار لار،آبشار تمیره،آبشار و غار کمربن،مناطق ییلاقی لاریجان،تکیه های طایفه های آمل،تپه باستانی قلعه کش،سقانفار هندوکلا،خانه و عمارت منوچهری و عمارت شفاهی و حاج علی ارباب و عمارت و خانه هاشماین و خانه های متعدد در بازارچه و شهر قدیم آمل،رود خروشان هراز و سواحل زیبای آن،تحقیقات برنج کشور،کلکچال،غار اسک،آبشار شیخ علی خان زیار،آبشار آب مراد،امامزاده ابراهیم و عبدالله وانا و دینان،مقبره سید مولانا حسن ولی،تخت پادشاه،امامزاده ها و مقابر در جاده آمل جاده هراز،آب معدنی استرابکو،آتشکده سی شاهاندشت،قلعه فرنگیس و برج دیدبانی،منطقه دیدنی امیری و چند صد جاذبه های دیدنی و گردشگری دیگر...

مراکز اقامتی

در گذشته کاروانسراهای آمل و قلعه ها مکان‌های اقامتی برای مسافران به حساب می‌آمده‌اند. این کاروانسراهاو قلعه ها اکنون به صورت آثار باستانی در آمل و شهرستان آمل شناخته شده‌اند. بسیاری از جهانگردانی که به آمل قدیم آمده‌اند در سفرنامه هایشان از این کاروانسرا نام برده‌اند. از کاروانسراهای قدیمی آمل پیش از حمله مغول به این شهر اثری نیست.مهم ترین کاروانسرای کاروانسرای کمبوج (گامبوش) و کاروانسرا شاهی هستند. امروزه مراکز اقامتی آمل هتل‌ها و متل ها است که بیشتر در مالکیت خصوصی‌اند.یک هتل در بیرون شهر و دو هتل در شهر و چندین هتل در شهرستان آمل قرار دارد و دو هتل در منطقه هراز در حال احداث است.

موزه ها

موزه تاریخ آمل و موزه شهدا و موزه روستایی ایران شناسی

ورزش
آمل از شهرهای ورزشی و مشهور است که سنت ورزشی آن والیبال ، کشتی ، بسکتبال و بدمینتون و رزمی است. اما هر ساله ورزش‌های فوتسال، تنیس، اسکواش، پینت بال، اتوموبیل‌رانی و شطرنج در سطح کشور و منطقه مقام آور می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران و باشگاه بسکتبال کاله مازندران و شهرداری آمل معروفترین تیم ورزشی این شهر است.از نظر امکانات ورزشی آمل برترین شهر مازندران است.همچنین تیم والیبال مازندران در لیگ پاسارگارد فهرمان شد و تیم به مرحله بین المللی رسید و تمام تیم هارا بدون شکست ،شکست داد و در آن تیم چند آملی حضور داشتند.

ورزشگاه و مجموعه هامجموعه مرعش،بزرگترین و مدرنترین مجموعه ورزشی سرپوشیده شمال کشور- مجموعه پیامبر اعظم-نشاط-مجموعه ورزشی آدمرس-ورزشگاه چمران-ورزشگاه های شهرک های آمل-ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده-ورزشگاه چهل شهید-پارک و سالن بانوان غـدیر-حجاب-سالن های بلیارد و بولینگپ-یست اسکیت و چند ده ورزشگاه و مجموعه دیگرو دوازده مجموعه ورزشی خوصوصی ،این ورزشگاها از ورزشگاه های رسمی آمل هستند.

ارتباط های بین المللی

گمرک

آمل در زمان قدیم بندرگاه بزرگی بوده است که این بندرگاه تجارتگاه عظیم شمال ایران بود،در گذشت زمان این بندر تبدیل به شهر محمود آباد شد،و در حال حاظر گمرک آمل به صورت بخش سرخرود که گمرک آمل است انجام میشود،گمرک مرکزی در شهر آمل قرار دارد و صادرات محصولات آمل در مرزهای آبی و زمینی و هوایی در شهرهای دیگر زیر نظر آمل انجام می شود.

شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده

واتر: ایتالیا لاهور: هند


موضوعات مرتبط: آمل شناسی
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 10:40 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
باستان‌شناس برجسته کشور:
غارهای محور هراز کاربرد دفاعی داشتند

خبرگزاری فارس: یک باستان‌شناس برجسته کشور گفت: غارهایی که در محور هراز قرار دارند و در داخل صخره‌ها و گدازه‌های آتشفشانی که در ارتفاع است تعبیه شده‌اند مؤید این مسئله است که این غارها در مازندران کاربرد دفاعی داشته‌اند.

خبرگزاری فارس: غارهای محور هراز کاربرد دفاعی داشتند

به گزارش خبرگزاری ما از شهرستان ساری جمشید محمدی ظهر امروز در همایش احیای معماری سنتی در سالن اجتماعات مجتمع تفریحی وزارت کشور درباره دخمه‌های سنگی کافر لی محور هراز اظهار داشت: این دخمه‌های باستانی در بخش کوهستانی منطقه آمل واقع شده است.

وی با بیان اینکه این معماری‌ها نمی‌توانسته به صورت دراز مدت مورد استفاده انسان‌ها باشد تصریح کرد: غارهایی که در محور هراز قرار دارند و در داخل صخره‌ها و گدازه‌های آتشفشانی که در ارتفاع است تعبیه شده‌اند و مؤید این مسئله است که این غارها در مازندران کاربرد دفاعی داشته‌اند.

محمدی با اشاره به اینکه بخشی از این دخمه‌های سنگی نورگیر است گفت: راه دسترس طبقه دوم و سوم این دخمه‌ها از طریق سوراخ‌هایی است که در سقف ایجاد می‌کردند.

وی با بیان اینکه منطقه‌ای در آب‌اسک در عمده موارد غیر قابل دسترسی است متذکر شد: دخمه سنگی روستای پلمون صرفا از راه جنوب قابل دسترسی است و از شمال، غرب و شرق راه دسترسی ندارد و از کافرکلی‌های شاخص محسوب می‌شود که برای داخل شدن به آن، نیاز به تجهیزات کوهنوردی است و فقط توانسته‌ایم تا طبقات دوم و سوم این غارها را وارد شویم.

این باستان‌شناس ادامه داد: این مکان‌ها دخمه‌هایی برای جلوگیری از ورود و هجوم اعراب در قرن دوم و سوم بوده است.

محمدی خاطر نشان کرد: با توجه به یافتن چند نمونه استخوان و سفال دوره اسلامی در این منطقه، نیاز است که به صورت جدی مورد کاوش باستان‌شناسان قرار گیرد.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 10:13 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
Lar National Park-A paradise Just close to The Capital
Lar protected zone is situated amid Teharn and Mazandaran Provinces and its 20 kilometers lake is one of the recreation centers of the region.

 

 

According to The Iranian Student’s Tourism &Travel Agency(istta):

Lar protected zone is situated amid Tehran and Mazandaran Provinces in a span of 31000 hectares .Lar region with a span of 73500 hectares is located in the southern skirt of Alborz Mountain Ridge and in 1975 was transformed into a National Park and since 1982 has been declared as a protected zone. The main route to enter the park is through Tehran-Amol road. This region includes different varieties of plants and animals and has got two ecosystems: mountainous and watery. Picturesque sights whose watery springs and rivers have doubled the effervescence  and beauty of the region.




موضوعات مرتبط: مقالات
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 9:44 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

مـشـاهـــــیـر آمــــل

چندین تن از مشاهیر مشهور آمل...برای دیدن جزئیات روی شخص مورد نظر کلیک کنید.

آیت الله حاج میرزا هاشم آملی استاد آیت الله علامه فیلسوف حسن زاده آملی استاد آیت الله علامه جوادی آملی
امام محمد بن جریر طبری امام فخر الاسلام فخر رازی غلامحسین بنان
حسن کاشی آملی محمد بیدل کرمانشاهی آملی محمد ابن اسفندیار
حضرت مولانا ملک الشعرا طالب آملی ضیاء الدین ابوالقاسم عمر بن حسین رازی عباس میرزا
ملا صالح مازندرانی علامه شیخ محمد تقی آملی خلیل آملی
مولانا سراج الدین قمری حسن بن ابراهیم طبری علی بن فاضل مازندرانی
آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو آیت الله شیخ محمد غروی ابوسهل بیژن کوهی
آیت الله ملا علی کنی ابوصالح خیام مولانا صوفی مازندرانی
ادیب قایمی آملی علامه غلام خلیل احمد مشیرالسلطنه
النقوری جلال‌الدین اعتضادی مهندس حاسب طبری
حائری طبرسی مازندرانی حکیم ابن ربن طبری ملا محمد زمان
چراغ علی‌خان فطرت میر حسین سرعت مازندرانی حسن شمسی
آیت الله شیخ لطف الله مجتهد حاجی میرزا احمد درکائی دلارستاقی آقا شیخ اسماعیل شهابی چهار افرائی
آقا میرزا عبدالحسین شاهاندشتی ملا محمد علی پیشنماز نائیجی ملا محمد وازی نائیجی
ملا عنایت الله لهری دلارستاقی شیخ فضل الله بن محمد حسن شریف الدین محمد بن حسنعلی آملی
نعمت الله فکرت لاریجانی میرزا علیقلی اقبال عبدالطیف لاریجانی آملی
میرزا محمد تقی نوائی حاجی سید محمد علی لاریجانی شیخ عبدالنبی
سید ابوطالب لاریجانی شاهاندشتی آقا سید محمد علی نیاکی حاجی میرزا حسین طبرسی
شیخ جعفربن محمدعلی مازندرانی آقا محمد رفیع بن محمد امین حاجی سید اسماعیل عقیلی
علی بن هشام آملی عبدالله ابن حسین سهل قوام الدین میر بزرگ (مرعشی کبیر)
قاضی ابو احمد آملی دیواره وز محمد بن علی بن یزدادی
ابوالقاسم البیاعی ابن فورک امام شهید فخرالاسلام
خواجه امام عمادالدین محمدبن جریر رستم طبری آملی حسین‌ بن محمد حسینی مرعشی
سیدکمال‌الدین بناء ابوعبدالرحمان عبدالله بن حمٌاد مولانا زمانی آملی
رفیقی آملی رکن الدین بن شریف الدین آملی میرزا ابراهیم مازندرانی
زجاجی طبری رانکوهی اشکوری مرعشی محمد بن علی حسین اشعری
ابو عباس ابن عطا آدمی ملا رفیعا آيت الله آقا ضياء الدين آملي
میرزا ابو القاسم واعظ جوادی آملی سر لشگر مسعود منفرد نیاکی نورالله خان رضوانی
محمد علی سجادی ملا محمد جمال الدین محمد
ابوالفرج حسن انصاری علامه ملا محمد شریف مازندرانی (شریف العلماء) علی آملی
عبدالقادر گیلانی دکتر عبدالحسین نوایی کمال‌الدین مرعشی
میرزا شفیع مازندرانی علامه عمادالدین ابو جعفر طبری محمد تقی دانش پژوه
محمد بن ایوب طبری علامه محمد بن محمود آملی یحیی بن ابی‌ منصور
علامه ضیاءالدین محمد صالح برهان حکیم شیخ ابوالعباس قصاب عبدالکريم آملی
آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادی استاد فرهنگ شریف پروفسور عبدالله احمدیه
استاد احمد سیف علامه میر حیدر آملی ابوالفیاض طبری
ابو عصامه آملی علامه سید رضی لاریجانی ابولقاسم هبهٔ‌الله لالکائی
امام شیخ خلیفه مازندرانی ظهیرالدین مرعشی دکتر علی لاریجانی
عبداللطیف لاریجانی شیخ عزالدین آملی علامه عماد طبرسی
جواد فاضل ابوالفضل لسانی استاد ایرج ملکپور
زین‌العابدین بن کمال‌الدین مرعشی قاضی هجیم آملی خلیفه سلطان
ابن فرخان طبری حکیم ابن قاص طبری ابوالحسن طبری
زاهد علی آملی جمال‌الدین محمد بن ابوالقاسم محمد بن حسن آملی
حاج قربان خان هندوئی میرزا مهدی خان علی بن بلال آملی
دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی لطف‌الله حسنی لاریجانی میرزا شفیع
استاد خسرو معتضد دکتر کاظم آملی ابو عبدالله مازندرانی آملی
علی بن مسلم الصدر بن شجاع الدین محمود صادق آملی لاریجانی
شحنه مازندرانی آرش کمانگیر باقر لاریجانی
مرزبان ابن هندو حکیم ابو اللیث طبری
سامعای مازندرانی میرزا احمدخان عبدالعلی لطفی
ترنجی طبری علامه عبدالله ناتلی آملی محمد حسن وحیدی امین
ستی النسا علامه ابراهیم خواص استاد مهدی پرتوی آملی
استاد علی اکبر فیروزکوهی آملی شکر الله فقیهی شیخ ابوذر طبرسی
محمد فرهمند عبدالله طبری آملی داعی الاسلام
استاد محمد چامه سرا ابوبکر محمد بن عمر بن فرخان طبری میر ولی لاریجانی
ابو صالح خلف بخاری آملی محمد بن زید بن اسماعیل علامه رکن الدین
علامه حائری شهرستانی محمد جواد لاریجانی غافل مازندرانی
محمد بن ابوبکر فرخان طبری ممتاز العلماء محب الدین امام الحرمین
سرعت مازندرانی محمد سلیم آملی ابوعبیدالله محمد کاودانی آملی
ملک بهمن دوم علامه موید بالله آملی الحسینی جزائری بصری
ابن قاص طبری حسن کرکی منطقی رازی
علی بن محمد کوهی بن عبد الله طبری علامه عمادالدین طبرسی
شیخ عبدالکریم علامه حسینی ذاکری آملی ابوالقاسم رجایی
سردار احمد امین طبرسی تقي الدين ابراهيم فانی
علی اولیایی دلارستاقی میرزا حسن حجت ابراهیم سعیدالعلماء
صبحی مازندرانی شیخ خلیفه سلطانی عبدالفتاح مرعشی سلطانی آملی
سیدعلاءالدین حسین خلیفه سلطان آملی هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور ابن منجٌم شیخ بالو زاهد
ملا حسین قلی خالد بن هلال محمد علی لارزی
ملا رجبعلی لاریجانی حمزه بن علی علوی مرعشی استاد عباس امیری
عطا الله آملی هرازی آملی علی بن ابی طالب حسنی آملی
کیاهراسی طبری مذنب سرهنگ حسين قاسمی
عباس شایان کبیر بن ابی منصور منجم فرامرز گودرزی
حکیم ابو الحسن ابن منجم شمس الدین آملی علامه ملا اسماعیل خواجویی
عبد الحمید آملی ميرزا رضا روحی آيت الله شيخ عزيز الله
میرزا سلیمان محسن اباذری ابراهیم صدرالدین
شمس الدین محمد بن قیس رازی آملی موالی
محمد بن عبدالله احمد آملی وب جامع گردشگری آمل


موضوعات مرتبط: مشاهیر آمل
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:33 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://up.vatandownload.com/images/jy6lqhkaqc62osqy91h3.jpg


موضوعات مرتبط: بروشور
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:29 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
http://up.vatandownload.com/images/ic0g6ss778hjd4o0b2ch.jpg


موضوعات مرتبط: بروشور
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:28 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://up.vatandownload.com/images/7quqczh9dit6jsscun.jpg


موضوعات مرتبط: بروشور
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:28 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

http://up.vatandownload.com/images/3yfndqe6mn9kbi5c37.jpg


موضوعات مرتبط: بروشور
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:27 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]

جاذبه‌های طبیعی
قله و کوه دماوند: کوه دَماوَند نماد سرزمین ایران کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه و بلندترین قلهٔ آتشفشانی خاموش در آسیا شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. کوه دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی‌بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است.کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.همچنین کوه دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملّی» در شمار مناطق چهارگانهٔ ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است.از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است. در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلّی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است. دماوند دارای چشمه‌های آب گرم زیادی است.
دریاچه ساهون: اين درياچه در دامنه هاي جنوب غربي قلعه دماوند، نزديك روستاي نوا قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح دريا بيش از 3000 متر است. در گذشته بيش از 1000 هكتار وسعت داشته و تا نيم قرن پيش پر از آب بوده كه به مرور زمان بر اثر دخالتهاي انسان حجم آب آن كم شده است. در حال حاضر به صورت مردابي در آمده است.
دشت و آبشار دریوک: یکی از بکرترین مناطق طبیعی در ایران است که در مازندران، آمل قرار دارد یک دشت وسیع و زیبا وبا آبشاری بلند و کشیده با سنگ لاخهایی سخت که طبیعتی زیبا برای گردشگران و کوه نوردان است.آبادي زيباي نمار، هم که در بالا دست این منطقه قرار دارد دارای مناطق دیدنی زیادی همچون آبشار و دشت سرسبز دريوك، چشمه هاي آب معدني و چهل چشمه و چشمه لهرا می باشد.از دیگر منابع طبیعی این منطقه دشت بالایی و پایه کوهای آن است.
رود کرسنگ: رودی خروشان در منطقه کرسنگ واقع شده است و از روستاهای اطراف عبور می کند.
آب گرم لاریجان: به علت شرایط خاص زمین‌شناختی در دامنه‌های البرز به ویژه اطراف قله دماوند، آب‌های معدنی با خواص مختلف درمانی وجود دارد که مهم‌ترین آنها در روستای آبگرم مجموعه‌ای جذاب را پدید آورده‌است. روستای ییلاقی و خوش آب‌وهوای آب‌گرم در دامنهٔ قله دماوند قرار دارد. جاده دسترسی به آن پس از طی ۷۰ کیلومتر در مسیر توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک بخش لاریجان از راه اصلی جدا شده و به سمت غرب در مسیر کوهستانی و آسفالته ادامه یافته و پس از عبور از روستای ییلاقی گزانه به آبگرم می‌رسد. آبهای گرم معدنی این روستا با حرارتی در حدود ۶۲ درجه سرشار از مواد گوگردی بوده و به همین دلیل برای درمان انواع بیماریهای پوستی، دردهای استخوان، مفاصل و روماتیسم مفید می‌باشد.
دریاچه تار و هویر: در پایین دست دوبرار لاسم در آمل قرار دارند.این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.دو دریاچه روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‌های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند.
پارک ملی لار: پارک ملی لار که دارای اکوسیستم‌های کوهستانی مرتفع و آبی می‌باشد، در دامنهٔ جنوب غربی دماوند. منطقه حفاظت‌شده لار بین استان‌های تهران و مازندران و در موقعیت ۳۵٬۵۴ عرض شمالی و ۵۱٬۳۳ طول شرقی قرار دارد. دریاچه ۲۰ کیلومتری لار یکی از مراکز تفریحی این منطقه‌است. وسعت این پارک در حدود ۳۰،۰۰۰ هکتار است. قدمت تاریخی دره لار به قرون اولیه اسلام می‌رسد و در چند سده اخیر به سبب داشتن آب و سبزه خوب مورد توجه خاص بوده‌است که از ۲۷ سال پیش این منطقه با وسعت ۷۳۵۰۰ هکتار به پارک ملی تبدیل شد، در سال ۱۳۵۷ پاره‌ای تغییرات در حد و حدود منطقه داده شده و از سال ۱۳۶۱ برابر مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست به منطقه حفاظت شده تبدیل و در سال گذشته نیز منطقه مذکور مجدداً طبق مصوبه شماره ۱۹۷ مورخ ۲۵/۷/۱۳۸۰ شورای عالی حفاظت محیط زیست به پارک ملی ارتقا یافت و قسمت‌های گسترده‌ای از حوزه آبخیز لار نیز با مصوبه قانونی به عنوان منطقه شکار و تیراندازی ممنوع اعلام شده‌است.
غار کمربن: غاری که اابته حفرهای ورودی آن دست کند شده است و در منطقه لاسم کنار هفت ابشار قرار دارد که به صورت زیر زمینی می باشد که نسبت آن را به دوره اساطیری داده اند.
آب آهن آب فرنگی لاریجان: آب آهن فرنگی در منطقه کوهستانی لاریجان در آمل قرار دارد و برای رماتیسم و بیماری پوستی مفید می باشد.
آب معدنی گرو کلرد: آب معدنی گرو کلرد از دل شنگ ها به بیرون می ریزد و از آبهای معدنی و طبیعی شفا بخش بوده است.
آبشار یخی: آبشار یخی از عجیب ترین آبشارهای جهان، آبشاری است در ارتفاع ۵۱۰۰ متریاز جبههٔ جنوبی کوه دماوند. ارتفاع این آبشار بین ۷ تا ۱۲ متر گفته شده و به جز در زمان‌های کوتاهی از تابستان که برای مدت کوتاهی باریکهٔ آبی از کنار آن جاری می‌شود، در سایر زمان‌ها یخ‌زده است.دسترسی به این آبشار، نیازمند منحرف‌شدن از مسیر اصلی جبههٔ جنوبی است.این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین آبشار خاورمیانه است.
آب معدني استراباكو:
اين آب گرم بين راه لاريجان به روشاق، نزديك روستاي بايجان در محلی به نام قلابن قرار دارد، از كوهي مي جوشد و پس از چند متر به رودخانه هراز می ريزد. آب اين چشمه ماده ای به نام زبيق دارد كه درمان امراض جلدی ، به ويژه بيمارهای عفونی مؤثر و عالی است.
گرمارود: رودخانه گرمارود داراي طولي حدود 50 كيلومتر مي‌باشد كه از ارتفاعات شمالي رشته كوههاي البرز بنام هلي‌بار سرچشمه مي‌گيرد و در مسير خود تراس‌هاي آبرفتي زيبايي را بر جاي گذاشته است. در حول و حوش اين رودخانه دو چشمه آب‌معدني اصلي به نام‌هاي «گرو» و «لاله‌زار» و دهها چشمه آب معدني فرعي وجود دارند كه به سبب دارا بودن املاح معدني گوناگون داراي خاصيت درماني شفابخش براي امراض پوستي و دردهاي مفصلي مي‌باشند بستر رودخانه از بالا به پايين از تخته سنگ، قلوه سنگ و شن تشكيل شده است جريان آب رودخانه طوري است كه با حفر بستر خود در جاهاي مختلف حوضچه‌هاي مناسب براي شنا ايجاد نموده است كه در تمام مدت تابستان بالاخص روزها بيشتر مردم ناحيه آمل به طول تقريبي 15 كيلومتر در فاصله‌هاي مجزا به شنا در داخل آن مي‌پردازند. روستاي جنگلي بليران نيز بر روي تراس آبرفتي رودخانه گرمارود واقع شده و به سبب همجواري با رودخانه پرآب گرمارود از جاذبه و چشم‌انداز ويژه‌اي برخوردار است، مصالح خانه‌هاي اين روستاي جنگلي عمدتاً از چوب و گل است. فرم خانه‌ها با معماري ويژه‌خانه‌هاي جنگلي منطقه تطبيق يافته است. جاده دسترسي به اين منطقه زيبا از روستاي معروف كمدره واقع در كيلومتر 15 جاده قديم آمل به بابل مي‌باشد. به دليل اينكه جاده خاكي و جنگلي است همه كساني كه تاكنون به نيت طبيعت درماني و طبيعت گردي به گرو و لاله‌زار در گرمارود سفر كرده‌اند با شوق و علاقمندي اين محيط طبيعي بكر و باصفا را به عنوان مكان تفريحي دايمي خود در فصل بهار و تابستان پذيرفته‌اند.
آبشار شاهان دشت: از بکر ترین آبشارها، آبشار شاهاندشت در روستای شاهاندشت واقع در کیلومتر ۹۶ جاده هراز(در ۶۵ کیلومتری شهر آمل) بخش امیری آمل قرار دارد و از سمت جاده نسبت به آن دید وجود دارد.این آبشار پرآب، دائمی و عظیم، درجانب جنوبی جاده و رودخانه هراز باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند. که از کنار قلعه شاهاندشت بر روی یک‌کوه هرمی شکل مشرف به روستای شاهان‌دشت به پایین میریزد.در ارتفاعات مشرف به روستای شاهاندشت آبشار شاهان‌دشت با ارتفاع تقریبی ۵۰ متر که یکی از بزرگترین آبشارهای استان مازندران به شمار می‌رود.
دهکده الیمستان: یکی از زیباترین مناظر را درفصول بهار وتابستان به گردش گران وطبیعت دوستان نوید می دهد.این جنگلها محل رویش گیاه " الیما " ست که دراردیبهشت ماه رشد می کند. می گویند نام جنگل الیمستان نیز برگرفته ازآن می باشد.الیمستان یکی از مناطق توریستی ایران در آمل است که تورهای زیادی از جوانان برای تفریج و سفر به دل طبیعت الیمستان می زنند این منطقه نگاه عکاسان داخلی و خارجی راه هم به خود جذب کرده و طبیعت بکر و زیبایی جنگلها و مراتع و سر سبزی آن وصف نشدنیست.آب مردم آن از چشمه تامين مي شود و محصول آن غلات، لبنيات و عسل است. اما از همه اين ها گذشته، قله اليمستان هم يکي ديگر از جاذبه هاي اين روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زيادي را به خود جذب مي کند. قله اي که حدود ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و يکي از بهترين گزينه هاي کوهنوردي در زمستان به شمار مي رود. اگر اهل کوهنوردي باشيد، اين قله با تمام جاذبه هاي طبيعي اطرافش بهترين گزينه سفر کوهنوردي شما به شمار خواهد رفت.
کوه انر:قله دور افتاده اِنِر در جنوب منطقه نمارستاق است مازندران در شمال قله دماوند قرار دارد. بررسی توپوگرافی قله : انر که در واقع منتهی الیه جناح شمالی یال سرداغ می باشد، از سمت شمال با تشکیل قلل متعدد 3800 متری به قله کهون و ناظر و از سمت شرق به قلل زردسر در شمال ناندل متصل می شود.
پاک نمونه گردشگری هلومسر: پارک نمونه سال 90 ایران،پارکی طبیعی و بزرگ در آمل که فضايي بسيار تميز با پتانسيل و خدمات دهي بالا براي مردم و مهمانان در خود اندیشیده است و در سال نورد هم مصوب به منطقه نمونه گردشگری شده است.که دارای پلاژها و پیست اسکیت و دوچرخه سواری است.
بلیران: بلیران از مناطق ویژه گردشگری است که با دارا بودن پتانسیلهای گردشگری وآب درمانی رودخانه (گرمارود) مورد توجه مسئولین استانی ومنطقه قرار گرفته بدین لحاظ وبا توجه به استقبال گروههای مختلف گردشگری این منطقه بعنوان یک منطقه بکر با چشمه و رودخانه و فضای سبز زیبا قرار گرفته و غیر از طبیعت آن به تاریخی بودن این منطقه می شود اشاره کرد که سر نیزه ها دوره عصر آهن در این منطقه زیاد پیدا می شود.اجرای تور در بلیران وحومه هر هفته در گروههای مختلف وبا برنامه های متنوع اجرا میگردد و همچنین خانواده ها برای تفریح در کنار طبیعت و رود به این روستا زیبا می روند.
آبشار آلامل: اين آبشار از دامنه‌هاى شمالى دماوند سرازير مى‌شود و بيش از ۱۰۰ متر ارتفاع دارد ، ‌ و آب فراوان آن چون پودرى نمناک در هوا پخش مى‌شود و منظره‌اى بسيار بديع کم‌نظير دارد.
تالاب آمل سرخرود:
این تالاب در ما بین بخش سرخرود و شهرستان آمل قرار دارد که هر سال پرندگان زیادی به این تالاب کوچ می کنندفاین تالاب زیر نظر اداره نگه داری تالاب و مراتع آمل است.
آبشار پرو مد: آبشاری روان در دل کوه در منطقه یور امیری در دهستان دینان قرار دارد که هر ساله گردشگرهای زیادی برای تفریح تلبستان به این مرتع و آبشار می روند.
آبشار شیخ علی‌ خان: این آبشار نام خود را از رود زیار گرفته است و حدود 40 متر ارتفاع دارد . مناظر سرسبز و کوهستانی و چمنزارهای زیبای اطراف و حواشی آن ، از این آبشار عنصر ممتاز طبیعی جهانگردی پدید آورده اند.
آبشار قلعه دختر: آبشار قلعه دختر آمل-لاريجان هنگامي که از گردنه امامزاده هاشم به سمت پلور سرازير مي شويم، درست بعد از اولين پل و در نزديکي تاسيسات تونل امامزاده هاشم، آبشار کوچکي بر روي صخره هاي غرب جاده به نام آبشار قلعه دختر ديده مي شود که براي کوهنوردان، ابتداي مسير شرقي صعود به قله گل زرد به حساب مي آيد. چشمه زيباي قلعه دختر نيز در مجاورت آبشار واقع است. زيبايي اين آبشار مسافران بسياري را به توقف و استراحت در کنار آن مجبور مي کند.
کاعون: قله کاعون در غرب دره هراز و شمالغرب قله دماوند سربرافراشته. در حوالی کاعون چند قله کوتاهتر به شرح زیر مشاهده میشوند:--قله فرعی کاعون ۳۹۵۶ متر (به روی یال غربی کاعون)--دو قله مخروطی شکل بی نام در غرب به ارتفاعهای ۳۸۹۸ و ۳۸۹۰ متر--دو قله در شمال به نام سیارو هر دو به ارتفاغ ۳۷۸۳ متر،دامنه های شمالی و شرقی این قلل به شاخه های رودخانه دریوک (پنیری) منتهی میشوند و دامنه های جنوبی آنها به دره رودخانه سه سنگ مشرف میباشند. در جنوب رودخانه سه سنگ چندین قله ۴۰۰۰ متری که بلندترین آنها دوخواهران (۴۳۳۸ متر) و چپکرو (۴۲۶۰ متر) میباشند به چشم میخورند. بر خلاف قلل جنوب رودخانه سه سنگ که شیبهای تند و بعضا صخره ای دارند اکثر دامنه های کاعون شیبهای نسبتا ملایمی دارند. به همین لحاظ کوهنوردانی که در فصل تابستان به کاعون صعود میکنند احتمالا با هیجگونه مشکل فنی روبرو نمیشوند.دامنه های کاعون پوشیده از سنگریزه هایی به رنگ سبز مایل به خاکستری میباشند. به روی بعضی از قلل اطراف کاعون سنگریزه ها صورتی رنگ مینمایند. این رنگها همراه با لکه های سفید برف غلفهای سبز و آسمان آبی زیبایی توصیف ناپذیری به منطقه میبخشند.اگر قصد صعود به کاعون و بازگشت به نقطه مبدا در یک روز را دارید بهتر است خود را برای یک راهپیمایی ۳۳ کیلومتری آماده کنید (رفت و برگشت). نزدیکترین آبادی به قله کاعون روستای نمار (نمارستاق) به ارتفاع ۲۱۵۰ متر در شرق کاعون میباشد. کاعون معمولا در یک برنامه چند روزه به همراه قلل دیگر منطقه دوخواهران صعود میشود.
آبشار سرآسیاب:آبشار روان و زمینی در منطقه رینه آمل است که دارای آبی زلال و گوارا است
آبشار نمار و گنجه طلا: سومین آبشار دشت نمارستاق بعد از دریوک و کوه اره است که ابشاری زمینی و روانی است در کنار ان سخره ای عظیم وجود دارد که رنگ ان زرد و سفید رنگ است و زیر آن آب خروشان می جوشد.
کوه کرنا: قله کرنا واقع در بخش لاریجان از استان مازندران بر روی یال جنوب جنوب شرقی دماوند در شمال آبادی آبگرم و رینه قرار گرفته است.بررسی توپوگرافی قله، علیرغم نمای عمومی و یکپارچه قله دماوند که به صورت مخروطی بزرگ است، بر روی یال های متفاوت آن قله ها و برج های صخره ای بزرگی خودنمایی می کند که فقط با بررسی بیشتر می توان به آنها دست یافت. قلل کرنا بر روی یال جنوب، جنوب شرقی دماوند قرار دارد که از طریق یال های بزرگ و طولانی اش به رینه و آبگرم و ملارد منتهی می شود.ویژگی خاص، از جمله مهمترین ویژگی کرنا یخچال بزرگی است که در قسمت شمالی آن قرار دارد.
آبشار تماره:آبشار تماره(تيمره) در منطقه کم نظير وانا در 75 کيلومتري جنوب شهرستان آمل، پنج کيلومتري شمال گزنک و در ضلع شرقي جاده هراز واقع است. اين آبشار در ضلع شمال شرقي دره اميري و از آخرين صخره هاي غربي قله انيس به پايين مي ريزد. درختاني چون گيلاس، گلابي، آلبالو، سيب، هلو، زردآلو، و گردو در اطراف اين دره زيبا پراکنده هستند. باغ هاي اين منطقه از ديرباز توسط رودخانه اميري و به طور سنتي آبياري مي شوند. قله هاي زيره ور، دين ريز، چمن خو و کهوتو در اين منطقه ميعادگاه کوهنوردان عاشق است.
دوبرار:دو برار مرتفع ترین خط الرأس رشته کوه های فیروزکوه است و در حد فاصل دو جاده هراز تا جاده فیروزکوه و در جناح جنوبی این رشته کوه ها قرار دارد.بررسی توپوگرافی قله ، خط الرأس 75 کیلومتری دو برار از جنوب بخش پلور در جاده هراز آغاز و با تشکیل قلل مرتفع متعددی از جمله بزم چال یا چنگیزچال، پروانه، انگمار، دوبرار، سوزچال، قره داغ، قیاق لکه و شاه تپه به نمرود در جاده فیروزکوه می پیوندد. دریاچه تار و رودخانه های دلیچای و تار در جنوب خط الرأس و رودخانه نمرود و لاسم در شمال آن جریان دارند. این خط الرأس از طریق یال و قله کم ارتفاع 3208 متری سیاه ریز به کوه پاشوره و سایر جناح ها کاملاً آزاد می باشد.ویژگی خاص ، برف دائمی و برفچال در میان گرده های شمالی این خط الرأس همواره وجود دارد و دریاچه تار و هویر از ویژگی های طبیعی منطقه می باشد.
دریاچه دو خواهران: با پشت سر گذاشتن دو سوم جادۀ هزار در قلب منطقۀ البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می رسید. این دو راهی و جاده ای خاکی که مسیر مواصلاتی نمارستاق نام گرفته، از آبادیهای چندی چون پنجاب، سوا، شیخ محله، کلری، دیوران عبور کرده و سرانجام به آبادی بزرگ نمارستاق در کنار رودخانۀ خروشان آن که سرچشمه از کوههای ناظر و شکر لقاس دارد می رسید. اواخر خرداد ماه بهترین موقع است. و هوا رو به گرمی است. از پلی بر رودخانه عبور کنید، در مسیری پاکوب قرار می گیرید و به سوی غرب ادامۀ مسیر دهید. پس از یک ساعت به دشت وسیع و بی انتهای دریوک می رسید. تمامی دشت سرسبز را طی می کنیم و به سوی جنوب مایل شده، وارد دره کوچکی در پای قلل لهرا می شوید.وبعد از ان به دریاچه دوخواهران آمل می رسید.
آبشار سنگ درکا: این آبشار زيبا در نزديکي روستاي سنگ درکا، در 25 کيلومتري جنوب غرب آمل و در دامنه کوه وردوي واقع است. اين روستا در کنار جاده گاز و در ميان جنگل هاي متراکم البرز شمالي، جلوه اي خاص از جنگل و کوه مرتع دارد. کوه وردوي سرچشمه رودهاي گزناسرا، انگتارود و آلش رود است.
رباط سنگی آبشار اول: رباط سنگی آبشار اول مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، دشت لار، راست کوه نقارخانه واقع شده است.
آبشار دعیز: آبشار دعیز در منطقه لاریجان آمل قرار دارد و در کنار ان حفره های سنگی زیبا و آبشاری روان را به طبیعت گردان هدیه می دهد.
سد لار: سد لار در مازندران، یکی از سدهای خاکی تأمین‌کننده آب آشامیدنی حوالی تهران و تأمین‌کننده آب مورد نیاز آبیاری‌های کشاورزی منطقه می‌باشد. این سد در ۷۵ کیلومتری شمال شرق تهران و در ۱۰۰ کیلومتری شهر آمل قرار دارد. مطالعات احداث این سد از سال ۱۳۳۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۶۱ گشایش یافت از جمله مناطق تفریحی و زیبا ایران است که شهرتی جهانی دارد.
آبشار آب مراد لاسم: ازمکان‌های دیدنی و زیبای منطقه بالا لاریجان – منطقه روستای لاسم شهرستان آمل مجموعه آبشار‌های دیدنی معروف به آب مراد است که در دامنه شمالی خط الاراس دوبرار قرار دارد که تعداد آنها به طور تقریبی به 13 آبشار می‌رسد. از این میان فقط اولین و بلندترین آنها که در پایین‌ترین نقطه آن در شکاف دو صخره قرار دارد و منظره بسیار زیبایی را پدید آورده و به آسانی در دسترس می‌باشد. آبشار آب مراد در گذشته تفرجگاه شاهان قاجار از جمله ناصر الدین‌شاه بوده است که بر سر در ورودی غار این ابیات با تصاویر بدیع و زیبای شکار و شکارچی بر روی سنگ حک شده و قدمت تاریخی دارد.
جنگل زیارو:
آمل از غنی ترین مناطق فضای سبز و طبیعت گردی است و یکی از مناطق زیبا آن منطقه و جنگل زیارو با جنگل هایی انبوه است که در بام آن آمل و دریا به خوبی مشاهده می شود.
آبشار پردمه: آبشار پردمه در منطقه بايجان، کنار روستا و رودخانه زيباي پردمه در هفتاد کيلومتري جنوب آمل واقع شده است و يکي از جلوه هاي طبيعي مورد توجه کوهنوردان و علاقمندان به طبيعت است. رودخانه فصلي پردمه به طول هجده کيلومتر از دامنه کوه هاي سرخره و بوم در شصت کيلومتري جنوب آمل سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از منطقه موزون از کنار روستاي پردمه و آبشار آن گذشته و در انتها به رودخانه شيرکلا مي ريزد. بايجان در بيست کيلومتري شمال گزنک در جاده هراز واقع است و روستاي پردمه از دهستان بايجان حدود پانزده کيلومتر فاصله دارد.
دشت لرا: دشتی وسیع و زیبا در منطقه نمارستاق با آب ها و چشمه های فراوان و گل های شقایق است که به لرا یا دشت نمارستاق مشهور است.

جاذبه‌های تفریحی
پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان: جنگلی پارک جنگلی میرزاکوچک‌خان در ۲۰ کیلومتری شهر آمل استان مازندران در جاده هراز قرار دارد و امکاناتی مانند آب، برق، سرویس بهداشتی، آلاچیق، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان دارد. و این پارک جنگلی دومین پارک جنگلی شمال و در مسیر جاده هراز و فست فود مجموعه توریستی رفاهی نارنجستان آمل قرار دارد.
پارک بزرگ دهکده طلایی: بزرگترین پارک مازندران است وبه عنوان یکی از زیباترین پارک های ایران هم نام برده می شود،امکانات این پارک یک دریاچه برای قایق و یک شهربازی برای بزرگسالان و یک شهربازی برای خردسالان دارد،همچنین این پارک از پل میر بزرگ آغاز می شود و به پارک نارنجستان ختم می شود.
شکارگاههای لاسم: در انبوه مناطق بیابانی و کوهستانی قرار دارد و یک شکارگاه و یک منطقه نیمه حفاظت شده برای توریسم و شکار است.
شکارگاه امیری: شکارگاه امیری از روستا شمس آباد تا هاره کشیده میشود که در ازتفاعات کوه پایه حیوانات نادری در ان پیدا می شود که از مناطق بکر طبیعت گردی و تفریحی ایران است.
شکارگاه لار:
لار یک دشت وسیع است که در آن پرندگان نادری کشف میشود،همچنین پرندگان خوراکی و غیره در آن وجود دارد و در کنار دشت شقایق یک محیطی برای دیدبانی و شکار است.
خوشواش و نوا: خشواش و نوا روستا و منطقه بلند و در جاده هراز واقع شده است و از جاذبه های آن می توان به هوای خنک،بوته های وحشی و درختان بزرگ آن اشاره کرد.
دریاچه آب اسک: اين آب گرم در روستايي به همين نام از بخش لاريجان قرار گرفته و داراي تركيبات اسيد كربنيك و بيكربنات دوسود است. پيرامون اين چشمه قشرهاي آهكي پديد آمده كه به مرور زمان به سنگ هاي مرمر تبديل شده است. اين آب گرم براي درمان امراض جلدي از قبيل اگزما و زخمهاي كهنه توصيه شده است. علاوه بر آب گرم فوق، آب معدني هاي ديگري نيز در آب اسك وجود دارد كه براي رفع امراض جلدي و گوارشي توصيه شده اند.
منطقه امیری:یکی از زیباترین و حاصلخیزترین و بکرترین مناطق طبیعی و زراعی ایران است که شامل چنیدن روستا بزرگ و زیبا و با هوایی خنک و معتدل به صورت تابستان و زمستان می باشد.
دیگر:و چندین مکان طبیعی و جنگلی دیگر.

جاذبه‌های علمی تحقیقی
طرح آبریز هراز: طرح آبریز هراز یکی از بزرگترین طرح ها آبریزی اجهان است که در آن به پرورش گوناگون ماهی ها پرداخته می شود و به عنوان یک جاذبه طبیعی هم استفاده می شود.
موسسه تحقیقات برنج کشور: آمل از بزرگترین شهرهای کاشت و برداشت برنج وتجارت صنعتی برنج است که معاونت موسسه تحقيقات برنج كشور در مازندران با سابقه بیش از 4 دهه فعاليت تحقيقاتي، در حال حاضر یکی از موثرترین واحدهای پژوهشي داراي فعاليتهاي تحقيقاتي كاربردي و اثرگذاري شاخص در توليد برنج كشور ميباشد. فعاليت هاي تحقيقاتي معاونت در بخش هاي مختلفی از جمله اصلاح و تهیه بذر، آفات، بيماريها و علف‌هاي هرز، خاك و آب و فني و مهندسي بوده و در زمینه به­نژادی، به زراعی، خاک و تغذیه، شناسایی و مدیریت آفات، بیماری ها و علف های هرز، آبیاری، صنایع غذایی و همچنین تولید بذور سوپرالیت و مادری ارقام پرمحصول برنج فعالیت می نماید.
کارگاه زغال: یکی از فعالترین کارگاههای زغال است که در منطقه بلیران قرار دارد و تمامی کارهای آن به صورت دستی انجام می شود.
مرکز پرورش نهال زیتون: یکی از بزرگترین مراکز پرورش نهال زیتون است که در آن میتوان به تهیه و کاشت و برداشت نهال زیتون پی برد و تحقیقات خاکی و بهره برداری انجام داد. منطقه حفاظت شده چلاو چلاو یک منطقه زیبا با آب هوای بسیار معتدل است که دارای تپه ها و مراتع بی شمار که در آن به صورت جاذبه طبیعی و تحقیقاتی استقاده می شود.
منطقه حفاظت شده سیاه‌ بیشه: منطقه سیاه بیشه از مراکز حفاظت شده مخابراتی ایران است که در آن چندین دکل مخابراتی و آنتن های ارتعاشی نصب شده است.
منطقه حفاظت شده چلاو:منطقه ای کشیده شده در منطقه اولیه جاده هراز می باشد.
دریاچه امامزاده علی: دریاچه امامزاده علی در نزدیکی آب اسک آمل در جاده هرازو حدود هشتاد کیلومتری تهران واقع شده . برای رسیدن به آن از مسیر جاجرود ، آبعلی ، پلور و آب اسک می بایستی عبور کرد . سالها پیش محل فعلی دریاچه همانند سایر نقاط رودخانه هراز،تقریبا رودخانه ای کم عمق و کم عرض بود. لیکن در بهار سال 1377 یکی از بزرگترین زمینلغزشهای جاده هراز به وقوع پیوست. خوشبختانه با تخلیه بموقع کلیه اماکن مسکونی-تجاری اطراف محل، این حادثه تلفات جانی در بر نداشت. لیکن 600 متر از جاده هراز، یک روستای ییلاقی 15 خانواری خالی از سکنه بنام پشتک، زائر سرا و بقعه سه امامزاده و تخریب شدند. این دریاچه محل زندگی ماهی قزل آلای خال قرمز و رنگین کمان است. کف دریاچه پر از درختان و گیاهان باقی مانده از آثار قبل ازرانش کوه می باشد.
ذغال سنگ کرسنگ:در حال حاضر 3 دهانه تونل در منطقه وجود دارد که از این 2 دهانه چهار لایه k4,k3-k2-k1 یا در حال استعمال است و یا در دست اقدام می باشد.
قلعه کش: محوطه باستانی قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش بخش دابودشت شهرستان آمل قرار دارد. در مجموع تعداد 16 گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه قلعه کش به منظور تعیین حریم در این محوطه زده شد، که علاوه بر مشخص کردن عرصه واقعی محوطه(17 هکتار)، یافته های بسیار ویژه ای مربوط به ادوار پیش از تاریخی آهن، مفرغ،کلکولتیک بدست آمد که از جمله آنها می توان به پیکره حیوانی، تدفین انسانی، مجموعه سفالین قابل گاهنگاری نسبی و... اشاره کرد.
رود کتلکش با ورود به یک پیچ از سرعت جریان آن کاسته می شود و احتمالاً کاهش سرعت جریان آب، استعمال و انشعاب گیری از آب رودخانه جهت مصارف کشاورزی را آسان می گرداند و از دوره های مختلف مکانی مناسب برای گروه های انسانی بوده است که در نتیجه استقرار این گونه ها در طول بازه زمانی طولانی، تپه ای را ایجاد کرده است که امروزه در میان دشت هموار منطقه دابودشت به خوبی خودنمایی می نماید و اثری نامتجانس با ساختار طبیعی و هموار منطقه پدید آورده است. تپه در حصار زمینهای کشاورزی است که در فصول مختلف سال به کشت گیاهانی همچون برنج و سبزیجات اختصاص می یابد. چشم انداز امروزی محوطه به گونه ای است که در سطح تپه در طول سالیان متمادی ( به قول برخی از اهالی حدود 100 سال) افرادی بر روی آن در قسمت جنوب و شرق محوطه ساکن شدند و دست به ساخت و سازهای زیاد مسکونی زدند که این امر خود باعث تخریب محوطه طی سالهای متمادی شد. در قسمت شمال و غرب و بخشی از شرق به عنوان مزارع کشاورزی بوده که جهت کشت صیفی جات، سبزیجات و درختان میوه استفاده می شده است. از یافته های فرهنگی در بررسی های سطحی می توان به سفالهای پیش از تاریخی و تاریخی که بصورت سفالهای خاکستری تیره و روشن، قرمز ساده و بعضا منقوش و همچنین سفالهای دوره اسلامی خصوصا سفالهای نوع اسگرافیتو اشاره کرد. قابل ذکر است تعدادی جوش کوره در ابعاد مختلف و تعدادی ابزار سنگی نیز بر سطح تپه یافت شد.
سفال خاکستری تیره و روشن بیشترین نوع سفالهای کشف شده را تشکیل میدهند. تئینات بکار رفته بر روی سفالهای خاکستری ، شامل نقوش داغدار بصورت خطوط موازی و متقاطع، و همینطور نقوش کنده بصورت خطوط موازی می باشد. این گونه سفالین اکثرا دارای آمیزه ماسه ریز بوده . در بخش غربی تپه سه ظرف سفالین بدست آمده که دو نمونه آن خاکستری بوده است. یکی از ظروف بصورت خاکستری تیره بوده که دارای نقش گندمی افزوده می باشد. نمونه چنین ظرفی در تپه حصار دامغان و در دوره IIIC گزارش شده است. ظرف سفالین دیگر بصورت خاکستری روشن و از نوع ظروف لوله دار است که شامل یک دسته نیز بوده ودارای تزئین نقش سوزنی در بخش بالایی بدنه می باشد. یک ظرف سفالین نا متقارن که از لحاظ تکنیک ساخت در سطح بالایی قرار نداشته در کنار تدفین یافت شده قرار داشته است، که این ظرف فاقد هرگونه تزئینی بوده است .
سفال قرمز رنگ یافت شده در این محوطه خود به سفالهای قرمز ساده و منقوش تقسیم می شوند. سفالهای قرمز ساده بیشتر مربوط به سفالهای عصر آهنی و احتمالا تاریخی بوده، یک نمونه ظرف کامل قرمز رنگ در بخش غربی تپه و در کنار ظروف خاکستری ذکر شده یافت شد، این ظرف بصورت کاسه و فاقد هرگونه تزئین و بصورت دودزده بوده است . گونه های دیگر سفالین یافت شده، سفال نوع آشپزخانه می باشد. این مجموعه سفالین بصورت ضمخت و دارای آمیزه صدف بوده و بیشتر در نزدیکی سنگچینهای اجاق یافت شده در گمانه ها ، دیده شده است .تعدادی ابزار سنگی که همگی آنها از نوع سنگ چرت می باشد و اکثرا بصورت تراشه بوده در گمانه ها یافت شد. اکثر ابزار های یافت شده دارای روتوش در دو طرف آنها بوده و همچنین آثار سیلیکات برروی برخی از آنها نمایان است .پیکره حیوانی در بخش شمالی تپه یافت شد. این پیکره که یک پا و بدنه آن سالم مانده ، به شکل گاو نر است .در بخش جنوبی تپه نیز به بقایایی از معماری دوره اسلامی یافت شد. شکل ظاهری این معماری ، شبیه به دهانه یک ورودی با شکل طاق مانند است.بخش شرقی تپه و در فاصله 300 متری از آن یک تدفین انسانی بدست آمد. این تدفین در جهت شرقی-غربی قرار گرفته و سر آن احتمالا بر روی یک تخته سنگی قرار داشته است. این تدفین بصورت چمباتمه ای بوده، طوریکه پاها کاملا بسمت شکم جمع شده ، همچنین انگشتان دست راست برروی دست چپ و زیر سر قرار گرفته است. از اشیائ بدست آمده از کنار تدفین می توان به یک ظرف سفالی خاکستری ساده با گردن بلند نا متقارن، یک خنجر مفرغی که نوک آن دقیقا برروی سر اسکلت قرار داشته و انتهای آن بسمت جناغ سینه بوده، یک گلوله گلی موسوم به فلاخن در پشت سر تدفین و همچنین دستبندی(احتمالا نقره ای) بر روی یکی از دستهای این اسکلت اشاره کرد. بر اساس برآمدگی پیشانی و لگن آن می توان تشخیص داد که این تدفین متعلق به یک مرد بوده است.ملاک تاریخ گذاری این تدفین بر پایه مقایسه سفالی و نمونه مشابه آن در گوهر تپه بهشهر صورت پذیرفت که در راستای آن، می توان چنین نتیجه گیری کرد که این تدفین متعلق به عصر آهنII می باشد. لازم به ذکر است یافت یک تدفین انسانی در فاصله 300 متری شرق تپه باعث پردازش فرضیه های بسیاری نظیر جدایی فضای استقراری از گورستانی در عصر آهن می شود
سفال دوره اسلامی: سفالهای دوره اسلامی یافت شده اکثرا از نوع سفال اسگرافیتو بوده است. اینگونه سفالین دارای نقوش عموما سبز و سیاه برروی زمینه کرم رنگ بوده و از لحاظ تعداد، سفالهای دوره اسلامی از تراکم کمتری نسبت به دوره های پیش ار تاریخی برخوردار بوده است .
دیگر:از تپه های دیگر می توان به مناطق لاریجان و منطقه روستایی آمل اشاره کرد.
یخچال دوبی سل:یابه قول محلی ها دیوسر به صورت نوار کم عرض تری نسبت به سیوله ازارتفاع تقریبی 400متری به صورت زبانه بلند تا قله امتداد دارد. شیب آن بسیار تند است وبر روی آن ریزش های مداوم سنگ جریان دارد.

جاذبه‌های ورزشی
قله امامزاده قاسم: قله ای است با ارتفاع 2570 متر از سطح زمین با هوایی مطبوع که اصلی ترین راه برای سعود به این قله از الیمستان است.هرساله تعداد زیادی از کوهنوردان ایرانی و خارجی به این قله صعود میکنند.
کلکچال:
نام کوه و غاری است در نزدیکی آمل. در روایت‌های اساطیری پایتخت منوچهر، پادشاه پیشدادی ایران در زمان پهلوانی سام نریمان نیای رستم بوده‌است. آثاری از زندگی انسان‌های پیش از تاریخ در آن یافت شده است.به اعتقاد مردم محلی، این غار خانه دیو سپید بوده است.
پلاس: فلالس یا پلاس مرتعی زیبا در ارتفاع 2700 تا 2900 متری محصور در میان رشته کوههای البرز, در ضلع شمال شرق منطقه امیری لاریجان است. از شمال آرمیده در سایه دیواره عظیم بُرز و از غرب زیر نگاه تماشایی دماوند. دو دیواره 85 و 100 متری, آبشار 50 متری برز را چون نگینی در بر گرفته اند که با وجود کم آبی این روزها, همچنان چشم نواز و روح افزاست. ارتفاع رشته کوه صخره ای برز از 3000 متر در کنار آبشار تا 3770 متر در غرب می رسد.اسپه چشمه (چشمه سفید) پر آب ترین چشمه این منطقه است, با خنکای زبانزدی که نگه داشتن دست بیش از چند لحظه در آن میسر نیست.
غار اسک: این غار در نزدیکی آب اسک ، در دره هراز واقع شده است . حدود یک ساعت از روستای پیاده روی دارد که از کنار ارتفاعات و حواشی رود هراز می گذرد. طول غار در حدود 370 متر است و مسیرهای متعدد کوچکی نیز دارد . دهانه آن بسیار بزرگ و بلند است.
پارک ملی لار:
پارک ملی لار که دارای اکوسیستم‌های کوهستانی مرتفع و آبی می‌باشد، در دامنهٔ جنوب غربی دماوند، و در حوزه استحفاظی سازمان حفاظت محیط زیست ایران قرار گرفته‌است. منطقه حفاظت‌شده لار بین استان‌های تهران و مازندران و در موقعیت ۳۵٬۵۴ عرض شمالی و ۵۱٬۳۳ طول شرقی قرار دارد. دریاچه ۲۰ کیلومتری لار یکی از مراکز تفریحی این منطقه‌است. وسعت این پارک در حدود ۳۰،۰۰۰ هکتار است.
غار گل زرد: روبه روی انبار نمک راهدارخانه پلور، جاده خاکی به طول 4 کیلومتر وجود دارد که بعد از گذر از روستا و چادرهای عشایر، به نزدیکی غار گل زرد می رود. بعد از پارک ماشینها در کنار کلبه های انتهای مسیر حدود نیم ساعت تا دهانه غار که در جانب غربی دره بعدی واقع است باید پیاده روی کرد.غار گل زرد از خرداد تا شهريور هر سال میزبان بسیاری از کوهنوردان و غارنوردان ایرانی و خارجی است، در غير از اين محدوده زماني، دهانه کوچک غار به دليل جاري شدن سيلاب ها بسته مي شود، دهانه غار بسیار تنگ است و باید به حالت سینه خیز وارد آن شد، هنگام بارندگی احتمال ريزش دهانه ورودي غار بسيار زياد است و بهتر است یکی از اعضای گروه در بیرون غار بماند.غار بسیار زیباست، سطح درون غار پوشیده از کربنات کلسیم است و ستونها و قندیلهای آهکی زیبا در کنار حوضچه های آب سرد کوچک و بزرگ كه تا 4 متر عمق دارند و جویبارهای زیرزمینی با تابش نور غارنوردان فضايي دلفريب و رويايي ايجاد كرده است.
کوه دال کمر: کوه دال کمر در ارتفاعات آمل قرار دارد.
ارتفاعات ییلاقات لاریجان: مربوط به ارتفاعات روستا های لاریجان که از کوه و طبیعت سبز تشکیل شده است می باشد.که هر یک از جاذبه های آن به بخش جداگانه ای تقسیم و توضیح می شود.
 رود هراز: رودخانه هراز (harāz) که در قدیم، رودخانه هرهز نیز نامیده می‌شد از دره لار در جنوب دماوند سرچشمه می‌گیرد و رواناب‌های دره قاضی‌کلا و جنگل‌دره نیز از کوه‌های شمیم‌کوه، آب زیارو و لاسم که از کوه‌های غربی قزقان‌چای فیروزکوه و آب رودهای جاری از دهکده‌های دلارستاق، نیز به این رود وارد می‌شوند. رودخانه هراز در یک دره نسبتاً پهن به طرف شمال جریان یافته‌است و در مسیر آن چندین روستا و محله و حداقل ۸ کارخانه شن و ماسه وجود دارد.و بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مربع است. آب زارعی کشاورزان آمل، فریدونکنار، بخشی از بابل و نور نیز از این رودخانه تامین می‌گردد. مهمترین شهرهایی که بر روی مخروط افکنه رودخانه هراز توسعه یافته‌اند عبارتند از شهرستان‌های آمل و فریدونکنار. شیب رودخانه هراز در محدوده کوهستانی بسیار متغیر است. شیب رودخانه هراز از مرز کوهستان تا شمال شهر آمل ۱۳ در هزار و در محدوده شهر آمل ۷ در هزار می‌باشد.
پیست و آکادمی گلف استار: پیست و آکادمی استار در سال ۱۳۸۸ توسط گروه سرمایه گذاری دبی طراحی و آغاز شده و یکی از مدرنترین آکادمی گلف در ایران است،این آکادمی در جاده هراز قرار داشت ولی بعدها تخریب شد.
کوه قره داغ:در منطقه لاسم آمل قرار دارد و از مناطق بکر طبیعی است که هر ساله گردشگران زیادی را پذیرا است.
غار آب اسک:اين غار در نزديکى آب اسک، در درهٔ هراز واقع شده است. حدود يک ساعت از روستاى اسک پياده‌روى دارد که از کنار ارتفاعات و حواشى رود هراز مى‌گذرد. طول غار در حدود ۳۷۰ متر است ومسيرهاى متعدد کوچکى نيز دارد. دهانهٔ‌ آن بسيار بزرگ و بلند است.
غار سیاه پور:یکی از زیباترین غارهایی است که در دره لاریجان قرار دارد و در دل غار سمگ نوشته هایی نیز پدیدار است.

جاذبه ها تاریخی و باستانی
خاستگاه فریدون:شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است* و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست.در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد. به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید.بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود. دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام معتقدند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آیدپناهگاه تخت فریدون در سال 1355توست کوهنوردان و اهالی روستای گزانه ساخته شده است.
پل دوازده چشمه: یک پل زیبا بر روی رود هراز با معاری ایرانی که در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث گردیده و در دوران قاجار به طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند.گرچه این پل قبل از دوره صفوی وجود داشته ولی در زمان شاه عباس صفوی به طور کامل احداث گردیده است.از خصوصیات این پل (به نیت دوازده معصوم) دارای ۱۲ طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاق‌های قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود ۷ متر می‌باشد. فاصله بین هر پایه با پایه دیگر ۶ متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان می‌باشد.طول این پل تاریخی و دیدنی ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۰/۶ متر است.این پل یکی از پل های تاریخی است نمادها و یاد این پل عظمت عجیبی دارد.
پل فلزی: پل فلزی یا پل معلق آمل مربوط به دوره پهلوی است و در آمل، داخل شهر، جنب پل دوازرده پله واقع شده است.پل معلق دو پل معلق یک سان کنار هم است که يکي از بناهاي با شکوه و ارزشمند توريستي شهر آمل محسوب مي شود.يکي از اولين نمونه هاي پل هاي بزرگ و جديد ايران است و این اثر در تاریخ این پل به نام پل معلق هم شناخته می شود.به اين علت آن را پل معلق مي خوانند که اگر پايه هاي زيرين آن بر اثر سيل تخريب شود کمانهايي بالاي آن را نگه مي دارند.این پل را مهندسان آلمانی ساخته اند که سازه این پل به صورت یک معماری ایرانی است.اين پل در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است.
آرامگاه هفت تنان: این مقبره به صورت سه برج آرامگاهی کوچک اما با قرنیس و هشت ظلعی زیبا است.
ضحاک چال: در نيم فرسنگي تينه در جهت مغرب روستايي به نام كرف وجود دارد در اين روستا جايي به نام ضحاك چال معروف است چرا كه مردم معتقدند ضحاك را در كرف زنداني كردند ومحل زندانی او به ضحاك چال معروف است.در ضمن مرتعي كه فريدون در آن جا پرورش يافت به تخت فريدون تخت فريدون شهرت دارد.
شکل شاه: شکل شاه اثری تاریخی است در منطقه لاریجان که به دستور ناصرالدین شاه از شمایل وی و تنی چند از ملازمانش بر دل صخره‌ای بر سر راه جاده تاریخی هراز (تنگه بند بریده) و در نزدیکی چشمه آب معدنی استراباکو، در تاریخ ۱۲۹۵ ه. ق. حجاری شده‌است.این اثر کتیبه و شکل کنده کاری شده در دل کوه است و اثر مشابهش در تنگه واشی که تصویر فتحعلی شاه قاجار را نمایش داده‌است. رکن الاسفار، از معاصران ناصرالدین شاه که هردو اثر و هر دو پادشاه را دیده‌است نیز نظر مشابهی دارد.
حمام شاه‌عباسی: یکی از شاهکارهای دوره قاجار و صفوی است،بنای اين حمام به شكل معماری دوره قاجاريه و با گنبدی خزانه ای و دارای دو وروی جداگانه برای مردان وزنان است،خزانه های حمام به صورت دایرهو بالای ان سه طاق یا سه گنبد بلند است قرار دارد.
مسجد میرزا محمد علی: اين بنا در نياکي محله ذآمل و متصل به تکيه نياکي واقع گرديده که در سال 1255 ه-.ق توسط ميرزا محمد علي نياکي بنا گرديده و در دوره هاي بعد، تغييرات و تعمييراتي در آن انجام شده است. بر بالاي محراب، لوحه اي چوبين متضمن کتيبه اي مورخ 1255 ه-.ق نصب شده است.
بقعه شمس آل رسول: برج آرامگاهی شمس آل رسول در شهر قدیم آمل قرار دارد،بنا مربوط به قرن نهم هجري قمري بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهاي دوره خود برخورداراست بقعه بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطي است وگنبد آن دو پوش مي باشد كه هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوي منطقه خراب شده است عمده تزيينات بنا طاق و قوس و قرنيسهاي آجري و كاشيكاري در قسمت فوقاني است.در طوماري كه در زمان صفويان نوشته است شمس آل رسول به نام امام زاده شمس آل رسول خوانده شده است. نکته جالب در بنای این برج ، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه های مختلف است که تاریخ گذاری بنا را از راه مصالح شناسی دچار مشکل می کند ، اما با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برجهای شناخته شده در منطقه ، از آثار قرن هشتم هجری دانسته شده است.ابن اسفندیار در تاریخ خود دو بار از این گنبد ها یاد کرده است و چنین می نویسد، السید شمس آل رسول صلی الله علیه و آله فقیه و صاحب حدیث و از جمله سفاک و عباد ، هنوز ( 606 ه.ق ) تربت او برقرار است و مشهد و مزار مشهور ، به محله عوامع کوی بر در دروازه آمل اراضی گنبدین امروزین که قسمتی از محله پایین بازار است در زمان ابن اسفندیار محله ای جداگانه به نام عوامه کوی بوده و بر در دورازه آمل قرار داشته است . در این اراضی پاره آجر و سفال فراوان دیده می شود . سابقا" با کندن این اراضی آجر های فراوان به دست می آوردند و همچنین ابن اسفندیار در جای دیگر در کتاب خود می آورد،قاضی حجیم زاهد و عالم و تربت بر در مشهد شمس آل رسول ، به محله عوامه کوی مکلنوف ذیل عنوان سه گنبد می نویسد که در خارج شهر آمل بقاعی قدیمی است در حلیکه به جای سه گنبد پنج گنبد است.رابینو در باره گنبد شمس طبرسی یاد کرده و می نویسد،این گنبد مدور و به شکل برجی است . جسد شمس آل رسول که عارف و محدثی بود و بازهد و تقوی می زیست در اینجا به خاک سپرده شده است مزار او در عوامه کوی که از کوی های شهر قدیم آمل بوده بنا شده است طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد.که از این نطرات میتوان گفت اینجا مقبره محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان پزشکان شهیر ایرانی بوده است.
گرمابه خواجه یعقوب:
پس از اینکه علاءالدوله علی ( 512- 533 ) در مازندران به سلطنت نشست -هیبت او زیادت شد واصحاب اطراف از فتنه جویی وتحکیم بنشستند- واو سلقام خاتون را به ساری بنشاند و خواجه یعقوب جوسی را وزیر او گردانید و آرم چمنو و تلار و اهلم ودیگر مواضع به نان او پدید کرد . بعد از مدتی خواجه یعقوب مسلمان شد و اسپهد علاءالدوله علی وزارت خویش بدو داد و هنوز ( در حدود 606- 611 ه ق ) به آمل و گرمابه ی او را عمارت پدید است
مسجد جامع آمل: ازمساجد جامع قدیمی ایرانی است که طبق منابع ذکر شده از سال ۱۱۰۰ به دستور شاه سلطان حسین صفوی ساخته شده و بعد از گذر از زلزله و آتشسوزی کماکان پابرجاست.یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشته ای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶.در منابع بررسی شده، از چند نفر به عنوان بانی نام برده شده است، از جمله، عثمان بن نهیک و ابراهیم بن عثمان بن نهیک، عبداله بن قحطبه، عمربن علاو ابوالخصیب و هانی بن هانی. خطاط سنگ نبشته مسجد محمد ابراهیم همدانی بوده است.مَقدِسی در کتاب خود به دو مسجد در شهر آمل اشاره کرده است، جامع عتیق، در کنار بازار، و جامع دیگر در نزدیک آن. وجود دو مسجد جامع در این شهر از دیگرمنابع نیز استنباط می شود. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آورده است که ابراهیم بن عثمان بن نهیک در سال ۱۷۷، در زمان خلافت هارون الرشید، این مسجد را بنا کرده است، و در جای دیگر، عثمان بن نهیک، پدر ابراهیم را بانی مسجد خوانده است. او در توصیف ساختمان این مسجد آورده است، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پدید کنند، چهل شبانه روز باران بود. وضع و تعیین به حقیقت میسر نشد، به حدث و تخمین فرو نهادند. در کتاب از آستارا تا استارباد آمده که امروزه در مسجد جامع آمل محراب مستقیم (منطبق بر محور بنا) است، ولی نمازگزاران به سمت راست منحرف می شوند، و این انحراف ظاهراً به همان سبب است که ابن اسفندیار درباره مسجد ابراهیم بن عثمان بن نهیک یادآور شده است.چنان که گذشت، قدمت این مسجد به قرن اولیه هجری قمری می رسد، ولی بنا در طی زمان دچار تغییرات فراوانی شده است. این بنا یک بار در اثر زلزله تخریب و در سال ۱۲۲ به دست آقا علی اشرف مشایی و حاجی گرشاسب بازسازی شد. در سال ۱۳۳۵، مسجد طعمه حریق شد و بار دیگر متولیان آن را مرمت کردند. در سالهای اخیر، شبستان جنوبی بنا را تخریب و شبستان دیگری با سازه فلزی بجای آن احداث کرده اند.
قلعه ملک بهمن: قلعه ملک بهمن (ملک قلا) مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای شاهدشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۷۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۳۴] این قلعه از قلعه های عظیم ایران است که در جاده هراز بخش لاریجان شهر آمل و مشرف به قریه شاهاندشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قـرار دارد ایـن قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال های (۰۴۵ ۱ الی ۱۰۰۵) هجری قمری به رویان،کجور،نور.رستمدار حـکومت داشته اند. بنای قلعه بر روی صخره ای حـــدود۲۲۰متر بالاتر از سطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگ های بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که به صورت طبقه طبقه و شامل اتاق ها و قسمت های مختلف ساختمانی است.
برج قدیمی امیری:
برجی است در منطقه بالا امیری که در زمان پادشاهان طبرستان نمابر و مقر سربازان و دیدبانی پادشاهان بوده است.
تنگه بند بریده: آثار بجای مانده از راه باستانی ری به آمل بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است. مهم‌ترین این آثار شامل دو دیواره مرتفع بصورت دو نیم ستون سنگ‌چین است که در ارتفاع زیاد نسبت به بستر رودخانه هراز ساخته شده اند.ناصرالدین شاه در سفرنامه خود این آثار را باقیمانده از دوران اشکانی دانسته و برخی از محققین معاصر زمان ساخت آنها را دوران ساسانی می‌دانند.
کاروانسرای کمبوج(گامبوش): کاروانسرای کمبوج (گامبوش) مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، منطقه پلور واقع شده است.
مسجد آقا عباس: یک مسجد با سنگ فرش های زیبا و معماری ایرانی است که در بازارچه آمل در شرق کاردگر محله واقع است .و بنابه گفته خادمین مسجد، موسس آن آقا عباس دلارستاقی است که در حدود سه قرن پیش آنرا ساخته است ومربوط به سال 1440قمری است.
حمام میر صفی: مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش دابوشت، روستای امین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این حمام دارای پلان های بسته و گنبد های کوچک گرد است که هر کدام را با زاویه به هم متصل کرده است.
موزه تاریخ آمل (ساختمان دارائی): که به موزه تاریخ آمل تبدیل شده است،یکی از موزه های زیبا و فعال است که روبرو بیمارستان امام رضا فرار دارد و بنیاد این ساختمان به دوره پهلوی بر می گردد.
کاخ شهرداری: کاخ شهرداری از جمله بناهای زیبا دوره پهلوی در کنار رودخانه هراز است این کاخ از پلان و معماری قابل توجهی برخوردار است که همچنان هم استوار است.
گلدسته مسجد امام حسن عسگری: یک مناره یا گلدسته بلند که مربوط به دوره قاجار است و در آمل، محله پایین بازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آرامگاه خضر (قدمگاه خضر): بقعه خضر (قدمگاه خضر) مربوط به سدهٔ ۹ ه. ق. است و در آمل، خیابان رضوانیه، جنب کتابخانه عمومی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.در هويت اين «بقعه» معروف به «قدمگاه خضر» در آمل ، منوچهر ستوده ، در جلد چهارم کتاب از آستار نا استار آباد ،چنين مي نگارد؛ در تاریخ طبرستان و رویان و تاریخ رویان ، مولف می گوید ؛ " حسن بن علی بن عبدالرحمن شجری معروف به داعی صغیر ، دستور داد خانه ای برای سادات علوی و حسنی این شهر در مصلای آمل بنا کنند و فرمود ؛ مجموع سادات آنجا خانه ها ساختند.گمان می رود این محله ، که سادات در آن خانه بنا نهادند، احتمالا می تواند همان رضوانیه امروزی باشد. در این محله ، امروزه هم مصلی است که نماز جمعه منعقد می شود و هم دارای یک بیمارستان مجهز به نام هفده شهریور و کتابخانه عمومی قرار دارد ، که این کتابخانه از موقوفات بقعه خضر است . ستوده در صفحه 29 کتاب از آستارا تا استارآباد، در بخش معرفی آثار تاریخی آمل می نویسد، در محل هلال احمر ایران ، سرپل مصلی ، پشت کتابخانه عمومی شهر ، گنبدی است به نام « خضر » ، که ممکن است مدفن یکی از سادات باشد . داخل این گنبد محلی معروف به هفت تن است ، که امکان دارد هفت تن از سادات حسینی در این جا به خاک سپرده باشند.در روایت دیگر آمده که خضر نبی در گذر از ایران بوده که به آمل آمده و اولین جایی که نقل مکان کرد همین قدمگاه خضر نبی است.
مسجد حاج علی کوچک: از بناهای عهد قاجار بوده که در پایین بازار واقع است که دارای دو مناره بلند عظیم است.بنای اولیه این مسجد بیش از دو قرن می رسد اما اخیرا ساختمان آن خراب ومسجد باشکوهی برسرجای آن در حال احداث است.در سابق این مسجد دارای گلدسته ای آجرنما بود که پوششی سفالین داشت.
قلعه کهرود: قلعه ای نیمه بر افراشته در لاریجان است . رابینو نویسد منوچهر مرزبان لاریجان قلعه کهرود را که بعدها به کارو معروف شد چنان آباد کرده بود که در هر رشته ٔ صنفی و تجارت افرادی از هندوستان ، مصر و سوریه به آنجا آمده و اقامت گزیده بودند.
تکیه و پل فیروزکلا: قدیمی ترین تکیه مذهبی مازندران و پل تاریخی که در روستا فیروزکلا قرار دارد،از پل فقط خرابه های آن باقی مانده ولی تکیه به طور کامل باقی مانده و برای مراسمات مذهبی از آن استفاده می شود،از معماری چوبی نفیس آن می توان به دست نوشته و نقشه ها و شکل های منده کاری و کشیده روی چوب آن اشاره کرد و همچنین سنگ فرش تکیه فیروزکلا به صوریت تک سنگ ها زیبا است.
دخمه های سنگی کافر کلی: دخمه‌های سنگی کافر کلی یا کافر کلی‌ها فضای معماری دست کندی است در مسیر جاده هراز از پلور به سمت آمل شاهد مجموعه سوراخ‌هایی در دل کوه هستیم که اکثرا با نگاهی ساده از آن می‌گذرند.آنچه را که ابن اسفندیار کاتب در کتاب طبرستان، رویة ۵۷، از جایگاهی به نام وَرْ (وَرِکوه) که به معنی پناهگاه و غار در کوهستان، یاد کرده است؛ همان است که نمونه‌هایی از «وَرْها» در چند جایگاه از آبادی‌های کوهستان لاریجان و رویان در نزد عامه به نام «کافر کلی» نامیده می‌شوند. هنوز نمونه‌های زیادی از «وَرْها» در کوهستان پنجاب، نمارستاق (نیمه رُستاک)، اسک، نیاک، ایرا (و در جایگاهی به نام ایرج وَرْ) و دیده می‌شود. دسترسی به جایگاه پاره‌ای از «وَرْها» بستی سخت و صعب‌العبور است. با توجه به کاوش‌های باستان‌شناسی و بقایای سفال‌هایی که در این خانه‌ها پیدا شده، می‌توان قدمت آنها را به اوایل دوران اسلامی یعنی حدود هزار سال پیش نسبت داد و از آنجایی که در این دوران ایران مورد هجوم اعراب قرار گرفته است؛ به نظر می‌رسد این خانه‌ها در دل کوه با امکان زندگی در بلندمدت، همراه با محل‌هایی برای نگهبانی بخاطر عدم پذیرش کیش و آیین جدید و یا بخاطر ترس از هجوم اعراب بنا شده‌است و به همین دلیل نام این غارها کافرکلی یعنی محل زندگی غیرمسلمانان است.
بارگاه امامزداه عباس: بنای چهار گوش مستطیل شکل در دوجهت قبلی و غربی ایوان دارد پانزده ستون چهارسو جلو این دو قسمت ایوان است بر دیوارهای این دو لیوان نقاشیهای مذهبی است تمثال علی بن ابی طالب وحسن بن علی و قنبر و ابوالفضل العباس با مشک آب سوار بر اسب و دو طفلان مسلم و حسین و حرریاحی بر حاشیه بالای ایوان میان سر سر ستونها، بسم الله الرحمن الرحیم روزی که شد به نیزه در آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد زکوهسار و پنج بیست دیگر مورخه سنه در گورستان اطراف بقعه درختان آزاد و شمشاد است. گرداگرد تنه درخت آزادی به 525 سانتی متر می رسد.
پل سنگی: پل سنگی که پلور را به لار متصل می کند یک پل سنگی است که در بر روی آب رود و دریاچه لار در زمان پهلوی احداث شده است که از معماری زیبا و قوس مانندی استفاده شده است.
حمام اشرف السلطان: امروز این حمام به نام حمام اشرف معروف است که رابینو آن را به نام حمام اشرف سلطان خوانده است. این حمام شامل سربینه یا رختکن است . سر بینه شامل سه وسط حوض و راهرو و دو طرف آن دو قسمت رختکن است. از رختکن به گرمخانه و از آنجا به صحن حمام وارد می شود.نوره خانه قدیمی دراز وطولانی بود و نور کافی نداشت.امروز قسمتی از گرمخانه را اختصاص به این دو داده اند.کاشیهای قدیمی سربینه بر جای بود که قدمت پاره ای از آنها به زمان صفوی می رسد.
دخمه و فجه عالی: در محله راست گوی آمل دخمه وقبه عالی برای داعی کبیر ساختند. هنوز آن عمارت باقی است و مولانا اولیا الله نوشته است ، در ایام طفولیت اگر چه عمارت رو به خرابی نهاده بود، اما صندوق کهنه ای آنجا دیدم و در میان دیوار گنبد، راه گرد می گردد و بر بالا می رود و هفتاد پاره دید درنواحی آن بغیر از باغ و ضیعه و حمام و دکان بر آنجا وقف فرمود روز دوشنبه نیمه رجب سنه 270 وفات یافتاین مکان مرقد داعی کبیر است. عمارت و مقبره میر بزرگ مشهد میر بزرگ عمارت و مقبره ای است که مربوط به دوره صفوی -قرن ۸ ه‍.ق است و در آمل، سبزه میدان، محوطه مصلی آمل واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مشهد میربزرگ: از بناهای تاریخی مهم و بزرگ مازندران و ایران به شمار می‌رود. که معماری خاص کاشی سازی ایرانی در آن بهکار برده شده است ،ساختمان اصلی بقعه میربزرگ متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که با طرحی چهار ضلعی ساخته شده ولی ساختمان کنونی آن به قرن یازدهم هجری و دوره صفوی مربوط می‌باشد. این بقعه از نظر ویژگی‌های معماری، تزئینات، کاشی‌کاری نماها و خصوصاً سر در ورودی، اهمیت تاریخی دارد.کتیبه قدیمی در زیر طاق آن وجود دارد و کاشی کاری آن منحصر به فرد در داخل بنا و بیرون آن موجود است.داشتن حوز در بالای بقعه یکی از شاهکار های آن زمان بوده است که بعضی وقت ها طلبه ها در قدیم برای خواند درس به بالای عمارت میرفتند و درس میخواندند.در زیر گنید و شبستانهای و اتاقهای جنبتین و سر در مقبره روی جرزهای آن قطعات خشت کاشی مربوط به دوران صفوی باقیمانده همچنین مقداری کمربند داخلی گنبد نمایان است.این بقعه را اسکندر شیخی پسر افراسیاب چلابی که حکومتن آمل را از طرف تیمور عهده دار بود به دشمنی اجدادی در سنه 796 قمری خراب و ویران کرده ولی پس از فوت امیرتیمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال 814 قمری به همت سید قوام الدین پسر سید رضی الدین وکمک اهالی بقعه بزرگ به شکل اول ساخته شد . سپس در عهد سلاطین صفویه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه دینی بقعه مزبور با بهترین کاشیکاری و تزیینات نفیس تکمیل گردیده ؛ ولی به مرور ایام این بنای عظیم وشاهکار تاریخی براثرعدم مراقبت دولت های وقت خراب شده وتمام آجرهای کاشی و اشیای نفیس موزه آن که در دو دروه سلطنت طولانی سلسه مرعشی و صفویه در این بقعه عالی جمع آوری شده بود و همچنین آثار گرانبهای تجاری صندوق ضریح وغیره به وسیله عده ای از بی خردان سود جود ویهودیان به یغما رفت و جز خرابه ای بیش باقی نمانده و حتی موقوفات بقعه نیز به مرور ایام چپاول گردیده است.ولی در اواخر یک مرمت کوتاهی شده است.درباره ی نسب میر بزرگ گفته اند که او از فرزندان علی المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضی نورالله شوشتری درباره علی المرعش می نویسد که, کبوتر بلند پرواز مرعش می گوینند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومکان انصاف معروف بود ، بنابراین وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است وهمو فرموده سادات مرعشیه به اومنتسبند و سادات عالی درجه مازندران که به تشیع مشهورند از جمله اعقاب اویند به ویژه سلاطین قوامیه مرعشیه مازندران,نسب دقیق او را میر قوام الدین بن سید صادق بن سید عبدالله بن سید ابوهاشم بن سید علی بن سید حسن بن سید علی المرعش بن سید عبدالله بن سید محمد الاکبرین بن سید حسن بن سید حسین الاصغرین امام زین العابدین علیه السلام گفته اند.نوشته اند آن بزرگوار مدتی در خراسان به سلوک مشغول بوده بعد از آن به مازندران وطن خود بازگشت.این بقعه که آرامگاه میر قوام‌الدین مرعشی سرسلسله شاخه‌ای از سادات مرعشی به نام مرعشیان تبرستان است، صندوق چوبی نفیسی داشت که دراثر آتش سوزی نابود شد و تنها چهار چوب آن باقی مانده‌است. بر روی این چهارچوب تاریخ ۱۰۳۳ هجری قمری حک شده‌است. بنای فعلی بقعه در دو طبقه احداث گردیده که با توجه به کثرت اتاق‌ها و شیوهٔ معماری، به احتمال قریب به یقین به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غیره مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
آرامگاه فخر و فضل: مرقد آنان به صورت دو گنبد کوچک هشت ترکی است که بلندی آن گنبدها چندان زیاد نیست،اینجا زیارتگاه بود و مردم بر مرقد آنان شمع روشن می کنند. محوطه بقعه ها تقریبا کمتراز 100 مترمربع هست. این مرقدها در قادی محله در کنار رود واقع است و مربوط به سال 1293 قمری است.
قلعه فرنگیس: قلعه در کوه الیمستان قرار دارد و ما؛من دختری به نام فرنگیس بوده که دختری زیبا رو که از این قلعه به هند مهاجرت کرد.
برج آرامگاهی سه سید حیدر: آرامگاه سه سید (میر حیدرآملی) مقبره سه سید میر حیدر آملی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پائین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این بنا در محیطی تاریخی و قدیمی با وجود حیاط زیبا و موزه تاریخی بنا شده و یکی از نمادهای معماری آرامگاه سازی در ایران است.حکیم عارف صوفی, بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی (زاده:۷۲۰ هجری آمل، درگذشت: ۷۹۴ ) عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است.وی از نوادگان علویان مازندران است که نسبش به سجاد (امام چهارم شیعیان) می‌رسد. اين بنا آجري با برج 8 ضلعي و گنبد هرمي با ارتفاع 12 متر مي باشد.قسمت پايين بنا چهارگوش است و در ورودي با طاق جناقي در ضلع شرقي است.و ضلع مقابل آن از خارج داراي دو طاقنماي باريك است به خلاف ضلع ديگر كه هر كدام يك طاقنما به پهناي 207 سانتيمتر در ميان آن بنا شده است بالاي طاقنما محلي براي نصب كتيبه دارد.و بالاي آنها در هر ضلع ده قرنيس سينه كفتري و كشكولي است و بالاي هر دو قرنيس كشكولي نيم دايره اي از كاشي است.چهار كنج بالاي نما را از داخل جمع كرده و چهار ضلع ديگر بوجود آورده اند كه با چهار ضلع اصلي مجموعا 8 ضلع مي شود كه كمربند گنبد را تشكيل مي دهد و سقف را بر آن بنا كرده اند و با آن از خارج گنبد مثمن القاعده است.مصالحي كه در اين بنا به كار رفته آجر و گچ مي باشد که در نوع خود در بین برج ها و مقبره های چهار ظلعی و قرنیس جالب توجه و خاص است.در داخل حیاط مقبره پارک کوچک و مقبره ۶ شهید گمنام هم دیده می شود.متن كتيبه صراحت دارد كه در اين گور جد ابوالقاسم پسر ابوالمحاسن روياني آملی به خاك سپرده شده است نه خود ابوالمحاسن روياني كه به دست اسماعيليان كشته شد.بسم الله الرحمن الرحيم .لا اله الا الله . محمد رسول الله الملك ليله العزه لله الحمدلله هذه قبر الامام السعيد القاضي القضاه تاج الدين فخرالاسلام . ابوالقاسم بن الامام الشهيد فخر الاسلام ابوالمحاسن الروياني آملی قدس الله الروحهاين كتيبه سنگي قبر سيد سه تن يا مير حيدر آملي است.
امامزاده حسن: در دهکده لهاش آمل واقع شده است . بقعه ای است که درها وصندوق بقعه ساده و بدون تزئین وکنده کاری است . بنا از داخل چهار گوش وهر ضلع آن طاقنمایی با طاق جناغی است. با ساختن این طاقنماها کمربند گنبد را تبدیل به دایره کرده اند .و گنبدی مدور براین دایره زده اند. این گونه جمع کردن چهار ضلعی و زدن گنبد درنوع خود بی نظیر است. تخته ای به پهنای 11 درازای 93 سانتیمتر که باقیمانده صندوق قدیمی است ، داخل بقعه ،این عبارت بر آن خوانده شد : تحریر افی شهر جمیدی الا خرسنه شمان شمانین سعمایه ساعی خیر کما محمد.
حرم امامزاده ابراهیم: یکی از مقبره های بلند در ایران و از دو امامزادهٔ معروف شهر آمل است و یکی از خاص ترین امامزاده های ایران است و هم‌اکنون از بناهای تاریخی شهر آمل محسوب می‌شود. اين امامزاده به دليل آثار نفيس چوبى از قبيل در، صندوق و همچنين تزئينات و کتيبه‌هاى زيباى قاجار اهميت هنرى و تاريخى دارد.[۴۰] این بنا با پلان مربع شکل و بدنهٔ آجری و گنبد هرمی‌شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شده است. از ویژگی‌های خاص این بنا می‌توان به ارتفاع بلند آن، دیوارهای محصور کننده‌اش، برج مکعب شکل و گنبد هشت ضلعی آن اشاره کرد.این بنا در سال ۹۲۵ هجری قمری به وسیلهٔ خواجه عبدالله نامدار، فرزند درویش حاج کفشگر، ساخته شده و بانی آن عبدالله ابن شاه حسین قاضی بوده است. سازندهٔ مقبره آن نیز محمد حسین نجار است. چهار چوبهٔ این مقبره از شاهکارهای نجاری باستانی است که آیات قرآنی درآن حک شده است. در خارج دیوار محوطهٔ گنبد امامزاده ابراهیم آب انباری موجود است که در سال ۱۳۱۵ قمری توسط امیر مکرم لاریجانی اسکی ساخته شد. این بقعه از سمت غرب به خیابان طالب آملی و از سمت شرق به قادی محله وگرجی محله محدود است.در داخل حرم کتابخانه عظیم برای مطالعهساخته شده است.
مقبره و گورستان امامزاده قاسم: بنای امامزاده قاسم متعلق به قرن هشتم هجری قمری است و در محله پایین‌بازار آمل و در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد. از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگیهایی است که آن را منحصر بفرد نموده، بطوریکه نظیر آن در مازندران دیده نمی‌شود. بنای ۸ ضلعی با گنبدی کوتاه بر روی یک صفحه قرار دارد که با ملاط بر روی آجر، تزئیناتی روی آن صورت گرفته‌است.بالاى طاق‌نماها، سه قرنيس سينه کفترى ديده مى‌شود. بام بنا سفال‌پوش است و ورودى آن در جهت شرقى بنا قرار دارد. سه پنجره نورگير چوبي، در اضلاع شمالى و جنوبى و غربى تعبيه شده است.در کنار این برج کوتاه یک مسجد و یک حیاط که قبرستان است وجود دارد.
امامزاده عبدالله: از امامزاده های عظیم و قدیمی، هنگامی که در جادهٔ هراز به سوی آمل در راهید، پنج کیلومتر مانده به آمل، جاده‌ای از راه اصلی جدا می‌شود که از میان جنگل‌های انبوه، به امامزاده عبدالله می‌رسد. امامزاده عبدالله در واقع روستایی کوچک است که آرامگاه امامزاده عبدالله را در برگرفته. این آرامگاه، گذشته از صحن و بقعه‌اش، حجره‌هایی برای اقامت مسافران و زایران و نیز بازاری در ضلع غربی‌اش دارد.در حال حاظر این مقبره خراب شده و به جای آن یک حرم عظیم در حال احداث است.
آرامگاه ناصرالحق: برج آرامگاهی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پایین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.ملگنوف می گوید: گنبد ناصرالحق که یکی از سادات حسنی است در آمل قرار دارد، بهرحال این گنبد دارای چند درب ورودی و گنبدی مدور که در سابق دارای سرامیک الوان بود و هنوز تکه هایی از ان آثار باقی است. در داخل بنا، سقف مدور وجود دارد که در بالای آن سوراخی وجود دارد و به گنبد بنا می رسد. مولانا اولیاء الله آملی می نوسید مقبره ناصر الحق در قرن نهم هجری قمری توسط سیدعلی ساخته شده است.
قلعه دوم شاهان‌دشت: معروف به برج سی شاهادنشت در کنار قلعه عظیم ملگ بهمن قرار دارد که در زمان قدیمبه صورت پناهگاه استقاده می شد.
مقبره مولانا سید حسن ولی: در قريه نياك مزاري است كه آستانه متبركه منوره و سركار فيض آثار و اطاق سرا خوانده مي شده است بارگاه نوراني از سيد حسن ولي يا درست بگويم درويش تاج الدين سيد حسن ولي و قبري است از برادر وي سيد علي (درويش عالی) و قبری از يكي دراويش و اساتيد حضرت سيد ولی ، درويش سهراب قبر و مزار اين بزرگواران در سنوات مختلف زماني بازسازي گرديده است ، از آنچه نگارنده بابت اين بازسازي به ياد دارد مرمت سال 1352 شمسي و سال 1380 شمسي مي باشد .صندوق چوبين مرقد درويش حسن ولي را پوشانده بود كه بر بدنه شرقي آن اين عبارت حك شده است، نذر كرد امير اعظم امير حسين امير داوود طاب ثراة في تاريخ ماه محرم سنة ثمانة ستين و ثمانمائة (866) ه - ق "متصل به بقعه درويش تاج الدين سيد حسن ولي مسجدي بزرگ تازه ساز بود،سيد حسن ولي و برادرش علي نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله پدر سيد عماد الدين فتح حسنی.درويش تاج الدين سيد حسن ولی خود از پارسايان و عارفان بشمار مي آمده و از دودمان همين گروه هم بوده است و او را ولي يا ولي الله مي خوانده اند و از او چنين وصف كرده اند،سركار با بركات تقوي شعاري سالك راه يقين خداوند و مخدوم سلالة الزهاد و العباد حضرت مفخر العرفا و الفقرا و الصالحين قدوة الفقرا قطب العارفين السالكين والمحققين زبدة المشايخ و الصلحاء و المتشرعين و والمتورعين تاج الملة و الحق والدين افتخار و المتورعين قدوة العارفين و السالكين المخصوص بنظر رب العالمين درويش حسن ابوالحسين. در سندها در بود آن حضرت و بدنبال نام او آمده ، او ام الله انفاسه و بركاته الشريفه ، ادام الله انفاس بركاته ، دام ورعه ، زيدت بركاته ، دام بركته ، زيد فقره ، دام السعادته "و در بعد از وفات آن عالي مقام دعاهاي نورالله مرقده ، قدس سره ، جناب رضوان ماب نور مرقده ديده مي شود.
سقانفار هندوکلا: از قدیمی ترین مکان های محلی خاص است،سقانفاری در روستاى هندوکلا در شرق شهرستان آمل و در مسير جادهٔ بابل به آمل قرار دارد. در گوشه‌اى از ميدان کوچک روستا، دو سقانفار به چشم مى‌خورد که يکى از آنها ساده و فاقد نقش و ديگرى داراى نقوش بى‌شمار است.گستردگى خط و نوشته، موجب تمايز اين سقانفار با نمونه‌هاى همسان خود شده است. به گونه‌اى که از تمام اشعار مرثيه دوازده بند محتشم کاشانى به صورت گزيده استفاده شده است.در پايان نام خادم، نقاش، کاتب و تاريخ و حديث بدين شرح آمده است: خادم درگه شاه‌مردان حاجى قربان بن کربلايى رمضان که معروف به حاج قربان مشاور حقوقی سپه سالار بوده است، -کرده نقاشى اين رفيع بنايى بنده خالى مخلص حق ميرزا بابايى از عباسعلى کتيبه العاضى شفيع قزنچاهى ۱۲۸۸ لافتى الاعلى لاسيف الا ذولفقار.از نظر نقوش نيز اين سقانفار متمايز است و شاخص‌ترين نقش‌ها و تمثال شخصيت‌هاى مذهبى با هاله‌اى از نور و عمامه سبز بر سر که تجسم ائمه اطهار است و کاروانى از زنان و يک کودک و يک دختر کوچک و مردى پيشاپيش کاروان گوياى کاروان مظلوم کربلا و محتملاً از رقیه و امام سجاد زينت‌ بخش اين مجموعه است.نقش ديو سفيد مازندران که چندين بار تکرار شده و نقش مردى برهنه و حيوانى در حال خوردن بدن او، از نقوش بسيار جالب اين سقانفار است.
پل و غار پلمون:از پل های قدیمی و در زمان خودش از پل های سبک سنتی بوده است،غار پلمون یا بلمون غار دست کنده پل مون در استان مازندران، در 121 کیلومتری شمال شرقی تهران، و بین دو روستای پلور و گزنک و ابتدای دوراهی هراز به رینه قرار گرفته است.غار دست کنده پل مون از شاهکارهای معماری سرزمین ما در دوره​های گذشته، و سبک معماری این مجموعه از شیوه معماری غار کرفتو نیز پیچیده​تر است.
بناکنندگان تمامی دژصخره​های مجموعه پل مون از تکنیکی پیشرفته و اطلاعاتی فراوان در صنعت سنگ تراشی و قلعه​سازی برخوردار بوده​اند، زیرا انتخاب محل و تکنیک به کار رفته در ساختمان اتاق​ها، محل قرار گرفتن نورگیرها و ارزش دفاعی آن​ها، شیوه ساختن ورودی​ها و نقش مؤثر آن​ها در ایمنی مجموعه و مشکلاتی که ضمن تصرف دژ برای مهاجمان به وجود می​آوردند، همه نشان دهنده توان بالای تمدن از اقوام ایرانی سازنده آن هستند. مشاهده شکوه این معماری و حساب گری در ساختن آن، برای هر بیننده کنجکاو می​تواند جذاب، آموزنده، و جالب باشد.
عمارت منوچهری: این عمارت در بافت قدیم آمل قرار دارد و بنا مربوز به دوره قاجار است که در زمان قدیم یک عمارت و خانه ایانی بوده است،که یک مجموعه کامل می باشد.این بنا یکی از شاهکارهای دوره قاجاریه است که به صورت ورودی هشت ظلعی و عمارت پهن ساخته شده است.
سروچمان هزار پله:
در منطقه جنگی هراز وافع شده است و دارای چند پله جوبی است که یکی از جاذبه های زیبا این منطقه است قوس چوب و چندین پله که برای عبور و مرور ساخته شده است.
مسجد امام حسن عسگری: یکی از کهن ترین مساجد ایرانی و قدیمی ترین حوزه علمیه ایران مسجد امام حسن عسگری است که کهن ترین مسجد آمل هم نام برده می شود. سازمان میراث فرهنگی مازندران تاریخ بنای این مسجد را سال 140هـ ق می دانند . بنای اصلی آن متعلق به قرن دوم-سوم قمری است وگلدسته هشت ضلعی با بامی سفالین ساخته شده که بر فراز مسجد واقع است متعلق به قرن ششم هجری قمری است. در برخی منابع نام این مسجد، مسجد امام حسن آمده وبرخی معتقدند که کلمه عسگری بعدها به آن اضافه شده است. ودر برخی منابع آمده که امام حسن عسگری در این مسجد نماز گزارده و نام مسجد به نام او گردیده است . این مسجد در پایین بازار آمل واقع است . موضوع ورود حسن بن علی به مازندران هنوز مورد تردید است . احتمالا این مسجد توسط حسن الطروش حسن کبیر ساخته شده است . ناصر کبیر اسمش حسن بود واز آنجایی که ناصر فرمانروایی مذهبی بود مردم او را امام می نامیدند واین مسجد به نام اوست که بعدها کلمه عسگری به آن اضافه شده است . ناصر کبیر مسجد رادر قرن سوم هجری قمری ساخته است.
آرامگاه میرزا شاه: آرامگاهی سه ظلعی در آمل مدفن عارفی زاهد به نام میرزا بابا شاه است،در داخل مقبره یک کتیبه چوبی است که در آن نوع ساختار اولیه بنا ذکر شده است و نسب میررا شاه در آن ذکر شده است.
خانه شفاهی: یکی از زیباترین خانه ها ایرانی که با وجود به المانهای موجود در این بنا نقاشی ها و گچبریها و پنجره های اروسی و طاق و قوس های موجود در بنا می توان گفت متعلق به دوره قاجار است،در طبقه دوم آن تزئینات زیبایی دیده می شود و گمان می رود که خانه شاه نشینی بوده است ،گچبریهای زیبا با نقش های گل و بوته و اروسیهاو طاق ها با قوس زیاد داخلی و شیشیه های نور گیر مشبک اشاره کرد.
ماهانه سر: دژ و قلعه ماهانه سر قلعه ای است به مازندران که آن قلعه در دست حکام سادات زیدیه بودو امیر تیمور آن را تسخیر و تاراج نمود. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ناحیه ای نزدیک آمل که بعدها محل مستحکمی برای استقرار فرمانروایان خاندان مرعشی مازندران شد و تیمور این قلعه را محاصره و کمال الدین بن قوام (763-795 هَ .ق .) مرعشی را اسیر کرد و به کاشمر فرستاد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد ص 153 و 189). و رجوع به همین مآخذ و ابن اسفندیار ص 37-38 شود.
برج هشتل: برج هشتل مجموعه عظیم پنج برج آرامگاهی است.این برج ها یکی از خاص ترین مکان های تاریخی هستند که به شکل مثلث کنار هم چیده شده اند.بزرگترین برج آن مربوط به يکي از سرداران ميرقوام الدين مرعشی ،سر سلسله مرعشيان است. شهرت اين سردار به دليل مقاومتي ست که در زمان حمله تيمور از خود نشان داد مي باشد.سردار سپاه مير قوام الدين جان خود را براي حفاطت مردمش در مقابل حمله چنگيز از دست داده است.بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است که مسجدی متصل به آن است و ایوانی در جلوی مسجد ساخته شده است.بنای اصلی از داخل چهار گوشه است . در هر یک از اضلاع یک طاقنمای بلند است . با چهار گوشواره گود ، چهار ضلعی تبدیل به دایرۀ کامل شده و بر روی این دایره گنبدی بلند نوک تیز زده اند.نمای خارجی بنا چهار ضلعی است که میان هر یک از اضلاع طاقنمای بزرگی است . بالای هر یک از بدنه ها سیزده قرنیس سینه کفتری است . گنبد بنا از خارج از نوع گنبد های زاویه دار مخروطی است سه گنبد دیگر در گورستان به بقعه متصل است.این بنا در تاریخ 7/5/1382 به شماره 9351 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
حرم امامزاده هاشم:
امامزاده هاشم مهمترین جاذبه مذهبی جاده هراز است. این امامزاده در مرتفع‌ترین نقطه این جاده و در گردنه‌ای به همین نام واقع است. نسب او را به امام حسن مجتبی می‌رسانند. این امامزاده با شماره ۶۱۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. به نظر می‌رسد در گذشته در کنار این بقعه، کاروانسرایی وجود داشته که امروز اثری از آن به چشم نمی‌خورد.این محل هنگام گذر از جاده هراز، محل ورود به استان مازندران است.
امامزاده محمد طاهر: مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه. ق. است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای رینه واقع شده و این اثر در تاریخ ۰۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت۹۳۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
حسینیه مدنی: از جمله حسینیه های زیبا و قابل توجه از نوع خاص معماری و پلان های زیبا است که در زمان صفوی - قاجاریه بنا شده است.

آتشکده سی شاهاندست:برج و اتشکده سی شاهاندشت از بناهای قبل اسلام بوده که در زمان قدیم اتشکده بوده که از معماری خاص دوره قبل از اسلام بوده این بنا همچنان پا برجاست ولی رو به خرابی است.

بقعه محمد قریشی گزنک :مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای گزنک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۸۱۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه تنگ سفید آب: مربوط به پیش از اسلام - دوره صفوی است و در شهرستان آمل، دشت لار، شرق رودخانه سفید آب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۳۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلعه قلابن: در فاصله میان قهوه خانه قلابن و آبگرم واقع در جاده هراز استان مازندران در غرب بر بالای دامنه ی خاکی در روستاي مريجان آمل واقع شده كه با شواهد موجود در قلعه از دو بافت جدا در سنه هاي مختلف شكل گرفته است . در ديوار اصلي ،بعلت استفاده از آجرهاي دوران اسلامي نشان از جديد بودن بنا دارد ،ولي در بخش سيلو ،و جاي نگهداري عسل از خشت ساساني استفاده شده است.وجود ساختمان اين قلعه در بالاي صخره بسيار بلند ،نشان از موقعيت نگهداري امكانات نظامي وپناهگاهي براي بزرگان وقت مي باشد. . این قلعه عبادتگاه و مسکن پیشوایان دینی بوده است . این محل معبدی است که بی شباهت به آتشدان های پاسارگاد و نقش رستم نیست . متاسفانه قلعه كاملاً بدست سود جويان ،در حال ويراني ميباشد

پل شاه عباسی هراز:بقاياي اين پل در جاده هراز ، بعد از پلور و در دره اي تنگ و کوهستاني ، بر روي رودخانه هراز واقع گرديده و بناي آن مربوط به شاه عباس صفوي است که در دوره‌هاي بعد چندين بار مرمت شده و در دوره اخير بجز بقاياي اندکي از پايه هاي کناري ، بقيه از بين رفته است. اين پل حداقل تا اواخر دوره قاجار مورد استفاده بوده است. راه کاروان رو قديمي تهران – آمل در دوره صفوي و قاجاريه از اين دره مي گذشته است. امروزه با احداث تونل بزرگي ، جاده از کنار دره ، علاوه بر بقاياي پل قديمي ، نقش برجسته بزرگي از ناصرالدين شاه قاجار و همراهان وي وجود دارد. اين پل در زمان آباداني داراي يک دهانه به عرض حدود 13 متر و عرض رويه نزديک به 3 متر بوده است. پل از سنگ هاي برش خورده ساخته شده و رويه آن از سطح معمولي آب حدود 15 متر ارتفاع داشته است.

بازار قدیم آمل:بازار قدیم آمل معروف به چهارسوق یا پایین بازار آمل یا  بازار قدیم شهر تاریخی آمل  که در مرکز شهر قرار دارد، رکن و هستهٔ اصلى و اوليهٔ سازمان دهندهٔ‌  بافت شهر قدیم به شمار مى‌آيد. با اين که در بعضى از قسمت‌هاى اين بازار تغييرات شتاب‌زده و نوسازى‌هاى غيراصولى انجام شده و به دليل مقتضيات اقتصادى - اجتماعى روزگار، زيبايى قبلى را از دست داده، ‌ اما هنوز داراى اهميت و اعتبار است و به عنوان یکی از باستانی ترین بازارهای ایرانی است.قدمت این بازار به قبل از اسلام و ساسانیان بر میگردد و یکی از آبادترین بازارهای بزرگ فرهنگی در شهرهای مشهور اقتصادی آن زمان خود بوده است. اين بازار همچنان ارتباط خود را با محلات مسکونى مجاور، به ميزان قابل توجهى حفظ کرده است و به صورت مرکز تجمع و داد و ستد مردم، داراى عملکردى ممتاز است. مغازه‌هاى اين بازار با سقف سفالى شيب‌دار و جلو آمده به خاطر محافظت از باران و آفتاب داراى فضاهاى باز داخلى براى تشکيل بازارهاى هفتگى در روزگار گذشته است. اين بازار نيز مانند بازارهاى قديمى ديگر، ‌ علاوه بر وظيفهٔ اصلى خود يعنى مبادلهٔ کالا، نقش فرهنگى و مبادلهٔ افکار و عقايد، ‌ نشر اخبار و مرکز ارتباطات اجتماعى مردم نيز بوده است. در حال حاضر اين بازار نقش بسيار مهمى را در زندگى اقتصادى - اجتماعى مردم ايفا مى‌کند. ساختار فضايى، عناصر معمارى و کالاهاى صنايع دستى و محصولات بومى آن از جاذبه‌هاى بازار به حساب مى‌آيند.بازارچه های کوچک ،مغازه ها سقف ها مساجد ها و تکیه ها و عمارت ها و گرمابه هاو حمام های زیادی در گوشه کنار این بازار پدیدار است،راسته های متفاوتی در بازار مانند راسته عطاران راسته طلا فروشان راسته نمادمالان راسته پالان دوزان و نوراسته و... وجود دارد راسته بازار قدیمی آمل تا قسمت کاشی محله (مسجد تاریخی حاج علی کوچک و دیواره تاریخی شمع) ادامه می یابد.

دیگر:از جمله آثارهای دیگر می توان به حسینیه قلعه ها و خانه ها و کاخ ها و سقانفارهای تاریخی اشاراه کرد.

وچند صد جاذبه های دیگر...

همچنین در مناطق تاریخی دابودشت تپه های باستانی زیادی وجود دارد و همچنین دیواره ها و عمارت های متعددی در پایین بازار یا شهر قدیم آمل وجود دارد و قلعه های متعدد و کشف نشده یا نیمه بر افراشته در لاریجان آمل به تعداد زیادی دیده می شود همچنین دشت شقایق دشت های جلگه آمل مانند نگینی زیبا هستند از طرح ها متعدد دیدنی می توان به بزرگترین منطقه پرورش ماهی خاورمیانه یعنی آمل اشاره کرد،آثارهای تاریخی وباستانی تپه سنگ ها آبشار ها حمام ها در روستاها که به دوره صفوی ساسانی می رسند نیمه برافراشته اند و تاریخی و دیدنی،غارها در کنار آبشارها پدیدار است...همچنین آثارهای زیاد دیگری در منطقه تاریخی و باستانی و طبیعی هراز مانند کاروانسراها پلها و آبشار های زیادی دیده می شود.در روستا ها هم سقانفار ها و تکیه های متعدد و عمارت های خان نشین از جاذبه های دیدنی و گردشگری آمل هستند.


موضوعات مرتبط: جاذبه های گردشگری
[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 6:26 قبل از ظهر ] [ روابط عمومی پایگاه ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وب ما

امکانات وب

استانداری مازندران

فرمانداری آمل

شهرداری آمل

پایگاه اطلاع رسانی مازندران

اداره فرهنگ و ارشاد آمل

میراث فرهنگی و گردشگری مازندران

دانشگاه شمال